۱۳۹۶ دی ۲۵, دوشنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۸۲ - نظریاتی در مورد ایلامیان و تمدن ایلامی


نکاتی پیرامون ویژگی های ایلام و ایلامیان
ایلام (به فارسی باستان: اووْجه، هووجه)، نام یک تمدن در منطقه‌ای است که بخش بزرگی در جنوب غربی فلات ایران را در پایان هزارهٔ سوم قبل از میلاد در بر می‌ گرفت ولی در دورهٔ هخامنشیان به منطقه جغرافیایی سوزیانا شوش تقلیل یافت. ایلامیان کشورشان را «هَلتَمتی» به‌معنی «سرزمین خدا» می ‌خواندند، اکدیان  آن را «اِلامتو» می ‌گفتند و سومریان آن را کشور «بالا و مرتفع» می ‌خواندند. در ۲۷۰۰ پیش از میلاد، نخستین پادشاهی ایلام در شوش در جنوب غربی ایران تشکیل شد. سفالینه ‌های نقاشی شده متعلق به حدود ۳٬۵۰۰ پیش از میلاد در شوش واقع در ایلام بیانگر دوره‌ای پیشرفته از طرح‌ های هندسی، ایجاد سبک خاص از انسان و شکل ‌هایی از جانوران در آنها می باشد. حدود ۲٬۷۰۰ پیش از میلاد پادشاهی ایلام به پایتختی شوش تشکیل گردید. همچنین حدود ۲۰۹۴ تا ۲۰۴۷ پیش از میلاد ایلام توسط شولگی پادشاه دوم سلسله سوم اور تسخیر گردید و بعداً در سال ۲٬۰۰۴ پیش از میلاد سلسله سوم اور توسط ایلام واژگون ‌شد. در سال ۶۳۹ پیش از میلاد آشور بانیپال شاه آشور، ایلام را شکست داد و شوش را غارت کرد. پس از این جنگ، ایلام هرگز به عنوان یک قدرت مستقل ظاهر نگردید. ایلامیان از آغاز دوره پیش ا‌یلامی تا پایان دوره ایلام نو، حدود ۲۶۶۱ سال در جنوب غربی ایران زندگی و حکومت می‌ کردند
نقشه ی سرزمین ایلام و قلمرو ایلامیان
سرزمین ایلام را بر اساس کتیبه های آن قوم و کتیبه های کورش و داریوش سرزمین "انشان" یا "انزان" می شناسند که شامل سه قسمت بوده است. قسمتی را  "هاتم تی" یا به گفته ی کورش بزرگ "گوتو" می خوانده اند و قسمت دوم  را "انشان' یا "انزان" و بخش سوم را به مناسبت شهر شوش و جلگه ای بودن آن "انزان سوسونکا" می نامیده اند. ایلام بزرگ در اوج قدرت  حکومتی به وسعت یک امپراطوری بوده که علاوه بر پوشش اکثر بخش های سرزمین ایران، بخش های از بین النهرین و سوریه و حتی تا دریای مدیترانه را در بر می گرفته است. اما در مورد محدوده ی قلمرو ایلامیان هیچ نقشه ی دقیقی وجود ندارد
آیا "ایلامیان" آریایی تبار بوده اند؟
بنا بر نوشتاری پیرامون "تمدن ایلام" در تارنمای آرتیاس: "مهمترین و جنجال بر انگیز ترین سوالی که در مورد ایلامیان مطرح است آریایی بودن و یا نبودن آن هاست. در جواب این سوال بحث برانگیز باید گفت که آنچه که در برسی های باستانی از استخوان و جمجمه پیدا شده در قلمروی قدیمی ایلام  بدست آمده حاکی از این است که هیچگونه آثار نژاد دورگه (نژاد زرد سیاه و احتمالا گونه غیر متعارف از نژاد سفید) در لرستان و خوزستان و مناطق دیگر که پهنه ی ایلام را تشکیل می داده دیده نمی شود. افزون بر آن هیچ برخورد نژادی در کار نیست. کوروش بزرگ به راحتی خود را انشانی یعنی ایلامی یاد می کند که این نشان می دهد که پارسی و انشانی در دید او یکی بوده است. تمام این مطالب و گواه های تاریخی اشتراک نژادی  مردم ایلام با سایر قومیت های نژادی آن زمان ایران را می رساند. همچنین لباس پارس ها و ایلامی ها به روایت "هرودوت" مانند هم بوده و شباهت های فراوان دیگری نظیر "آداب و رسوم" و "احترام به زنان" نیز محسوس بوده است و نگاره ها و جمجمه ها نشان می دهد که ایلامیان همان ایرانیان و آریا های اصیل بوده اند".
برخی از مهم ترین آثار و نقاط بجا مانده از تمدن ایلامی در فلات ایران
شهر باستانی شوش (سوزا) واقع در استان خوزستان یکی از قدیمی‌ ترین سکونت ‌گاه‌ های شناخته‌ شدهٔ جهان و احتمالاً در ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد پایه‌گذاری شده است، با وجود این‌که نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد است. طبق اسناد باستانی شوش از مهم‌ترین و باشکوه‌ترین شهرهای باستانی ایران و جهان بوده است و فعالیت‌های باستان‌شناسی در آن ادامه دارد. در حدود ۲٬۷۰۰ پیش از میلاد پادشاهی ایلام به پایتختی شوش تشکیل گردید. شوش در دوره ایلامی‌ها هزاران سال مرکز این تمدن مهم و در دوره هخامنشیان شوش پایتخت سیاسی این امپراتوری پهناور بوده است. پس از آن نیز متأثر از رویدادهای تاریخی دستخوش تحولات بوده و پس از حمله اسکندر به‌تدریج مرکزیت خود را از دست داد. در دوره ساسانیان شوش به ‌همراه شوشتر و جندی ‌شاپور به عنوان مراکز اقتصادی تولید و صادرات ابریشم به اقصی نقاط جهان مطرح بودند.
بنای "زیگورات چغازنبیل" یکی از آثار بجا مانده از تمدن ایلامی ‌است. بنای "زیگورات چغازنبیل" که در سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت در استان خوزستان ایران، جنوب شرقی شهر باستانی شوش جای گرفته ‌است. زیگورات پرستشگاهی است كه ایلامی ها برای خدایان خود ساخته بودند و ساخت آن حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد انجام شده‌ است. "زیگورات چغازنبیل" نمونه ای از هنر ایلامی است .این بنا در سال ۱۹۳۳ توسط براون افسر زلاندی (زلاند شهری در آلمان است) كشف شد و توسط رومن گریشمن ایلام‌ شناس فرانسوی  در سال های ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۲ به طور كامل از زیر خاك بیرون آمد. زیگورات در مركز شهر "دور- اونتاش" قرار داشت كه در سال ۶۴۰ پیش از میلاد به فرمان آشور بانی پال در جنگ با هومبان هالتاش آخرین شاه ایلام ویران شد. این شهردارای دو حصاربوده كه درون حصار داخلی بخش آیینی قرار داشته ودارای هفت دروازه بوده است. جلوی پلكان جنوب شرقی هم هفت ردیف قربانگاه قرار دارد و احتمالا عدد هفت برای ایلامیان مقدس بوده است .
هَفت‌ تَپه یک محوطه باستانی در استان خوزستان حدود ۱۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر شوش واقع شده و مجموعه‌ ای از تپه ‌های باستانی‌است که احتمالاً شهر تیکنی یا کابناک از تمدن ایلام را در خود جای داده ‌است. گستردگی این محوطه ی باستانی باعث جلب توجه کاوشگران مختلف قرار گرفته‌ است. بنابر نظریه‌ هایی از این شهر به عنوان یک مرکز مهم سیاسی در زمان حکومت ایلامیان و پادشاهی "تپتی‌اهر" در سده ی پانزده پیش ‌از میلاد یاد شده ‌است که پس‌ از ویرانی آن، شهر شوش به مرکز قدرت تبدیل شده ‌است،
ایذه با نام قدیمی "انشان" یا " آنزان"، از شهرهای بختیاری نشین استان خوزستان است. مرکز شهرستان ایذه در جنوب غرب ایران است که پیشینه ی تاریخی آن بنابر پژوهش‌های انجام شده و وجود آثار و سنگ‌ نبشته ‌های باستانی مربوط به دوران ایلامیان می‌باشد. ایذه، شهر نگار کنده‌ های سنگی و صخره‌ ای ایران نام نهاده شده ‌است... ایذه در روزگار ایلامیان آیاپیر، آنزان نامیده می‌ شد و از واپسین روزگاران هخامنشی، خاستگاه الیمایی‌ها (باز ماندگان ایلامیان) بوده ‌است که هم‌زمان با دورهٔ سلوکی - پارت، بسته به شرایط، قلمرو خود را گسترش می‌دادند. مجسمه ی مفرغین "مرد شمی" از آن دوره ‌است. در دوره ی ساسانی به نام ایذه خوانده شد و با گشودن آن به دست مسلمانان ایذج نامیده شد. هزاراسفیان که به اتابکان لر بزرگ مشهور شده‌اند و در سدهٔ پنجم هجری پدیدار شدند، به آن مالمیر  (مال در زبان لری بختیاری به معنی خانه ‌است) می‌گفتند، نامی که همچنان بر سر زبان هاست. واژه باستانی ایذه در سده‌های اخیر به کلی فراموش شده بود تا این که در زمان پهلوی اول، بار دگر زنده شد و در تیرماه ۱۳۱۴ هـ. ش، از سوی فرهنگستان ایران به نام پیشین خود، ایذه نامگذاری شد. ایذه به عنوان " گنجینه ی جاویدان نقش برجسته ها" نیز شناخته شده است.
استان ایلام یکی از استان‌های باختری ایران است و در ناحیه‌ای کوهستانی و نیمه گرم قرار گرفته‌است. مرکز این استان شهر ایلام است. استان ایلام از غرب با کشور عراق، از جنوب با استان خوزستان، از شرق با استان لرستان و از شمال با استان کرمانشاه همسایه است. این استان از استان‌های کمابیش جنگلی ایران است. پیش از دوره رضاشاه به این ناحیه لرستان پشتکوه می‌گفتند. پس از شکست مسلحانه ایلات لر و قدرت یافتن حکومت مرکزی در شهریور ۱۳۱۴ ه‍.ش در زمان رضاشاه به موجب تصویب‌نامهٔ هیئت وزیران و به منظور یادآوری عظمت و شکوه تمدن ایلام باستان، نام روستای حسین‌ آباد، به ایلام تغییر یافت و این روستا به عنوان شهر و مرکز استانی به نام ایلام انتخاب شد. منطقه تمدن باستانی ایلام در استان‌ های فارس و خوزستان امروزی تمرکز داشت اما ظاهراً تصمیم دوران رضاشاه برای نام‌گذاری استان ایلام به این موضوع برمی‌گردد که منطقه پشتکوه نیز در دوره‌ هایی بخشی از ناحیه ایلام باستان بوده ‌است.
یادداشت پایانی
۱ - در مورد آریایی بودن و نبودن ایلامی ها مباحث طولانی و گوناگونی بین کارشناسان مسائل تاریخی و پژوهشگران وجود داشته است. برای آگاهی از این مباحث، علاقه مندان می توانند به نوشتارهایی تحت عنوان " تمدن ایلام " و " نژاد آریایی ایلامیان" که در بخش منابع و مآخذ به آن ها اشاره شده است مراجعه نمایند
۲ - نگارنده نیز در سروده ی "هویت در مکان است" اشاره ی کوتاهی به "تمدن ‌های ‌ایلام" دارد:
من نمی گویم چنان یا این چنینم/ ‌کیستم من، زاده ی ايران زمینم
کشور_ افسانه‌ های باستانی/ خطه ای، من برتر از ايران نبینم
یادگاری، از تمدن ‌های ‌ایلام/ مانده ایمن، از گزند_ چرخ_ ایام....
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
ایلام: تارنمای ویکی‌پدیا/ شهر باستانی شوش: تارنمای ویکی‌پدیا/ "زیگورات چغازنبیل": تارنمای اطلس تاریخ ایران/ هَفت‌ تَپه: تارنمای ویکی‌پدیا/ ایلامیان در ایران و در ایذه: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ ایذه گنجینه ی جاویدان نقش برجسته ها: تارنمای یوتیوب/ ایذه: تارنمای ویکی‌پدیا/ استان ایلام: تارنمای ویکی‌پدیا/ تمدن ایلام: تارنمای آرتیاس/ نژاد آریایی ایلامیان: تارنمای اسپندگان/ سروده ی هویت در مکان است: تارنمای گلچینی از سروده ها
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/01/blog-post_15.html
بخش های پیشین  مجموعه ی ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی

۱۳۹۶ دی ۲۲, جمعه

سناتور آمریکایی با نام خانوادگی "دوربین" چه می گوید؟


برخی از ویژگی ها و مشخصات او
دیک دوربین  (زادهٔ ۲۱ نوامبر ۱۹۴۴) سناتور ایالت ایلی‌نوی در سنای ایالات متحده آمریکا است که برای نخستین‌بار در ۳ ژانویه ۱۹۹۷ به‌ عضویت این مجلس درآمد. وی در زمرهٔ سناتورهای گروهی است که بیشتر از ۴ سال در سنا حضور دارند. دربین از جمله لیبرال ترین اعضای کنگره است. مجله ی "مادرجونز" دوربین را لیبرال ارشد سنا خوانده است. برخی دیگر از ویژگی های او به شرح زیر است:
همسر: لورتا شیفر
فرزندان: کریستین (درگذشته) -جنیفر - پل
فارغ التحصیل: دانشگاه جورج ‌تاون
تخصص: وکالت و مشاوره حقوقی
مذهب: کاتولیک
وابستگی به حزب سیاسی: حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا

تارنمای رسمی او
(به زبان انگلیسی)

مفهوم فارسی نام خانوادگی او
دوربین = کسی که اشیاء و یا اشخاص  را از دور خوب می بیند - کسی که دید چشم و نیروی بینائی قوی برای دیدن فاصله ٔ دور دارد - (دیرخواب و زودخیز و تیزسیر و دوربین  - خوش عنان و کش خرام و پاکزاد و نیک خوی: منوچهری)
دوربین عکاسی = نگار افکن - نگر افکن - ابزاری برای ثبت تصویر بر روی فیلم است.

دیک دوربین و دونالد ترامپ
★ دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا روز پنجشنبه (۲۱ دی ۱۳۹۶/ ۱۱ ژانويه ۲۰۱۸) در جلسه ای که با حضور لیندزی گراهام سناتور جمهوری‌خواه ایالت کارولینای جنوبی و دیک دوربین سناتور دموکرات ایالت ایلینویز در دفتر کارش برگزار شد، اظهارات منزجر کننده ای درباره مهاجران از کشورهای هائیتی و السالوادور به زبان آورد. ترامپ در این جلسه گفته بود چرا اجازه می دهیم که مهاجرانی از کشورهای 'گند و کثیف' به آمریکا مهاجرت کنند و با ید بیشتر میزبان مردم نروژ باشیم. دیک دوربین سناتور ایالت ایلینویز گفت: "نمی توانم تصور کنم که چنین مسئله ای در اتاق کار رئیس جمهور آمریکا رخ داده است و تا به حال شاهد چنین گفت و گویی نبوده ام. اظهارات ترامپ دردناک، نفرت انگیز و نژاد پرستانه بود". دوربین تاکید کرد که دونالد ترامپ در این نشست، اصطلاح 'گند و کثافت' را تکرار کرد.
★ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا توییتی کرده که به نظر می‌رسد در آن اشاره توهین‌آمیز به کشورهای آفریقایی، هائیتی، السالوادور را تکذیب کرده است. این در حالی است که سناتور دیک دوربین، از حزب دموکرات گفته است خود شخصا شنیده که ترامپ زبان "نژادپرستانه‌ای" به کار برده است. توییت ترامپ پس از انتشار گزارش‌هایی صورت گرفته که در آنها گفته شده رئیس‌جمهوری آمریکا با زبانی ناپسند به کشورهای آفریقایی، هائیتی، السالوادور اهانت کرده و گفته چرا آمریکا باید به مردم این کشورها اهمیت بدهد. طبق این گزارش‌ها که  روز جمعه (۲۲ دی ۱۳۹۶/ ۱۲ ژانويه ۲۰۱۸) در رسانه‌های آمریکایی منتشر شد، رئیس‌جمهور آمریکا گفته بود "چرا مردم کشورهایی را که چاله مستراح هستند، به اینجا راه می‌دهیم؟". کاخ سفید سخنان منسوب به ترامپ را رد نکرده است. ترامپ در توییتر نوشته که در اظهارات خود "از چنین زبانی" استفاده نکرده بود. او در عین حال گفته از زبانی "تند" استفاده کرده است. اما سناتور دوربین گفته است آقای ترامپ از "چاله مستراح" در سخنان خود استفاده کرده است.
★ دیک دوربین سناتور دموکرات در سخنانی گفت: اقدام ترامپ در افشای اطلاعات محرمانه به روس ها، خطرناک و بی پروا بوده است. وی تصریح کرد: اقدام رئیس جمهور، نه تنها خطرناک بلکه بی پروا بوده است. این اقدام برای او بی پروا بوده است که اطلاعات محرمانه و حساس را در اختیار وزیر خارجه و سفیر روسیه قرار دهد. رسانه های آمریکا گزارش دادند که رئیس جمهوری آمریکا، در دیدار با وزیر خارجه روسیه اطلاعات طبقه بندی شده ای را در رابطه با گروه تروریستی داعش آشکار کرده است.
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
دیک دوربین: بخش های فارسی و انگلیسی تارنمای ویکی پدیا
واژه ‌ی دوربین: تارنمای واژه نامه‌ی پارسی ویکی و تارنمای ویکی‌پدیا
سناتور ایلینویز گفت سخنان ترامپ درباره مهاجران نژاد پرستانه و نفرت انگیز بود: تارنمای قطره
'اشاره نژادپرستانه' ترامپ با خشم مواجه شد: تارنمای بی بی سی
انتقاد شدید ۲ سناتور آمریکایی از اقدام ترامپ در افشای اطلاعات محرمانه به روسیه: تارنمای خبرگزاری تسنیم
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/01/blog-post_14.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

فیل نامه


فیل در فرهنگ واژه ها
★ فیل یا پیل = حیوانی بزرگ‌جثه از رده ی پستانداران از راسته ی خرطوم‌ داران از خانواده ی فیلان است
★ فیل = در جغرافیا برای نامگذاری دهستان و یا شهر بکار می رود
★ فیل = نام یکی از مهره های شطرنج است که در هر دسته از مهره های سیاه و سفید دو تای آن وجود دارد. حرکت مهره ٔ فیل بطریق مورب است و تا هرچند خانه که در مسیرش مهره ای نباشد می تواند پیش برود
★ فیل = در اصل یونانی و در اصطلاحات سیاسی یا فرهنگی، در ترکیبات، به معنی "دوست دارنده" می آید مانند رسوفیل، انگلوفیل، ژرمنوفیل و غیره که صفت مرکب می سازد به معنی کسی که دوستدار و طرفدار (مردم، فرهنگ و یا نفوذ) روس ها، انگلیسی ها و یا آلمانی هاست
برخی از ویژگی های فیل یا پیل
فیل یا پیل نام حیوانی است که بیشتر بومی آسیا و آفریقا است. فیل بزرگترین و سنگین وزن ترین حیوانی است که روی خشکی زندگی می کند. گذشته از اندازه فیل‌ها، دو چیز دیگر که آن‌ها را از بقیه پستانداران متمایز می‌کند، خرطوم و عاج آنهاست. فیل‌ها سنگین‌ترین جانوران خشکی هستند. نوع بالغ فیل نر حداکثر ۶ تن وزن دارد. فیل‌ها ۳/۶ تا ۵/۵ متر طول و ۲ تا ۳ متر ارتفاع دارد و معمولاً وزن آنها ۴ تا ۶ تن است. فیل حیوانی گیاه‌خوار است و در یک روز ممکن است ۷۰ کیلو گرم علف بخورد و ۲۰۰ لیتر آب بیاشامد. به طور میانگین یک فیل بین ۶۰ تا ۸۰ سال عمر می‌کند و از این نظر به انسان شبیه است
برخی دیگر از ویژگی های فیل از نظر یک بانوی پژوهشگر
پروفسور فیلیس لی (بانوی پژوهشگر) بخش بزرگی از زندگی‌اش را وقف شناخت فیل‌های آفریقایی کرده و طی سال‌هایی که در کنیا فیل‌ها را مطالعه می‌کرده به نکات جالبی پی برده که بعضی از آنها را در زیر می‌خوانید:
در خانواده فیل‌ها، اگر مادربزرگ زنده و در کنار فیل ها باشد، بخت بقای خانواده بیشتر است.
فیل‌هایی که زیاد عمر می‌کنند، تا ۱۰ بچه می‌آورند، که کمتر از تعداد بچه‌هایی است که آدم می‌تواند بیاورد.
فیل‌ها با صدا به هم سلام می‌کنند و از روی صدا فیل‌های خانواده‌های دیگر را می‌شناسند. فیل‌ها دوست و دشمن را از روی صدا می‌فهمند.
فیل‌ها بسیار کند ولی مصمم‌اند. بیشتر روز مشغول خوردن هستند. به ندرت با هم کاری دارند. بیشتر روز باید بنشینی خوردن‌شان را تماشا کنی
وقتی فیل‌ها سرشاخ می‌شوند، عاج‌هایشان در هم گیر می‌کند. فیل‌های تک‌عاج می‌توانند جاخالی بدهند و از کنار یا پشت فیل دیگر را بزنند. گاهی همین یک ضربه دعوا را ختم می‌کند.
فقط جلوی فیل‌ها ادرار نکنید. چرا؟ چون می‌آیند از نزدیک بو می‌کنندتان. فیل نر برای اینکه بفهمد فیل ماده آماده جفت‌گیری است ادرارش را بو می‌کند. به همین خاطر بهتر است جلوشان این کار را نکنید. وگرنه دنبال‌تان راه می‌افتند.
انواع فیل یا پیل
هم اکنون دو گونه فیل به نام‌ فیل آفریقایی و فیل آسیایی وجود دارد. خط فرگشتی دو گونه فیل آفریقایی و فیل آسیایی حدود ٫۷میلیون سال پیش از هم جدا شد. فیل آفریقاییاین در قاره آفریقا و بیشتر در جمهوری کنگو، جمهوری دموکراتیک کنگو و کنیا زندگی می‌کند. فیل آسیایی در هند، میانمار، شبه‌جزیره مالایا، سری‌لانکا و سوماترا به سر می‌برد. فیل آسیایی دارای پیشانی متورم و عاج سبک ‌تر و گوش ‌های کوچک‌تر است. همچنین، قد فیل و عاج فیل هندی کوچک‌تر از فیل آفریقایی است. از تفاوت‌ های دیگر این دو نوع فیل آن است که در حالی که فیل‌های آفریقایی چهار یا پنج سم در جلو و سه سم در عقب دارد در فیل آسیایی سم‌ها به ترتیب چهار و پنج عدد است.
فیل در تاریخ
★ در دوران باستان از فیل‌ برای مقاصد نظامی و به عنوان سواره ‌نظام سنگین استفاده می کردند.
★ اگر چه در شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی به دفعات از پیل یاد شده اما غیر از این نه به لحاظ تاریخی و نه به لحاظ زیست شناسی سندی دال بر اینکه ایران زیستگاه فیل بوده در دست نیست. با این حال در دوره های مختلف تاریخی پادشاهان حاکم بر ایران که علاقه بسیاری به این جانور داشتند تعدادی فیل را از هندوستان به ایران وارد کردند، در آخرین مورد ناصرالدین شاه قاجار در زمان خود چند فیل را از هندوستان به ایران آورد. درهمین حال اما کشف یک سنگ نگاره در منطقه تیمره در استان مرکزی گمانه زنی ها درباره وجود فیل در ایران را دستخوش تغییر کرده است. در این سنگ نگاره که گفته می شود قدمت آن به ۴ هزار سال پیش می رسد دو شکارچی سوار بر یک فیل ترسیم شده اند که به قصد شکار، با شیئی در دست، یک جانور دیگر را دنبال می کنند. منطقه تیمره در نزدیکی شهرستان خمین یکی از غنی ترین نقاط ایران به لحاظ تعداد و نوع سنگ نگاره های کشف شده است.
فیل در جغرافیا
★ فیل: شهر و ولایت خوارزم را می گفته اند که آن را در ابتدا فیل و بعدها منصوره خوانده اند و اکنون گرگانج گویند
★ فیل: دهی است کوچک از دهستان میان رود علیا از بخش نور در شهرستان آمل
هوش فیل یا پیل
فیل‌ها از جمله باهوش‌ترین حیوانات موجود در جهان هستند. وزن مغز یک فیل حدود 5 کیلوگرم است و از نظر پیچیدگی پس از مغز نهنگ‌ پیچیده‌ترین مغز در بین جانوران است. مغز فیل از نظر واکنش به احساسات گوناگون بسیار پیشرفته است و بنا بر تحقیقات مشخص شده است که در زمینه تعقیب چندین سوژه در یک فضای سه بعدی فیل بر انسان برتری دارد. درعین‌حال این جانور بسیار نوع‌ دوست  است و در موارد زیادی به سایر موجودات زنده کمک کرده است. مواردی از کمک فیل‌ها به حیوانات در معرض خطر قرارگرفته وجود دارد.
فیل در برخی ترکیبات و اصطلاحات فارسی
- از دماغ فیل افتادن؛ بسیار متکبر و معجب بودن . به خود مغرور بودن . تکبر بیش از حد. کبر و عجبی که دیگران را ناراحت کند
- در زیر پای فیل افکندن؛ به هلاکت رسانیدن . به خطر انداختن . نابود کردن . سبب نابودی کسی شدن
- فیل آبکش = پیل آبکش: ابر سیاهی که باران آورد
- فیل کسی را یاد هندوستان دادن؛ به مستی و شور درآوردن . کسی را از حال عادی خارج کردن و در او شور و شوقی پدید آوردن
- فیل کسی یاد هندوستان کردن؛ به یاد گذشته افتادن . انتقال خیال آدمی به چیزی دور و یا نامناسب
- فیل معبری؛ فیلی بزرگ که بر آن نشینند و از دریا بدان گذرند
- فیل و فنجان؛ دو چیز نامتناسب . دوچیز را که یکی بسیار کوچک و دیگری بسیار بزرگ باشد و کنار هم قرار گیرند گویند به فیل و فنجان می مانند،نظیر: پیل و پشه
- فیل هوا کردن؛ چون در جایی ازدحام و شلوغی باشد و از کسی پرسند چه خبر است ، گوید: فیل هوا می کنند. کنایه از این است که خبری نیست و هیاهوی بسیار برای هیچ است .
- فیل زنده اش هزار تومان مرده اش هم هزار تومان؟ = هنگامی گویند که دو نوع از یک جنس را به قیمت واحد فروشند. یا برای دو چیز که یکی خوب و دیگری بد است امتیاز برابر قائل شوند
- کار حضرت فیل است : کاری بسیار مشکل و از قدرت من و شما خارج است
- کجک: آهنی باشد سرکج و دسته دار که فیلبانان بدان فیل را به هر طرف که خواهند برند و آن بمنزله ٔعنان است - آهنی باشد که پیلبانان بر سر پیلان زنند که به آرام برود
- مثل فیل باید توی سرش کوبید : درباره ٔ کسی که نصیحت نمی پذیرد استعمال کنند، زیرا فیلبان با کجک به سر فیل می کوبد
پیل و فیل در زنجیری از سروده ها
★ جستجوی "پیل" در سروده ها
★ فیلبانان و فیل از نظر سعدی
 یا مکن با فیلبانان دوستی/ یا بنا کن خانه ای درخورد فیل: سعدی
★ " فیل": در زنجیری از سروده های این زمانه
★ رباعی ویژگی های فیل
" فیل"، اندر درون_ یک بیشه/ فارغ است، از جهان_ اندیشه
حس_ بویایی اش، برای دفاع/ شده ، او را ، نکو ترین پیشه: دکتر منوچهر سعادت نوری
روز جهانی فیل
در سال ۲۰۱۱، پاتریشا سیمز فیلمساز کانادایی، و سازمان بازپروی فیل تایلند روز جهانی فیل را عنوان و اعلام کردند. برای اولین بار، در سال ۲۰۱۲، روز دوازدهم اوت، برابر با بیست‌ویکم مرداد، به مناسبت روز جهانی فیل جشن گرفته شد. از آن سال تا امروز، پاتریشا سیمز برنامه ‌های مربوط به این روز را مدیریت می‌کند. امروزه ۶۵ سازمان مربوط به حمایت از حیات وحش از این روز حمایت و برنامه‌های آن را پیگیری می‌کنند. به گزارش ایران آنلاین، در روز دوازدهم اوت، فیل ها در بالی اندونزی و میانمار با میوه های خوشمزه پذیرایی می شوند. در پناهگا ه حیوانات «وینگا باو» میانمار بیش از ۶۰۰ کیلوگرم میوه برای این جشن در اختیار فیل ها قرار می گیرد. هم اکنون این پناهگاه ۱۴ فیل دارد که مردم و گردشگران از آنها دیدن می کنند.
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
فیل: تارنمای ویکی‌پدیا/ واژه ‌ی فیل: تارنمای واژه نامه‌ی پارسی ویکی/ برخی از ویژگی های فیل از نظر یک بانوی پژوهشگر: تارنمای بی بی سی/ فیل‌ها: تارنمای حیوانات/ شکار با فیل توسط ایرانیان: تارنمای دیده بان حقوق حیوانات/ جستجوی "پیل" در سروده ها: تارنمای گنجور/ رباعی ویژگی های فیل: تارنمای گلچینی از سروده ها/ روز جهانی فیل: بسیاری از تارنماها
*
همچنین نگاه کنید به
شتر نامه
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2013/09/blog-post.html
پلنگ نامه
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/05/blog-post_11.html
خر نامه
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/12/blog-post_26.html
برخی دانستنی ها درباره ی فرمانروای جنگل: شیر
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/01/blog-post_10.html
گاو: در زنجیری از سروده ها
http://saadatnoury.blogspot.ca/2013/01/blog-post_28.html
خروس ها و سروده ها و فیلم ها
http://saadatnoury.blogspot.ca/2013/10/blog-post_11.html
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/01/blog-post_12.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ دی ۱۹, سه‌شنبه

یاد نامه ها ۳۸ - یادنامه ی آنتون چِخوف: پزشک، نویسنده ی داستان های کوتاه و نمایشنامه ‌نویس روس


ماجرای زندگی او
آنتون پاولوویچ چِخوف‏ داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌ نویس برجستهٔ روس است. در بعضی جاها نام کوچک چخوف به اشتباه به‌صورت «آنتوان» نوشته و تلفظ می‌شود. او در زمان حیاتش بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهم‌ترین داستان کوتاه ‌نویس برمی‌ شمارند و در زمینهٔ نمایشنامه ‌نویسی نیز آثار برجسته‌ای از خود به‌جا گذاشته‌ است و وی را پس از شکسپیر بزرگترین نمایش‌نامه‌نویس می‌دانند. چخوف در ۲۹ ژانویهٔ ۱۸۶۰ در شهر تاگانروگ، در جنوب روسیه، شمال قفقاز، در ساحل دریای آزوف به دنیا آمد. پدربزرگ پدری‌اش در مِلک کُنت چرتکف، مالک استان وارنشسکایا، سرف بود. او توانست آزادی خود و خانوادهٍ خود را بخرد. پدرش مغازهٔ خواربار فروشی داشت. او مرد مذهبی خشنی بود و فرزندانش را تنبیه بدنی می‌ کرد. روزهای یک‌شنبه پسرانش (او ۵ پسر داشت که آنتون دومین آن‌ها بود) را مجبور می‌کرد به کلیسا بروند و در گروه همسرایانی که خود او تشکیل داده بود آواز بخوانند. اگر اندکی ابراز نارضایتی می‌ کردند آن‌ها را با چوب تنبیه می‌کرد. پدر چخوف شیفتهٔ موسیقی بود و همین شیفتگی او را از داد وستد بازداشت و به ورشکستگی کشاند و در سال ۱۸۷۶ از ترس طلب‌کارانش به همراه خانواده به مسکو رفت و آنتون تنها در تاگانروگ باقی ماند تا تحصیلات دبیرستانی ‌اش را به پایان ببرد. او در سال ‌های پایانی تحصیلات متوسطه‌ در تاگانروگ به تئاتر می‌رفت و نخستین نمایشنامه خود را به نام بی‌پدری و بعد کمدی آواز مرغ بی‌دلیل نبود را نوشت. او در همین سال‌ها مجلهٔ غیررسمی و دست‌نویس الکن را منتشر می‌کرد که توسط برادرانش به مسکو هم برده می‌شد. برادر بزرگش، آلکساندر پاولویچ چخوف در سال ۱۸۷۶ به دانشگاه مسکو رفت و در دانشکدهٔ علوم مشغول تحصیل بود و در روزنامه‌ های فکاهی مسکو داستان می ‌نوشت. آنتون نیز در ۱۸۷۹ تحصیلات ابتدایی را تمام کرد و در نیمهٔ سال ۱۸۸۰ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. در همین سال نخستین مطلب او چاپ شد. برای همین سال ۱۸۸۰ را مبدأ تاریخی آغاز نویسندگی چخوف برمی‌شمارند. او در سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۴ علاوه برآموختن پزشکی در دانشگاه مسکو با نام ‌های مستعاری مانند آنتوشا چخونته، آدم کبدگندیده، برادر برادرم، روور، اولیس... به نوشتن بی‌وقفهٔ داستان و طنز در مجله‌ های فکاهی مشغول بود و از درآمد حاصل از آن زندگی مادر، خواهر و برادرانش را تأمین می‌کرد. او در ۱۸۸۴ به عنوان پزشک فارغ‌التحصیل شد و در شهر واسکرسنسک، نزدیک مسکو، به طبابت پرداخت. اولین مجموعه داستانش با نام قصه ‌های ملپامن در همین سال منتشر شد و اولین نقدها دربارهٔ  آثار او نوشته شد. آنتون چِخوف ‏با اغلب هنرمندان و نویسندگان هم‌عصرش، از جمله چایکوفسکی و ماکسیم گورگی رابطه‌ای دوستانه داشت. او در ۱۹۰۰ به عضویت افتخاری آکادمی علوم روسیه انتخاب ‌شد، اما دو سال بعد به عنوان اعتراض به بازپس گرفتن این عنوان از ماکسیم گورگی، به دلیل فعالیت‌ها و مواضع سیاسی او، از عضویت در آکادمی کناره گرفت
پایان او
در دسامبر ۱۸۸۴ هنگامی که چخوف ۲۴ساله بود اولین خلط‌های خونی که نشان از بیماری مهلک سل داشت مشاهده شد. چخوف در ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴ به‌همراه همسرش "اولگا کنیپر" برای معالجه به آلمان استراحت‌گاه بادن ویلر رفت. در این استراحت‌گاه حال او بهتر شد اما این بهبودی زیاد طول نه ‌کشید و روزبه‌روز حال او وخیم‌تر ‌شد. اولگا کنیپر در خاطرات خود شرح دقیقی از روزها و آخرین ساعات زندگی چخوف را نوشته‌ است. ساعت ۱۱ شب حال چخوف وخیم می‌شود و اولگا پزشک معالج او، دکتر شورر، را خبر می‌کند. اولگا در خاطرات‌اش می‌نویسد: (دکتر او را آرام کرد. سرنگی برداشت و کامفور تزریق کرد؛ و بعد دستور شامپاین داد. آنتون یک گیلاس پر برداشت. مزه‌ مزه کرد و لبخندی به من زد و گفت «خیلی وقت است شامپاین نخورده‌ام». آن را لاجرعه سرکشید. به آرامی به طرف چپ دراز کشید و من فقط توانستم به سویش بدوم و رویش خم شوم و صدایش کنم. اما او دیگر نفس نمی‌کشید. مانند کودکی آرام به خواب رفته بود) و این ساعات اولیه روز ۱۵ ژوئیهٔ ‏ ۱۹۰۴ بود. تشییع جنازهٔ چخوف یک هفته پس از مرگ او در مسکو برگزار شد. ماکسیم گورکی که در این مراسم حضور داشت بعدها به دقت جریان برگزاری مراسم را توصیف کرد. جمعیت زیادی در مراسم خاکسپاری حضور داشتند و تعداد مشایعت کنندگان به حدی بود که عبور و مرور در خیابان ‌های مسکو مختل شد. علاوه بر نویسندگان و روشنفکران زیادی که در مراسم حضور داشتند حضور مردم عادی نیز چشم‌گیر بود. آنتون پاولوویچ چِخوف سرانجام در گورستان "صومعهٔ نووو-دویچی" در شهر مسکو به خاک سپرده شد.
سبک نگارش او
ایجاز و خلاصه گویی در نوشتن - خلق داستان‌های کوتاه - خلق پایان‌های شگفت‌انگیز برای داستانها با الهام از آثار «گی دوموپاسان» - خلق پایان «هیچ» برای داستان با الهام از آثار «ویکتور شکلوفسکی» - بهره‌گیری از جنبه‌های شاعرانه و نمادین در آثار که از ابداعات خود چخوف در دورهٔ نویسندگیش بود - نگاه رئالیستی به جهان و قهرمان‌ های داستان برخلاف نگاه فرمالیستی رایج آنزمان - استفاده از مقدمه‌ای کوتاه برای ورود به دنیای داستان - استفاده از تصویرپردازی‌های ملهم از طبیعت و شرح آن برای پس زمینهٔ تصویری داستان
برخی از آثار او
داستان کوتاه: نامهٔ ستپان ولادیمیریچ اِن، به همسایهٔ دانشمندش، دکتر فریدریخ (۱۸۸۰) - از دفترچه ی خاطرات یک دوشیزه (۱۸۸۳) - مجموعه ی قصه ‌های ملپامن (۱۸۸۴) - بوقلمون صفت (۱۸۸۴) - مجموعهٔ داستان‌های گل‌باقالی (۱۸۸۶) -  نشان شیر و خورشید (۱۸۸۷) - بانو با سگ ملوس (۱۸۸۹)
نمایشنامه: بی پدری - کمدی آواز مرغ بی‌دلیل نبود - ایوانف - خرس - عروسی - مرغ دریایی (۱۸۹۷) - دایی وانیا (۱۸۹۹) - باغ آلبالو - سه خواهر (۱۹۰۱) - در جاده ی بزرگ
بن ‌مایه و مضمون (تم) آثار او
فرصت‌های ازدست رفته زندگی - آدم هایی که حرف همدیگر را نمی‌فهمند-  حمله به ارزش های غلط اما رایج اجتماع - تضاد طبقاتی - عدم مقاومت در مقابل شر و مهار خشم (تحت تأثیر آثار لئو تولستوی) - ماهیت خوار کننده فحشا
کتاب ‌نامه فارسی آثار او
کتاب ‌نامه فارسی چخوف نوشته‌ هایی از آنتون چخوف را که به فارسی ترجمه شده در بر می‌گیرد. بسیاری از کارهای چخوف را مترجمان ایرانی به فارسی درآورده‌اند. در این کتاب‌نامه آثاری که درباره‌ٔ چخوف به زبان فارسی منتشر شده نیز آمده است.
ایران در آثار او
آنتون چخوف در داستان‌ هایش در چند مورد اشارآتی به ایران دوران قاجار (هم‌عصر چخوف) دارد. او حتی داستانی دارد به نام "نشان شیر و خورشید" که کاملاً به ایران می ‌پردازد. در داستان دیگری به نام "ملیت ‌های مختلف" (یادداشت‌های یک عضو ساده‌دلِ جامعهٔ جغرافی‌دانان روسیه) بخشی را هم به ایرانی‌ها اختصاص داده‌ است و در آن به نکات طنزآمیزی از ایرانی‌ها و ارتباط‌شان با روس‌ ها اشاره می‌کند و در این‌جا هم پای نشان شیر و خورشید را به میان می‌کشد. نشان شیر و خورشید نام داستانی از آنتوان چخوف است که در سال ۱۸۸۷ میلادی مطابق با ۱۳۰۵ هجری قمری یعنی نه سال پیش از کشته شدن ناصرالدین‌شاه نوشته‌ شده است. داستان این ‌گونه آغاز می‌ شود: (در یکی از شهرهای آن سوی کوهساران اورال شایع شد که مردی از متشخصان ایران به‌ نام "راحت قلم" چند روز پیش وارد آن شهر شده و در مهمان‌سرای «ژاپون» اقامت گزیده ‌است. این شایعه در مردم عادی و عامی هیچ اثری نکرد: خوب، ایرانی آمده، آماده باشد! فقط "استپان ایوانویچ کوتسین" رئیس بلدیه که از ورود آن مرد مشرقی به‌ وسیلهٔ منشی اداره اطلاع یافت در اندیشه فرورفت). در متن "ملیت‌های مختلف"علاوه بر ایرانی‌ها به توصیف طنزآمیز فرانسوی‌ها، سوئدی‌ها، یونانی‌ها، اسپانیایی‌ها و انگلیسی‌ها اشاره شده‌ است. بخشی مربوط به ایرانی‌ها این‌گونه آغاز می ‌شود: (ایرانی‌ها با ساس‌ها، کک‌ها و سوسک‌های روسی می‌جنگند و به همین دلیل هم "حشره‌ کش معروف ایرانی" را تولید می‌کنند. این نبرد مدت‌ هاست که ادامه دارد، ولی هنوز پیروز نشده‌ اند و آن‌ طور که از ابعاد پشتی‌های پرنیان تاجران و شکاف تخت‌خواب ‌های حقوق ‌بگیران دولت پیداست، به این زودی ‌ها هم پیروز نخواهند شد. در ایران ثروت‌ مندان‌ روی فرش ‌های گرانبهای ایرانی می ‌نشینند و فقرا روی نشیمن مفلوک و کم ارزش خویش)!!!
مترجمان ایرانی آثار او
مترجمین بسیاری آثار چخوف را به فارسی ترجمه کرده‌اند. مترجمانی مانند محمدعلی جمالزاده، صادق هدایت، عبدالحسین نوشین، بزرگ علوی، نجف دریابندری، سیمین دانشور، کریم کشاورز، هوشنگ پیرنظر، داریوش مودبیان، رضا آذرخشی، هوشنگ رادپور، احمد گلشیری، احمد شاملو، ایرج کابلی، امیر رئیس اوژن و کاظم انصاری یک یا چند داستان کوتاه یا نمایش‌نامه از چخوف ترجمه کرده‌اند. سروژ استپانیان هم بعد از ترجمه‌ های پراکنده‌ی آثاری از این نویسنده‌ی روسی مشغول برگرداندن مجموعه‌ی آثار او به فارسی شد. چهار جلد از این مجموعه شامل داستان‌ها، یک جلد یادداشت‌های سفر و دو کتاب نمایش‌نامه‌های چخوف هستند. این کار عظیم با مرگ استپانیان ناتمام ماند و اکنون ناهید کاشی‌چی با ترجمه‌ی نامه‌ های چخوف، در سه جلد، آن را ادامه می‌دهد.
نظریاتی درباره ی آثار او 
★ "لئو تولستوی" معتقد بود: "چخوف ار معدود نویسندگانی است که مانند چارلز دیکنز و پوشکین، همیشه می‌شود کارهایشان را دوباره خواند". "لئو تولستوی" این را اواخر قرن نوزدهم، زمانی نوشت که شهرت و اعتباری جهانی داشت و پنهان نمی‌کرد که آثار نویسندگان نسل جوان زیاد به مذاقش خوش نمی‌آید.
 ★ در میان مطرح ‌ترین داستان ‌نویسان امروز نیز کم نیستند کسانی که مانند تولستوی آثار چخوف را همچنان خواندنی می‌دانند. "ریموند کارور"  نویسنده‌ ی آمریکایی یکی از این ‌افراد است که در داستانی به زندگی چخوف می‌پردازد و علاقه‌ی خود را به آثار او نشان می‌دهد.
★ روز چهارشنبه ۳ زانویه ۲۰۱۸ در برنامه ی "ایده ها" در شبکه ی تلویزیونی سی بی سی کانادا ضمن بررسی آثار آنتون چخوف گفته شد:"چخوف در آثار خود، مردم را آنطور که هستند و نه آنطور که ما دلمان می خواهد نشان می دهد. او همچنین تصویر دنیا را همانگونه که هست و نه آنگونه که ما آرزو می کنیم ارائه می کند".
برخی از سخنان مشهور او
★ خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم، اما می توانیم این حق را به خود بدهیم که در آرزوی آن باشیم
★ یک زن، تنها زمانی می تواند به مقام دوستی با یک مرد دست یابد که ابتدا آشنا و سپس معشوقه او بوده باشد
★ دریا نه معنایی دارد نه ترحّمی
★ عشق یک  رسوایی از نوع شخصی است
★ دانشگاه، تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند
★ انسان باید از هر نظر چه ظاهر و چه باطن، زیبا و آراسته باشد
★ دانش هیچ ارزشی ندارد مگر اینکه آن را در عمل به کار بگیری
★ وقتی زنی زیبا نیست مردم همیشه می گویند "تو چشم های قشنگی داری تو موهای قشنگی داری"
★ نویسنده نباید قاضی شخصیت های نمایشی اش باشد بلکه فقط باید آنها را همان طور که هستند تصویر کند
★ مسکو شهری است که بسیار رنج می برد از آنچه در پس دارد
★ چقدر دلپذیر است که به مردم احترام گذاشته می شود
★ وقتی برای درمان یک بیماری راه های گوناگونی پیشنهاد می شود مفهومش این است که آن بیماری درمان ناپذیر است
★ یک پهنهٔ گسترده میان "خدا هست" و "خدا نیست" نهفته است. شخصِ واقعاً دانا از میانِ آن با دشواری بزرگ رد می‌شود
★ اگر شما نمی‌ توانید مردم را از سگ تشخیص بدهید، نمی‌توانید کار بشر دوستانه انجام دهید
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
آنتون پاولوویچ چِخوف: تارنمای ویکی پدیا/ آنتوان چخوف جوان صد و پنجاه ساله‌ی جهان داستان: تارنمای دویچه وله فارسی/ کتاب ‌نامه فارسی آنتون چِخوف: تارنمای ویکی پدیا/برخی از سخنان مشهور او: تارنماهای سخنک و گپ ۸/ گفتاوردهای آنتون چِخوف: تارنمای ویکی‌گفتاورد/ مفهوم زندگی از نظر آنتون چخوف و دیگران (به زبان انگلیسی): تارنمای سی بی سی
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/01/blog-post_9.html
بخش های پیشین مجموعه ی یاد نامه ها

۱۳۹۶ دی ۱۶, شنبه

زنان نامدار ایران: ۳۹ - یارا شهیدی هنرمند و بازیگر ایرانی ‌تبار فیلم های تلویزیونی


ماجرای زندگی او
یارا شهیدی با نام میانی " سایه " بازیگر ایرانی - امریکایی در ۲۱ بهمن ۱۳۷۸ (۱۰ فوریه‌ ۲۰۰۰) در مینیاپولیس ایالت مینه‌ سوتا متولد شد. پدر او " افشین شهیدی"، عکاس و مادر او " کری سالتر" یک افریقایی - امریکایی و بازیگر آگهی ‌های تلویزیونی است. افشین شهیدی، عکاس شخصی پرینس موسیقیدان و خواننده ی فقید و مشهور پاپ آمریکا بود و در اکثر سفرها و تورهای پرینس همراه او بود.  زمانی که یارا فقط ۴ سال داشت، آنها از مینیاپولیس به کالیفرنیا نقل مکان کردند. برادر کوچکتر او سعید شهیدی نیز بازیگر است. سعید همچنین در حرفه‌ی مد نیز به عنوان مدل فعالیت دارد. یارا فعالیت های رسانه ای خود را در شش سالگی با حضور در تلویزیون و تبلیغات چاپی برای شرکت هایی نظیر مک دونالد، رالف لورن، تارگت، گَپ کودکان، دیزنی و گِس کودکان آغاز کرد. او به طور مرتب با مادر و برادرش در تبلیغات چاپی و رسانه ای متعددی حضور می یافت. وی فعالیت هنری خود را در سال ۲۰۰۹ با بازی در مقابل " ادی مورفی " در فیلم " آن را تصور کن " آغاز کرد و برای آن موفق به دریافت " جایزه ی هنرمند جوان" شد. موضوع مورد علاقه یارا در مدرسه، تاریخ است و او هرگز از خواندن و آموختن موارد مربوط به دوران رنسانس (عصر انقلاب علمی در اروپا) خسته نمی‌ شود. یارا در پانزده سالگی توانست جایزه ‌ی بهترین بازیگر زن سریال‌ های کمدی را دریافت کند، یارا هم اکنون به اتفاق پدر، مادر و دو برادر کوچکتر خود (سعید و احسان) ساکن لس آنجلس است و در حال حاضر بعنوان ستاره در آکادمیک های فرهنگی معروفی فعال است. یارا به ایرانی تبار بودن خود افتخار می‌کند و در هر فرصتی که به دست می ‌آورد، زمینه های فرهنگی خود را برای دیگران توصیف می‌ کند هم چنین علاقه خاصی به فراگرفتن زبان فارسی دارد و اوقات فراغت خود را به پختن غذاهای ایرانی با پدر، مسافرت با اعضای خانواده و انجام آزمایش های علمی‌ می‌ گذراند. یارا شهیدی در ۶ ژوئن۲۰۱۷  اعلام کرد که وی قصد دارد در دانشگاه هاروارد ادامه تحصیل دهد. با توجه به علاقه ای که یارا به "تاریخ" دارد احتمالا وی در هاروارد رشته ی تاریخ را دنبال خواهد کرد.
*
بستگی های خانوادگی و دوستانه ی او
هنرمند موسیقی "رپ" نصير بن أولو دارا جونز مشهور به "  نَس" یا "ناز" (متولد ۱۴ سبتامبر ۱۹۷۳) پسر خاله ی اوست. گفته شده است که یارا شهیدی با "میشل اوباما" همسر باراک اوباما رییس جمهور پیشین آمریکا و همچنین با "روآن بلانشارد" هنرپیشه ی آمریکایی روابط دوستانه دارد.
*
مفهوم نام او
یارا مانند دانا و توانا که به ترتیب از "دانستن" و "توانستن" مشتق شده، از "یارستن" ریشه گرفته و به معنای شجاعت و توانایی است. در لغت نامه ی دهخدا "یارا " اینگونه تعریف شده است: یارا از " یارستن" است - مترادف قوت و قدرت و توانایی و دلیری (برهان) - قوت و قدرت و توانایی و مقاومت و دلیری و شجاعت و جرأت (ناظم الاطباء) - بی رخش لاله  ندانم به چه رونق بشکفت/ بی قدش سر و ندانم به چه یارا برخاست (سعدی).
*
تارنمای رسمی او
دارای صفحاتی در مورد چگونگی فعالیت های هنری و گفتگوی مجله ی جوانان با او همراه با مطالب گوناگون به زبان انگلیسی است
*
مصاحبه های او
در شبکه تلویزیونی ای بی سی پیرامون تظاهرات اخیر ایرانیان/ ژانویه ۲۰۱۸: تارنمای یوتیوب
در ای بی سی پیرامون تظاهرات اخیر ایرانیان/ ژانویه ۲۰۱۸: تارنمای ایرانیان ایرون
در برنامه ی تلویزیونی جیمی کیمل پیرامون تحصیلات دانشگاهی: تارنمای یوتیوب
در برنامه ی تلویزیونی جیمی کیمل پیرامون نوروز در ایران: تارنمای یوتیوب
*
مبلغ حقوق دریافتی او
بنا بر گزارش برخی تارنماها حقوق سالیانه ی یارا شهیدی، حدود ۲ میلیون دلار آمریکایی است.
*
برخی از فیلم های او
 آن را تصور کن (۲۰۰۹) - به من دروغ بگو (۲۰۰۹) - سالت (۲۰۱۰) - مرد خانواده/ صداپیشه (۲۰۱۱) - معلم بد (۲۰۱۱) - سیاهی/ بلاكيش (۲۰۱۴) و غیره (نگاه کنید به تارنمای رسمی او)

یادداشت پایانی
با بهترین آرزوها برای یارا شهیدی و همه ی هنرمندان آزاده
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
یارا شهیدی: تارنمای ویکی‌پدیا
بیوگرافی یارا شهیدی/ به زبان انگلیسی: تارنمای آی ام دی بی
یارا شهیدی، بازیگر سیاهپوست ایرانی‌تبار هالیوود: تارنمای زیبا شهر
یارا شهیدی/ بیوگرافی کامل/ عکس خانواده و افتخارات: تارنمای فتوکده /
تعریف واژه ی "یارا ": لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه ی پارسی ویکی
فعالیت های هنری او همراه با مطالب گوناگون (به زبان انگلیسی): تارنمای رسمی او
نصير بن أولو دارا جونز مشهور به "ناز" (به زبان انگلیسی): تارنمای آی ام دی بی
روآن بلانشارد: تارنمای ویکی‌پدیا
مبلغ حقوق دریافتی یارا شهیدی/ به زبان انگلیسی: تارنمای ارزش خالص
یارا شهیدی، بازیگر کلیشه شکن:  تارنمای خبرگزاری ایرانشهر
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/01/blog-post_6.html
بخش های پیشین زنان نامدار ایران

۱۳۹۶ دی ۱۵, جمعه

یاد نامه ها: ۳۷ - یادنامه ی ویلیام شکسپیر شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس بریتانیایی


ماجرای زندگی او
ویلیام شکسپیر شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه‌ نویس بریتانیایی بود که بسیاری وی را بزرگ‌ترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته‌ اند. «سخن سرای آون» لقبی است که به خاطر محل تولدش در آون واقع در استراتفورد انگلیس به وی داده ‌اند. شهرت شکسپیر به عنوان نمایشنامه نویس منحصر به ‌فرد است و برخی او را بزرگ‌ترین نمایشنامه نویس تاریخ می‌دانند، آثار کمی در رابطه با زندگی حرفه‌ای شکسپیر در دسترس است و زندگی او تا حد زیادی مبهم باقی مانده است. چیزی که واضح است این است که شکسپیر در طول ۲۰ سال نمایشنامه ‌هایی را نوشته که طیف وسیعی از احساسات انسانی را درگیر خود می‌ کند. از زمان شکسپیر تا به امروز، آثار او در شهرها و روستاهای بی‌شماری به اجرا در آمده‌ است. در رابطه با زندگی شکسپیر دو منبع اصلی وجود دارد که مورخان با استناد به این دو منبع، طرح کلی زندگی او را ترسیم نموده‌اند. یکی آثار هنری، نمایشنامه‌ها، شعرها و غزلیات شکسپیر و دیگری اسناد رسمی کلیساها و پرونده‌های بایگانی شده دادگاه‌ها. با این‌حال، تنها شرح مختصری از وقایع خاص زندگی او در دسترس است.
از آنجا که سند معتبر و دقیقی درباره روز تولد شکسپیر در دسترس نیست، با استناد به آن‌چه در کلیسای استراتفورد انگلستان کشف شده، روز غسل تعمید ویلیام شکسپیر، ۲۶ آوریل سال ۱۵۶۴ به ثبت رسیده است. به این ترتیب احتمالا شکسپیر متولد ۲۳ آوریل سال ۱۵۶۴ است و این روزی است که به عنوان تاریخ تولد او شناخته می‌شود. ویلیام، سومین فرزند یک خانواده ۸ نفره بود. پدرش جان شکسپیر، تاجر چرم و مادرش ماری آردن فرزند یک زمین‌دار بود. شکسپیر دو خواهر بزرگتر و سه برادر کوچک‌تر از خود به نام‌های گیلبرت، ریچارد و ادموند داشته است. قبل از تولد ویلیام، پدرش تاجری موفق و صاحب منصب بوده اما طبق آنچه در دسترس است، ثروت او در دهه ی ۱۵۷۰ به شدت کاهش یافته و مشکلات مالی شدیدی پیدا کرده است. سوابق بسیار اندکی درباره دوران کودکی ویلیام موجود است که هیچ‌ یک از آنها راجع به دوران تحصیلی او اطلاع دقیقی به دست نمی‌دهد. مورخان بر این باور هستند که به احتمال زیاد، شکسپیر به مدرسه جدید شاه (کینگ) در استراتفورد می‌رفته و در آنجا خواندن، نوشتن و ادبیات باستانی روم و یونان و اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ لاتین را آموخته است. ویلیام شکسپیر در ۲۸ نوامبر سال ۱۵۸۲ با دختری به نام " آنه هاثوی" در روچستر، ایالت کانتربری ازدواج کرد. در زمان ازدواج، ویلیام ۱۸ ساله و آنه ۲۶ ساله و باردار بوده است. فرزند اول این زوج دختری به نام سوزانا بود که در ۲۶ می ۱۵۸۳ متولد شد و دو سال بعد و در دوم فوریه سال ۱۵۸۵، صاحب یک جفت دوقلوی دختر و پسر به نام‌های همنت و جودیت شدند. همنت در ۱۱ سالگی و به دلایل نامعلوم از دنیا رفت. از بعد از تولد دوقلوها تا ۷ سال بعد از آن هیچ اطلاعاتی در باره شکسپیر در دسترس نیست. مورخان این دوران را به نام "سال‌های گمشده" خطاب می‌کنند و گمانه زنی های زیادی درباره آنچه در این دوران اتفاق افتاده انجام می‌دهند.
شواهد موجود حاکی از آن است که در سال ۱۵۹۲، شکسپیر از راه بازیگری تئاتر و نمایش‌نامه نویسی در لندن امرار معاش می‌کرده است. در سپتامبر سال ۱۵۹۳ یک نمایشنامه نویس انگلیسی به نام "رابرت گرین" نقد تند و تیزی درباره شکسپیر منتشر نمود و به طور علنی به شکسپیر و آثار او توهین کرد و شکسپیر را یک موجود تازه ‌به ‌دوران رسیده خواند. مورخان درباره این نقد نظریات متفاوتی دارند اما، بسیاری از آنان معتقدند که همین انتقاد توهین‌آمیز، مقدمه رشد شکسپیر بود و باعث شد او برای رسیدن به سطح نمایش‌نامه‌ نویسان مطرح آن دوران از جمله "کریستوفر مارلو"، "توماس ناشه" و یا خود "رابرت گرین" و مطابقت با آثار آنان تلاش بیشتری انجام دهد.
در دهه ی ۱۵۹۰ شکسپیر رهبری گروه تئاتر "مردان لرد چمبرلین" را بر عهده داشت. پس از به تخت نشستن جیمز اول در سال ۱۶۰۳، گروه تئاتر مردان لرد چمبرلین به گروه مردان پادشاه تغییر نام یافت. گروه تئاتر مردان پادشاه در میان مردم لندن محبوبیت داشت و طبق اسناد موجود، در همین دوران آثار شکسپیر نیز به عنوان ادبیات عامه پسند به فروش می‌رسید. در قرن شانزدهم، این گونه نمایش‌ها و تئاترها مورد قبول افراد رده بالای مملکتی واقع نمی‌شد با این حال؛ بسیاری از اشراف‌زادگان از هنر تئاتر حمایت می‌کردند و با هنرپیشه‌های این گروه ها روابط دوستانه نزدیکی برقرار می‌کردند. اسناد نشان می‌دهد که در این دوران شکسپیر دومین منزل بزرگ استراتفورد را برای خانواده خود خریداری کرد که به آن "خانه جدید" می‌گفتند. از منزل شکسپیر در استراتفورد تا لندن با اسب ۴ روز فاصله بود به همین خاطر او هر ۴۰ روز یکبار و بعد از پایان هر دوره نمایش به منزل می‌رفت. در سال ۱۵۹۹ ویلیام شکسپیر و شرکای تجاری ‌اش، تماشاخانه خود را با نام "تماشاخانه جهان" در جنوب رودخانه تایمز راه اندازی نمودند. بعدها با سرمایه گذاری‌های پرسود و بهبود اوضاع مالی، دیگر شکسپیر فقط یک نویسنده نبود. محققان و مورخان بر این باورند که این سرمایه گذاری‌ها و پیشرفت‌های مالی باعث شد او زمان بیشتری برای نوشتن بی‌وقفه نمایش‌نامه‌ هایش داشته باشد.
ویلیام شکسپیر در ۲۳ آوریل سال ۱۶۱۶ یعنی روز تولدش و در ۵۲ سالگی درگذشت و جسدش دو روز بعد در کلیسای مقدس ترینیتی به خاک سپرده شد. شکسپیر بیشتر اموال خود را برای دختر بزرگش سوزانا به ارث گذاشت ولی طبق رسوم یک سوم از اموال او به همسرش آنه هاثوی تعلق گرفت.
سبک نگارش او
نخستین نمایشنامه ‌های شسکپیر به سبک مرسوم آن دوران و با به‌کارگیری استعاره‌ها و عبارات لفظی سنگین و استادانه نوشته می‌شد که به طور طبیعی با طرح داستان‌ها و شخصیت‌های نمایش‌نامه‌های او هم‌تراز نبود. اما از آنجایی که شکسپیر نویسنده‌ای خلاق بود، اهداف خود را با سبک نوشتاری سنتی آن دوران تطبیق داد و جریان تازه‌ای را در ادبیات راه اندازی کرد.
برخی از آثار او
★ آثار ابتدایی: به غیر از نمایش‌نامه رومئو و ژولیت، دیگر آثار اولیه شکسپیر که اغلب مضمونی تاریخی داشتند در اوایل دهه ۱۵۹۰ نوشته شد. نمایش‌نامه‌های ریچارد دوم، هنری ششم و هنری پنجم نتایج مخرب حکومت‌های ضعیف و فاسد را به نمایش در می‌آورد که توسط مورخان درام، به عنوان روش شکسپیر در توجیه ریشه‌های سلسله تئودور تفسیر شده است. شکسپیر در طول زندگی خود چندین نمایش‌نامه کمدی نیز نوشت که از آن جمله می‌توان به رمان کنایه‌دار "رویای نیمه شب تابستان"، "تاجر ونیزی"، " هیاهوی بسیار برای هیچ " اشاره نمود.
★ آثار بعدی: از سال ۱۶۰۰ به بعد شکسپیر شروع به نوشتن نمایش‌نامه‌هایی تراژیک نمود. هملت، شاه لیر، اتللو و مکبث از جمله آثار تراژدی شکسپیر به حساب می‌آید و شخصیت‌های این داستان‌ها برداشتی زنده از خلق‌ و خوی نامناسب و عالم‌گیر انسانی هستند. برای مثال شخصیت هملت در نمایش‌نامه‌ ای به همین نام، نشانگر خیانت، کیفر، زنا و فساد اخلاقی است. این فسادهای اخلاقی معمولا قهرمان داستان را در طول نمایش تخریب کرده و روند داستان را تغییر می‌دهد. در سال‌های پایانی عمر، ویلیام شکسپیر چند اثر تراژیک - کمدی نوشت که از میان آن‌ها می‌توان به حکایت زمستان و طوفان اشاره نمود.
ترجمه ی فارسی برخی از سروده های او
★ زندگی: فردا، و فردا و فردا، با گام‌های کوتاه، از روزی به روز دیگر/ تا آخرین حرف ثبت شده در  دفتر عمر می خزد/ و تمام دیروزهایمان راه مرگ خاک آلود را برای ابلهان روشن کرده است/ خاموش، خاموش، ای شمع حقیر/ زندگی چیزی جز سایه‌ای لرزان نیست/ بازیگری است بینوا که ساعت خویش را بر صحنه جولان می دهد و می خروشد/ و آنگاه چیزی شنیده نمی شود/ حکایتی است که  احمقی آن را گفته است پر از هیاهو و خشم که معنا ندارد.
★ یاد ِ دوست: هر زمان که از جور ِ روزگار و رسوایی ِ میان ِ مردمان/ در گوشه ی تنهایی بر بینوایی ِ خود اشک می ریزم/ و گوش ِ ناشنوای آسمان را با فریادهای بی حاصل ِ خویش می آزارم/ و بر خود می نگرم و بر بخت ِ بد ِ خویش نفرین می فرستم/ و آرزو می کنم که ای کاش چون آن دیگری بودم که دلش از من امیدوارتر و قامتش موزون تر و دوستانش بیشتر است/ و ای کاش هنر ِ این یک و شکوه و شوکت ِ آن دیگری از آن ِ من بود/ و در این اوصاف چنان خود را محروم می بینم که حتی از آنچه بیشترین نصیب را برده امکمترین خرسندی احساس نمی کنم/ اما در همین حال که خود را چنین خوار و حقیر می بینم/ از بخت ِ نیک، حالی به یاد ِ تو می افتم و آنگاه روح ِ من همچون چکاوک ِ سحر خیز/ بامدادان از خاک ِ تیره اوج گرفته و بر دروازه ی بهشت سرود می خواند/ و با یاد ِ عشق ِ تو چنان دولتی به من دست می دهد/ که شأن ِ سلطانی به چشمم خوار می آید/ و از سودای مقام ِ خود با پادشاهان، عار دارم.
★ می بینی: تو آن فصل را در چهره من می بینی که پاییز برگ ها را به یغما برده/ و جز چند برگ زرد که در برابر سرما به خود می لرزند نمانده/ بر شاخه هایی که پرندگان/ چون گروه آواز خوان بر آن تا دیر گاه نغمه سر می دادند/ تو غروب آن روز را در چهره ام می بینی...
برخی از سخنان مشهور او
★ من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر می­دهد
★ خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای
★ به  لب ­هایت خوار و خفیف کردن نیاموز که برای بوسیدن آفریده شده ­اند
★ دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی را دو برابر می کند و به بدبختی تخفیف می دهد
★ از بزرگی نترس؛ بعضی بزرگ زاده می­ شوند، برخی بزرگی را به دست می ­آورند و بعضی بزرگی را به دامانشان می­ اندازند
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
ویلیام شکسپیر: تارنمای ویکی پدیا/ بیوگرافی ویلیام شکسپیر شاعر و نویسنده انگلیسی: تارنمای ستاره/ زندگی (متن انگلیسی همراه با ترجمه ی فارسی): تارنمای سیمرغ/ یاد ِ دوست (متن انگلیسی همراه با ترجمه ی فارسی): تارنمای فراهانی/ می بینی (متن انگلیسی همراه با ترجمه ی فارسی): تارنمای آسمان/ برخی از سخنان مشهور ویلیام شکسپیر: تارنمای بیتوته
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/01/blog-post_5.html
بخش های پیشین مجموعه ی یاد نامه ها

۱۳۹۶ دی ۱۱, دوشنبه

ده (۱۰) " ملکی" در عرصه ی سیاست و دانش و هنر ایران

در عرصه ی سیاست

۱ - خلیل ملکی (۱۲۸۰ در تبریز - ۱۳۴۸ در تهران): از سیاست‌مداران معاصر ایران و از گروه ۵۳ نفر از رهبران حزب توده بود که بعدها از حزب توده منشعب شد. همچنین او از افراد تشکیل دهندهٔ جبههٔ ملی اول بود. او در ملی شدن نفت فعالیت داشت و در این دوران رهبری حزب نیروی سوم را بر عهده داشت. او علی‌رغم داشتن اختلاف عقیده با دکتر مصدق در بسیاری مسائل، تا پایان کار وی در شمار یاران نزدیک وی ماند... او در زمان رضاشاه بورسیه دولتی برای تحصیل در خارج از کشور را دریافت کرد و به همراه گروهی از دانشجویان، که بعضی از چهره‌های سیاسی آینده ایران همچون مهدی بازرگان و کریم سنجابی در میان آنها بودند، به آلمان رفت تا در رشته مهندسی شیمی تحصیل کند. آلمان دوره جمهوری وایمار محل تلاقی نازیسم و کمونیسم بود و زیاد طول نکشید که ملکی هم به حلقهٔ کوچکی از دانشجویان چپ‌گرای ایرانی به رهبری تقی ارانی پیوست. او در خاطراتش می‌نویسد: «ما کمونیسم را انتخاب نکردیم. کمونیسم ما را انتخاب کرد». قبل از اینکه ملکی مدرک دکترایش را بگیرد، ناگهان بورس تحصیلی‌اش قطع شد. ملکی به ایران بازگشت و در دانشگاه تربیت معلم ثبت نام کرد. او بعد از فارغ‌التحصیلی به عنوان معلم شیمی مشغول به کار شد و در دبیرستان صمصامی اراک به تدریس پرداخت. مدتی هم رئیس دبیرستان صمصامی بود. تحصیلات او در رشته شیمی بعدها در بسیاری از نوشته‌های فلسفی او نمود پیدا می‌کند؛ آنجا که خواننده را به نظریات علمی ارجاع می‌دهد و به دفعات جامعه و انسان‌ها را با موجودات بیولوژیک و شیمیایی مقایسه می‌کند. ملکی دو سال بعد از بازگشتن از آلمان با صبیحه گنجی آشنا شد که معلم زیست ‌شناسی و فرزند علی‌نقی گنجه‌ای ملکی، از بزرگان مشروطه‌ خواه تبریز بود. ملکی و صبیحه گنجی نهایتاً با هم ازدواج کردند. همسرش در باقی عمرش استوارترین طرفدارش باقی‌ماند و تنها کسی بود که هیچگاه رهایش نکرد... در سال ۱۳۴۲ ناتوانی جنبش سکولار، و ظهور آشکار رهبری روحانیون که ارزش‌هایشان با همه اعتقادات ملکی در تضاد بود، باعث شد خلیل ملکی تصمیم به ترک ایران بگیرد. ملکی به همراه پسر کوچکترش به وین رفت. او در آنجا دچار حمله قلبی خفیفی شد و حدود یک ماه در بیمارستان بستری بود. پزشک متخصص قلب به او توصیه کرد رژیم غذایی اش را تغییر دهد و دیگر الکل ننوشد... خلیل ملکی بعد از حدود یک سال و نیم به ایران برگشت  و در مهر ماه ۱۳۴۵ با دخالت دفتر امیر اسدالله علم کاری در مرکز تحقیقات علوم اجتماعی به او واگذار شد و بالاخره در ۲۲ تیر ماه ۱۳۴۸ در گذشت.
★ مجموعه پنج ‌جلدی مقالات خلیل ملکی برای اولین‌بار در ایران منتشر شد. این مجموعه با جست‌وجو در آرشیوهای متعدد و نایاب، جمع‌ آوری و تدوین شده و نه‌ تنها سیری است در منظومه ی فکری خلیل ملکی به‌عنوان یکی از چهره‌ های اثرگذار در تاریخ و سیاست ایران، بلکه از خلال مقاله ‌های او بخش اعظمی از تاریخ و سرنوشت ملت ایران بازسازی می‌شود.

۲ - دکتر محمدعلی ملکی یزدی (۱۲۸۲ یزد - ۱۳۷۵) معروف به محمدعلی ملکی استاد دانشگاه تهران وزیر بهداری دولت دکتر محمد مصدق بود. محمدعلی ملکی دارای تحصیلات اولیه در رشته زبان و ادبیات فارسی بود و طب قدیم را نزد پدرش عبدالوهاب ملکی یزدی متخلص به ملک الاطباء یادگرفت. سپس در سن چهارده سالگی به تهران آمد و ابتدا در دبیرستان طب و بعد در دارالفنون به تحصیل پرداخت. او ابتدا برای دوره تکمیلی عازم فرانسه شد ولی در آنجا مجبور شد که دوباره رشته پزشکی را در دانشگاه ‌های بوردو و پاریس بیاموزد. او تخصص خود را در رشته پوست و آمیزشی و مالاریا در مدرسه عالی مالاریا شناسی دانشکده پزشکی پاریس و مدرسه مالاریا شناسی رم گرفت و در بیمارستان سن لویی پاریس به کار پرداخت. دکتر ملکی پس از ۷ سال تحصیل در فرانسه و ایتالیا در سال ۱۳۱۴ به ایران بازگشت و در در دانشگاه و بیمارستان‌هایی مانند بیمارستان رازی، بیمارستان راه آهن و بیمارستان شماره ۲ شهر به فعالیت پرداخت. ملکی در سال ۱۳۴۷ با رتبه استادی کرسی بالینی بیماریهای پوست و آمیزشی بازنشسته شد. او از پیشگامان مبارزه با مالاریا در ایران شناخته می ‌شود. او در زمان وزارت با حکم دکتر مصدق نخست وزیر مسوول کمیته مشترک ایران و آمریکا برای اجرایی شدن اصل چهار در ایران بود.
۳ - احمد ملکی روزنامه‌نگار (مدیر روزنامه ی ستاره)، سیاستمدار و یکی از اعضای جبهه ملی ایران بود که بعدها از آن جدا شد و از مخالفین دکتر مصدق گردید. پس از سقوط دولت دکتر مصدق، احمد ملکی خاطرات خود را در روزنامه ی ستاره منتشر کرد. به دلیل حضور وی در جبهه ملی و آگاهی از ماجراهای نهضت ملی، این کتاب می تواند ناگفته های زیادی را از شخصیت ها و گردانندگان امور در آن سال ها بازگو کند.

۴ - دکتر محمد ملکی: فعال حقوق بشر، نویسنده و اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب ۵۷ بود. وی فرزند حسین ملکی است. محمد ملکی در بیستم تیرماه ۱۳۱۲ در تجریش (شمیران) به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تجریش و دارلفنون گذراند و سپس در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۴۰ در رشته بهداشت و صنایع غذایی فارغ‌التحصیل شد و بلافاصله به تدریس در دانشگاه تهران مشغول گردید و دوره‌ های تخصصی این رشته را در اتریش و انگلستان گذراند. از سال ۱۳۳۰ فعالیت های سیاسی را در سال های آخر دبیرستان آغاز کرد و در جنبش های دانشجویی و نهضت مقاومت ملی و جبهه ملی ایران اول ادامه داد و از فعالین بود... بعد از پیروزی انقلاب ۵۷ با اصرار محمود طالقانی و حکم شورای انقلاب، مسئولیت ریاست دانشگاه تهران را قبول کرد.  دوران سرپرستی دانشگاه تهران توسط محمد ملکی تنها دوره‌ای بود که با اصرار وی به صورت شورایی متشکل از اساتید، دانشجویان و کارمندان اداره می‌شد و این شوراها، خود رئیس دانشکده و درنهایت رئیس دانشگاه را تعیین می‌کردند که ایشان پس از تشکیل این شوراها مجدداً به ریاست دانشگاه انتخاب شد. با مخالفت و انتقادی که دکتر محمد ملکی در جهت بسته شدن دانشگاه‌ها مطرح کرد، در ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ بدون ارائه مجوز و ذکر اتهام بازداشت و مدت ۵ سال را در زندان جمهوری اسلامی به سر برد. دکتر محمد ملکی در مصاحبه‌ای در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ در  ایران برخی از نظریات سیاسی خود را نیز اظهار داشت.
★ برخی از تالیفات و آثار دکتر محمد ملکی: شورا در اسلام/ دانشگاه و جای امپریالیسم/ دیروز و امروز
★ دکتر عمار ملکی استادیار علوم سیاسی دانشگاه تیلبرگ هلند فرزند دکتر محمد ملکی است
★  تفاوت ‌های فرهنگی و پیامدهای بد فهمی دیپلماتیک (نوشته ی عمار ملکی)
۵ - احمد ملکی کنسول‌یار سابق ایران در میلان: وی دیپلمات ایرانی و خواهر زادهٔ مهدی کروبی است که در فوریهٔ ۲۰۱۱ در اقدامی اعتراضی علیه دولت ایران از پست خود به عنوان کنسول‌یار ایران در میلان استعفا داد. احمد ملکی پس از استعفا در مصاحبه‌ ای با رویترز ضمن اعلام برخی از نظریات سیاسی خود گفت که ایرانیان از انقلاب‌ های مردمی در شمال آفریقا الهام گرفته‌اند. احمد ملکی گفت که او در جنگ ایران و عراق ۷۷ ماه برای کشورش جنگیده‌ است.
در عرصه ی دانش

۶ - میرزا جواد آقا ملکی تبریزی فرزند حاج میرزاشفیع از علمای فقه و اصول و اخلاق و حکمت و عرفان اسلامی بود. میرزا جواد ملکی تحصیلات خود را در نجف فرا گرفت و حدود سال ۱۳۲۱ هجری قمری به ایران آمد و در زادگاه و موطن اصلی اش تبریز به تدریس علوم دینی پرداخت و در اوایل مشروطه به سال ۱۳۲۹ هجری قمری به قم رفت و در قم به تعلیم و تربیت روحانیون مشغول شد. میرزا جواد ملکی تبریزی روز یازدهم تیر ۱۳۰۴ خورشیدی در شهر قم درگذشت.

۷ - حسن (منصور) ملکی: روزنامه‌نگار، شاعر، منتقد و مدرس ادبیات ایرانی بود. وی مدتی نیز مدیریت روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران را بر عهده داشت. حسن ملکی در سال ۱۳۲۱ در تجریش شمیران متولد شد. وی ابتدا در دبیرستان‌ های تهران به عنوان دبیر ادبیات فارسی مشغول به کار شد. ملکی که آثارش را با اسم منصور ملکی منتشر می‌کرد، در دهه شصت دبیر فرهنگی - هنری روزنامه ابرار بود و بعدها با روزنامه‌ های آریا و اخبار نیز با عنوان دبیر صفحه هنری همکاری کرد. ملکی در زمینه نقد فیلم، هنرهای تجسمی و ادبیات نیز فعال بود و آثارش در نشریات گوناگونی به چاپ رسیده است. وی در سال ۱۳۸۳ مجموعه شعر دو کبوتر کنار پنجره ما را منتشر کرد و گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی را در سال ۱۳۹۲ در کتابی به نام تا با توأم بیشتر از همه‌ام گردآوری و منتشر کرد. آخرین کتاب او با نام اشاره با گوشه چشم (نگاهی کوتاه به غزل‌ های حافظ) پس از درگذشت او در سال ۱۳۹۵ منتشر شد. وی با پری ملکی خواننده و مدرس موسیقی ازدواج کرده بود که حاصل این ازدواج ۲ فرزند به نام‌ های توکا (منتقد و محقق هنرهای تجسمی) و بامداد (نوازنده) است. حسن ملکی بعد از طی دوره طولانی بیماری روز یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ در بیمارستان قلب تهران درگذشت.
در عرصه ی هنر

۸ - حسین ملکی با نام اصلی حسین‌علی ملکی (زاده ۱۳۲۰ - تهران) مدیر فیلم‌برداری، عکاس و بازیگر اهل ایران است. وی فعالیت هنری خود را با بازی در فیلم سینمایی " مرد نامرئی" در سال ۱۳۴۵ شروع کرد. شهر خاکستری (۱۳۶۹) و ضربه آخر (۱۳۷۲) و جوانمرد (۱۳۷۵) از جمله آخرین فیلم هایی است که وی در آن ها نقش داشته است.

۹ - پری ملکی (۱۵ آبان ۱۳۳۰ در تهران) خواننده، موسیقی‌دان ایرانی است. پری ملکی، در محله درخونگاه بازار تهران زاده شد. او ششمین فرزند خانواده بود. پدرش به تجارت چای اشتغال داشت. از شش سالگی همراه با خانواده به منزلی درنیاوران نقل مکان کرد.پنجم دبستان بود که در جشن مدرسه، تصنیفی از پروین را خواند. پری ملکی که دیپلم خود را در رشته علوم طبیعی دریافت کرده بود در سال ۱۳۵۰، با حسن ملکی که در همان مدرسه دبیر ادبیات بود آشنا شد و ازدواج کرد و بعدها نام خانوادگی او را برای فعالیت‌های هنری برگزید. پس از ازدواج به تشویق همسرش خواندن را به طور جدی پی گرفت. ایرج تیمورتاش، ترانه سرا، او را به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفی کرد و او مدت زمان کوتاهی نزد محمود کریمی به فراگیری آواز سنتی پرداخت. از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹ در انگلیس به فراگیری گیتار کلاسیک پرداخت و پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ فراگیری آواز سنتی را نزد نصرالله ناصح پور پی گرفت. در همین ایام نزد امیر پایور به فراگیری تصانیف قدیمی پرداخت. پری ملکی از سال ۱۳۷۳ با تشکیل گروه موسیقی «خنیا» به اجرای کنسرت‌ هایی برای بانوان و سپس به صورت همخوانی برای عموم پرداخت. وی همچنین از سال ۱۳۹۴ آموشگاه موسیقی خنیا را تأسیس کرد. پری ملکی در سال ۱۳۹۵ مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) را در رشته موسیقی از شورای ارزشیابی هنرمندان، نویسندگان و شاعران کشور دریافت کرد. پری ملکی با سه فیلم مستند به کارگردانی خسرو سینایی و فیلم مستند « بارکوله کشی » همکاری کرده است و نیز به عنوان تنظیم‌ کننده موسیقی صحنه‌ها و تعلیم آواز با کیومرث پوراحمد در فیلم " شب یلدا" همکاری داشته‌ است.

۱۰ - محسن ملکی زادهٔ ۱۱ اسفند ۱۳۴۸ در تهران. طراح گریم سینمای ایران است. وی فعالیت هنری خود را از سوم دبستان در گروه پیشاهنگی آغاز کرد و از سال ۱۳۶۰ پس از گذراندن یک دوره آموزش بازیگری به فعالیت خود در زمینه بازیگری و گریم تئاتر ادامه داد و از سال ۱۳۶۶ همزمان با دوران خدمت سربازی به شکل کاملاً حرفه‌ای زیر نظر فرهنگ معیری کار گریم را دنبال کرد و تاکنون نیز به طور مستمر با بسیاری از پروژه‌ های سینمایی و تلویزیونی همکاری دارد. از سال ۱۳۷۰ به عضویت انجمن چهره پردازان درآمد و از سال ۱۳۷۶ به عنوان عضو شورای مرکزی انجمن چهره پردازان خانه سینما انتخاب و از سال ۱۳۸۰ الی ۱۳۸۶ به عنوان رئیس انجمن انتخاب شد. همچنین از سال ۱۳۸۲ به عنوان مدرس و مدیر مسئول آموزشگاه آزاد سینمایی فعالیت آموزشی خود را آغاز کرد و از سال ۱۳۸۴ به عنوان مدرس در رشته گریم و ماسک مشغول تدریس شد. در حال حاضر وی به عنوان بازرس در انجمن صنفی مدیران آموزشگاه‌ های آزاد سینمایی مشغول فعالیت است.

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
خلیل ملکی: تارنمای ویکی پدیا/ انتشار مجموعه ۵ جلدی مقالات خلیل ملکی (به کوشش رضا آذری‌ شهرضایی) : تارنمای عصر نو/ دکتر محمدعلی ملکی یزدی: تارنمای ویکی پدیا/ کتاب خاطرات احمد ملکی مدیر روزنامه ی ستاره: تارنمای ایران فرهنگ
دکتر محمد ملکی: تارنمای ویکی پدیا/ برخی از تالیفات و آثار دکتر محمد ملکی: تارنمای پارسی ویکی/ مصاحبه با عمار ملکی فرزند دکتر محمد ملکی: تارنمای یوتیوب/ تفاوت‌های فرهنگی و پیامدهای بدفهمی دیپلماتیک (نوشته ی عمار ملکی): تارنمای ایرانیان/ احمد ملکی دیپلمات ایرانی: تارنمای ویکی پدیا/ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی: تارنمای ویکی پدیا/ حسن (منصور) ملکی: تارنمای ویکی پدیا/ حسین‌ ملکی: تارنمای ویکی پدیا/ پری ملکی: تارنمای ویکی پدیا/ محسن ملکی: تارنمای ویکی پدیا
*
همین نوشتار با تصاویر بیشتر: تارنمای ایرانیان ایرون
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/01/blog-post.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها