ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

============ Mummies of Iran =============



INTRODUCTION
A mummy is a human or animal, whose skin and organs have been preserved by either intentional or incidental exposure to chemicals, extreme cold (ice mummies), very low humidity, or lack of air when bodies are submerged in bogs, so that the recovered body will not decay further if kept in cool and dry conditions. Some authorities restrict the use of the term to bodies deliberately embalmed with chemicals, but the use of the word to cover accidentally desiccated bodies goes back at least to the 1730s. Mummies of humans and other animals have been found all around the world, both as a result of natural preservation through unusual conditions, and as cultural artifacts. Over one million animal mummies have been found in Egypt, many of which are cats. The oldest known naturally mummified human corpse is a severed head dated as 6,000 years old, found in 1936 at the site named Inca Cueva No. 4 in South America
In addition to the well-known mummies of Ancient Egypt, deliberate mummification was a feature of several ancient cultures in areas of South America and Asia which have very dry climates. There are more than 1000 mummies in Xinjiang, China. The oldest-known deliberate mummy is a child, one of the Chinchorro mummies found in the Camarones Valley, Chile, and dates from around 5050 BC. View here

SALT MUMMIES OF IRAN
In the winter of 1993, miners near the city of Zanjan, came across a body with long hair, a beard and some artifacts. Until 2010 the remains of six men have been discovered, most of them having been accidentally killed by collapsing galleries they were working in. After archeological studies which included C14 dating of different samples of bones and textiles, the Salt Man was dated to about 1,700 years ago. By testing a sample of hair, the blood group B+ was determined.Three bodies are dated to the Parthian (247 BC-224 AD) and Sassanid (224-651 AD) eras, and the remainder to the Achaemenid Dynasty, 550-330 BC. View here

The Saltmen were discovered in the Chehrabad salt mines, located on the southern part of the Hamzehlu village, on the west side of the city of Zanjan, in the Zanjan Province in Iran. By 2010 the remains of six men had been discovered, most of them accidentally killed by the collapse of galleries they were working in. The head and left foot of Salt Man 1 are on display at the National Museum of Iran in Tehran. View here
Read more on Salt Mummies of Iran

MUMMY IN SANANDAJ
(Kurdisytan), Iran
A strange old mummy man has found around sanandaj, Iran. It is supposed that belong to more than 3 thosands years ago: http://www.youtube.com/watch?v=FOYcabdHDgE

IRAN CHINA MUMMIES - 1
Certain Mummies found in Western China, near Afghan Tajik border, indicating a branch of Iranian Race living there.... Film was made in 1998. Also, from other historical sources, we know that Iranians (Afghans/Tajiks) Buddhist were the ones who took the Buddhist teachings to China: http://www.youtube.com/watch?v=YwlB_yLjCHI

IRAN CHINA MUMMIES - 2

IRAN CHINA MUMMIES - 3

IRAN CHINA MUMMIES - 4

IRAN CHINA MUMMIES - 5, its link was not found

IRAN CHINA MUMMIES - 6
Collected and Prepared By
M. Saadat Noury, PhD

خواب نامه : برخی نوشتارها و سروده ها پیرامون "خواب"

خواب : در فرهنگ واژه ها
١ - خواب :  متضاد بیداری - مترادف نوم - حالت آسایش و راحتی که بواسطه ٔ از کار بازآمدن حواس ظاهره و فقدان حس در انسان و سایر حیوانات بروز می کند : لغت نامه دهخدا
٢ - خواب : عبارت از کاهش تا فقدان سطح هوشیاری ، تعلیق نسبی ادراکات حسی و غیر فعال شدن تقریبا تمام عضلات ارادی در زمان استراحت است به طوری که فعالیت بدن و ذهن تغییر کرده و توهم ‌های بینایی جایگزین تصاویر واضح واقعی بشوند. در بین پستانداران ، پرندگان ، ماهیان و دیگر جانوران مراحل خواب و بیداری وجود دارد. خواب برای سلامت و بازسازی سیستم اعصاب ، سیستم ایمنی و سیستم عضلانی اسکلتی انسان و جانوران اهمیت دارد : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
٣ - خواب : حالت آسایش که حس و اعصاب از کار می افتد و برای دفع خستگی در انسان است - خفتن ، آرام گرفتن : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
٤ - خواب : فرآیندی است که مغز برای عمل‌كرد مناسب به آن نیاز دارد : منابع گوناگون
اختلالات خواب
اختلالات خواب مانند زیاد یا کم خوابیدن ، پریدن از خواب ، نرفتن به مرحله خواب عمیق و سخت به خواب رفتن است. این اختلالات می‌تواند ناشی از بیماری های روانپزشکی مانند اضطراب ، بیماریهای سیستم تنفسی (خرناس) یا به عنوان نوعی بیماری سالمندان باشد. باید دانست که اختلالات خواب مشتمل بر بیش از صد بیماری است که در سه گروه عمده تقسیم بندی می شود: اختلالات مربوط به خواب مانند پرخوابی، خواب‌آلودگی و بیخوابی - اختلالات همراه با خواب یا پاراسومنیا ها مانند کابوس شبانه - اختلالات خواب ثانویه به واسطه ی سایر بیماریها مانند سکته مغزی. اختلالات زیر مهم‌ترین اختلالات خواب است:
١ - بیماری حمله خواب یا نارکولپسی : یکی از اختلالات خواب است و عبارت است از میل ناگهانی و مقاومت‌ناپذیر به خواب. مبتلایان به حمله خواب ، در پی هیجان‌های شدید دچار گرفتگی ماهیچه می‌شوند. بسیاری از این بیماران به فلج خواب نیز مبتلا هستند. نوجوانان پسر دچار مراحل حمله خواب طولانی می‌شوند و پس از بیدار شدن از خواب احساس گرسنگی می‌کنند. نارکولپسی برای اولین بار در سال ۱۸۷۷ در یک بشکه ساز دیده شد. او در حالی که سخت مشغول کار بود ناگهان به خواب می رفت.
٢ - فلج خواب : که در میان عوام به "بختک" معروف است نوعی اختلال خواب است. حالتی است که معمولا از چند ثانیه تا چند دقیقه طول می‌کشد و در این مدت شخص پس از بیدار شدن از خواب و یا گاهی پیش از به خواب رفتن، توانایی انجام حركات ارادي از خود ندارد و این حالت معمولاً با ترس همراه است.
٣ - خواب ناكافی بی‌خوابی و کم‌خوابی (اینسومنیا): حالتی است که فرد به طور مستمر به خواب نمی ‌رود. به عبارتی دیگر مشکل در به خواب رفتن ، بیدار شدن مکرر در خلال شب همراه با ناتوانی یا اشکال در به خواب رفتن مجدد ، بیدارشدن خیلی زود در صبح و خوابی که باعث تجدید قوا نشود را بی‌خوابی گویند. خواب ناكافی علل متعددی می تواند داشته باشد: بیماری های جسمی مانند آرتریت (التهاب مفاصل) ، نارسایی قلبی، آسم، و پركاری تیروئید و پاركینسون (كه با سختی و لرزش عضلات مشخص می شود) ، بیماری های روانی مانند افسردگی و اضطراب و عادات نامناسب مانند مصرف قهوه زیاد ، مصرف سیگار یا الكل قبل از خواب یا خواب بعد از ظهر بیش از حد.
برخی دانستنی ها پیرامون "خواب" در طول تاریخ
١ - دیونی سیوس یونانی که حاکمی ظالم و خونخوار بود و در قلمرو امپراطوری اسکندر مقدونی حکومت می راند خور و پف شدیدی داشت و در اثر پرخوری و خمر شراب تمام روز خواب آلود بود. عاقبت مقادیری گوشت پر چربی موجب خفگی او گشت و جان وی را ستاند.
٢ - یونانی ها و رومی ها برای خواب های خود خدایانی داشتند: "هیپنوس مورفوس" که هیپنوتیزم و مرفین از اسم او گرفته شده و "سومنوس" که سومنوگرافی یا خواب نگاری که یاد آور نام اوست از جملهٔ این خدایان هستند.
٣ - در متون کلاسیک نیز به خواب و اختلالات آن اشاره شده است. در کتاب ”باشگاه پیک ویک“ چارلز دیکنز نه تنها به توصیف آقای پیک ویک که چاق و تنومند بودپرداخت بلکه قهرمان دیگری به نام ”جو“ را معرفی کرد که پسری چاق با صورتی فربه و سرخ و حالت خواب آلودی داشت. ”جو“ غذاهای چرب می خورد و ویسکی می آشامید و درشکه های سلطنتی را در لندن می راند، روی افسار اسب می خوابید و از این عادت رنج می کشید. بعدها مشخص شد که قهرمان داستان به بیماری نارکولپسی دچار بوده است.
٤ - روبرت کاتون پزشک لیورپول در سال ۱۸۹۹ مرد دامداری را معرفی کرد که به طور سریع افزایش وزن پیدا کرده بود و دچار خواب آلودگی شدیدی بود. حتی وقتی می ایستاد یا قدم می زد خواب او را می ربود. او دائماً در مغازه ٔ خود خوابیده بود و مشتریان و مراجعین از پشت پیشخوان وی را بیدار می کردند. دکتر کاتون این مورد را به انجمن پزشکان بالینی لندن ارائه کرد. رئیس انجمن شباهت بین این مورد را با قهرمان دیکنز مورد توجه قرار داد و اصطلاح ”سندرم پیک ویکین“ را برای بیمار به کار برد. باید دانست که ”سندرم پیک ویکین“ با چاقی ، تعداد تنفس پائین ، خواب‌آلودگی ، پلی سیتمی ثانویه ، نارسائی بطن راست در زمان خواب مشخص می‌شود و تمام علائم و نشانه‌ها به‌طور مشخص با کاهش وزن بهبود می‌یابد.
خواب در فرهنگ جغرافیائی ایران
١ - پل خواب : روستایی از توابع بخش آسارای شهرستان کرج در استان البرز ایران است. پل خواب جزء دهستان آدران  در ٣٤ هزارگزی شمال خاور کرج کنار راه شوسه ٔ کرج به چالوس در دره ٔ رود کرج واقع است. این روستا سردسیر است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۷ نفر (۵۹خانوار) بوده‌است.
٢ - شب خواب : نام دهی است از ده های شاه ولی در شهرستان شوشتر.
مقدار خواب ٢٤ ساعته ی برخی مردان بزرگ تاريخ
١ - لئوناردو داوینچی : برخي منابع ادعا مي كنند كه لئوناردو داوینچی (۱۵ آوریل ۱۴۵۲ - ۲ مه ۱۵۱۹) دانشمند و هنرمند ایتالیایی دوره رنسانس که در رشته‌های نقاشی، ریاضی، معماری، موسیقی، کالبد شناسی، مهندسی، تندیسگری، و هندسه برجسته بود ، ٢٢ ساعت كامل بر روي آثار درخشان خود كار مي كرد و فقط ٢ ساعت براي خواب شبانه صرف مي نمود. البته در روز به ميزان ١٥ تا ٢٠ دقيقه هم چرت مي زد.
٢ - نیکولا تسلا‏ (۱٠ ژوئیه ۱۸۵۶ - ۷ ژانویه ۱۹۴۳) : مخترع، فیزیکدان و مهندس صربی الاصل آمریکایی است که یکای قدرت میدان مغناطیسی در دستگاه اس ‌آی به نام او  خوانده‌ شده و مهم‌ترین کار شایسته او در مهندسی برق قابل استفاده کردن جریان متناوب در صنعت بوده‌است. ادعا شده كه نیکولا تسلا فقط روزي ٢ تا ٣  ساعت وقت براي خواب مي گذاشت و ما بقي زمان خود را صرف كشفيات و مطالب علمي مي کرد.
٣ - وینستون چرچیل (۳۰ نوامبر ۱۸۷۴ - ۲۴ ژانویه ۱۹۶۵) : سیاست‌مدار بریتانیایی روزانه فقط  ٥ تا ٦ ساعت وقت براي خوابيدن مي گذاشت. البته او اعتقاد راسخي به خواب بعد از نهار داشت كه بين ١ تا ٢ ساعت در حال چرت هم بود.
٤ - کالوین کولیج (۴ ژوئیه ۱۸۷۲ - ۵ ژانویه ۱۹۳۳) : سی‌امین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به طور متوسط روزانه ٨ ساعت وقت خوابيدن داشت البته ظهر ها هم ٢ تا ٣ ساعت در خواب به سر مي برد. گفته مي شود او به عنوان رئيس جمهور آمريكا تنها كسي است كه بيشتر زمان را نسبت به ديگران در كاخ سفيد در خواب بود.
٥ - توماس آلوا ادیسون (۱۱ فوریه ۱۸۴۷ - ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱) : مخترع و بازرگانی آمریکایی بود. او وسایل متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهم‌ترین و معروفترین آنها لامپ رشته‌ای است. اديسون روزانه كمتر از ٥ ساعت مي خوابيد و بيشتر در آزمايشگاه بود . البته در آزمايشگاه براي خود يك تختخواب داشت كه زمان زيادي بر روي آن استراحت نمي كرد.
٦ - آلبرت انیشتین (۱۴ مارس ۱۸۷۹ - ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) : فیزیک‌دان نظری آلمانی روزانه ١٠ ساعت خواب بود و خواب مي ديد. او ادعا كرده كه از خواب هاي خود در اختراعات كمك گرفته است و اعتقاد داشت كه با چرت زدن خلاق تر مي شد.
٧ - بنجامین فرانکلین (۱۷ ژانویه ۱۷۰۶ - ۱۷ آوریل ۱۷۹۰) : یکی از پدران بنیانگذار ایالات متحده است. فرانکلین یک دانشمند، نویسنده برجسته و چاپخانه‌دار، طنزنویس، نظریه پرداز سیاسی، سیاستمدار، رئيس پست، مخترع، فعال مدنی و دیپلمات بود. گفته شده است كه فرانكلين روزانه ٣ تا ٤ ساعت بيشتر نمي خوابيد و هميشه در حال فعاليت بود جمله ی معروفی هم در اين باره دارد : "زمان زيادي براي خوابيدن در گور داريم".
٨ - توماس جفرسون (۱۳ آوریل ۱۷۴۳ - ۴ ژوئیه ١٨٢٦) : یکی از متفکرین اصلی و بنیانگذاران آمریکا (برای ترویج  ایده‌آل‌های جمهوری خواهی در آمریکا)، نویسندهٔ اصلی اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و سومین رییس جمهور آمریکا بود. او روزانه فقط ٢ ساعت مي خوابيد يكي از عادت هاي او اين بود كه ٣٠ دقيقه مانده به وقت خواب كتاب مي خواند تا خوابش ببرد.
٩ - ناپلئون بناپارت (۱۵ اوت ۱۷۶۹ - ۵ مه ۱۸۲۲) : به عنوان نخستین امپراتور فرانسه در فاصله سال‌های ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ میلادی بر این کشور حکومت کرد و نقش بسزایی در تاریخ اروپا ایفا نمود. ناپلئون از ساعت ١٢ شب تا ٢  صبح مي خوابيد و تا از خواب بيدار مي شد به كار خود ادامه مي داد و سپس از ٥ صبح الي ٧ دوباره خواب بود.
١٠ - اسحاق نیوتن (۴ ژانویه ۱۶۴۳ – ۳۱ مارس ۱۷۲۷) : فیزیک‌دان، ریاضی‌دان، ستاره شناس، فیلسوف و شهروند انگلستان بود. نيوتن روزانه ٣ تا ٤ ساعت بيشتر نمي خوابيد و بار ها شده بود كه چند روز نمي خوابيد تا از بيخوابي مريض شود و به اجبار تن به تخت خواب دهد. او عاشق بيداري بود.
خواب در ترکیب برخی از واژه ها
خواب و خيال : وهم - خيال - توهم
خواب ربا : رباینده ٔ خواب - ازبین برنده ٔ خواب
خواب آور : خواب آورنده - مخدِّر - بیهوش کننده     
سبک خواب : آنکه به صدا و آوازی آهسته بیدار شود
هم خواب : دو تن که در یک بستر خوابند - ملازم - همراه - آمیخته - مخلوط (گلت چون با شکر هم خواب گردد/ طبرزد را دهان پرآب گردد : نظامی)
خواب آلو : آنکه کاملاً بیدار نشده است - خواب آلوده ، خواب آلود : آن که بسیار خسبد (بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر/ زآنکه زد بر دیده آبی روی رخشان شما : حافظ)
خواب سير : خواب كافي - خواب به اندازه
نيمه خواب : آنكه به خواب رفته ولي نه كاملاً - آنكه بين خواب و بيداري است
خواب نيمروز ، خواب قيلوله : خواب قبل از ظهر
خواب جامه - لباس خواب : پيراهن بلند كه هنگام خواب پوشند
خواب خوش : خواب راحت - خواب امن - خواب عافيت
خواب ناز : خواب نوشين - خواب شيرين - خواب خوش - خواب راحت - خواب آرام
خواب زدگي : خواب آلودگي -حالت خواب داشتن - خفتگي
خور و خواب (خورد و خواب) : عمل خوردن و خوابيدن - كنايه از راحت و آسايش
خواب گران : خواب سنگين - خواب عميق
پیر بی خواب : پیری افسانه ای که هیچ نمی خفته است
خواب آشفته : خواب پریشان - رؤیای ناراحت کننده
خواب غفلت : غفلت - خواب خرگوشی (تو مست خواب غفلتی و از برای تو/ ایزد فکنده خوان کرم در سپیده دم: منوچهری)
خواب موحش : خواب ترس آور - خواب دهشتناك - خواب وحشت افزاي - روياي مخوف  
خواب عدم : كنايه از مرگ - خواب مرگ - خواب جاويد - خواب جاوداني
خواب بندی ، خواب مصنوعی : فلان را خواب بند کردن - آن که کسی را بخواب عملی بخوابانند - هیپنوتیزم
خواب مغناطيسي : نوعي لختي و بي ارادگي كه در مانيتيزم براي شخصي پيدا مي شود 
خواب نامه ، خوابنامج ، خواب گزارنامه : کتابی که در آن تعبیر خواب ها نوشته شده است
خواب نامه : کتابی که در آن داستان خواب ها نوشته شده است
خواب در  برخی ترانه ها و موسیقی
خواب ستاره : عارف
خواب نوشین : مرضیه
رگ خواب : محسن یگانه
ترانه ی شهر رویاها : اجرا ی جو ترنر
خواب در  برخی فیلم های سینمایی
خواب در برخی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ های فارسی 
آدم گرسنه، خواب نان سنگک می‌بینه
شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لپ لپ خورد گه دانه  دانه
از خواب قیاس مرگ گیر
خواب است و مرگ
خواب برادر مرگ است
خوابیدن و مردن هر دو قبض روح است (قرآن مجید)
خواب پاسبان ، چراغ دزدان است
خواب خواب می آورد
خواب از مرگ بدتر ست
دنیا را آب برد کچل را خواب برد
عمو یادگار خوابی یا بیدار
فتنه در خواب است بیدارش مکن
هر که خواب است روزیش آب است
کتب خواب نامه که در آن ها  داستان خواب ها نوشته شده است
١ - کتاب خلسه مشهور به خوابنامه : این کتاب از آخرین نوشته های محمد حسن خان صنیع الدوله ملقب به اعتماد السلطنه است . اعتمادالسلطنه از رجال دربار دوره قاجار و عهد ناصرالدین شاه و صاحب کتاب‌های بسیار بود. او که جرات نمی کرد اندیشه های سیاسی خود را آشکارا بر زبان آورد در کتاب خلسه چنان وانمود می کند که در حالت بین خواب و بیداری دیده است که پادشاهان ایران یازده تن از صدر اعظمان قاجار (از حاجی ابراهیم اعتماد الدوله شیرازی تا میرزا علی اصغر خان اتابک مشهور به امین السلطان) را به بازپرسی کشیده و درباره ی آنان داوری کرده اند.
٢ - خوابنامه‌ مار‌های ايرانی (رمان یا داستان میم): رمانی است از علی‌مراد فدایی‌نیا. این اثر كه توسط نشر ثالث در سال ۱۳۸۵ انتشار يافت، در واقع جلد نخست رمان پنج جلدی به همين نام است. عنوان فرعی جلد نخست (كتاب اول) «آغاز» است. جلد نخست رمان در ابتدا به همت نشر افسانه در سوئد و سپس توسط نشر ثالث و دوره كامل رمان پنج جلدی «ميم» توسط انتشارات نارنجستان در لس‌آنجلس منتشر شده است.
٣ - خوابنامه و باغ تناسخ : از احمد عزیزی مجموعه ی ٢٧ قطعه شعر در قالب مثنوى با مضامين‏ اجتماعى ، اخلاقى و مذهبى است كه در دو بخش «باغ تناسخ» و«خوابنامه» ارائه شده و در سال ۱۳۷۱ منتشر گردیده است. بيشتر اشعار ، گلايه از اوضاع اجتماعى‏ و در مايه‏ ى سبك هندى ادا شده است. وصف‏خداوند و مناجات با خدا ، ستايش پیامبر از ديگر موارد مطرح شده در اين اشعار است.
خواب و جایزه
هئیت داوران جایزه ی رمان‌های تاریخی ، «استیو اسپولیدر» نویسنده ی رمان «تالاب خواب» را به عنوان برنده ی جایزه ی نقدی سال ٢٠١٢ انتخاب و معرفی کرد. «استیو اسپولیدر» در رمان «تالاب خواب» تلاش کرده تا زندگی ٤ نسل از یکی از معروف‌ترین خانواده‌های آمریکایی را به رشته تحریر در آورده و تجربه ها، اتفاقات و حوادثی را که این خانواده در طول یکصد سال پشت سر گذاشتند را با روایتی جذاب و خواندنی برای مخاطب روایت کرده است. رمان تاریخی «تالاب خواب» با رقابتی تنگاتنگ از میان ٦ اثر که به مرحله نهایی داوری جایزه رمان های تاریخی راه یافته بود انتخاب و به عنوان برنده جایزه نقدی سال ٢٠١٢ انتخاب شد.
خواب در برخی سروده ها

بی همگان به سر شود ، بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمی‌شود
دیده ی عقل ، مست_ تو ، چرخه ی چرخ ،پست_ تو
گوش_ طرب به دست_ تو ، بی‌تو به سر نمی‌شود
جان ز تو جوش می‌کند ، دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند ، بی‌تو به سر نمی‌شود
خمر_ من و خمار_ من ، باغ_ من و بهار_ من
خواب_ من و قرار_ من ، بی‌تو به سر نمی‌شود... : مولوی

آنانکه محیط_ فضل و آداب شدند
در جمع_ کمال ، شمع_ اصحاب شدند
ره ، زین شب_ تاریک نبردند برون
گفتند ، فسانه ‌ای و در خواب شدند : حکیم عمر خیام

عجب خواب پریشانی ست ، دنیا
عجب آشفته بازاریست ، دنیا
عجب بیهوده تکراریست ، دنیا
میان آنچه باید باشد و نیست
عجب فرسوده دیواریست ، دنیا : اردلان سرفراز

خیا ل و خواب من ، ای نوبهار کودکی‌ام‌
گذر دریغ مدار ، از دیار کودکی‌ام‌
مرا به خانه ی خود بر ، که یاد خوبی و مهر
به خاطر آورد ، این یادگار کودکی‌ام‌... : محمد جلالی چیمه (م . سحر)

هرشب ، به خا ل_ گونه‌ ی ‌تو ، بوسه می زنم
بوسه به روی خا ل_ ‌تو ، هر گوشه می زنم
با یاد_ خا ل_ گونه‌ ی ‌تو ، در خلا ل خواب
صد ها هزار بوسه  ،  برآن گونه می زنم
***
من یک انسانم که عمری خواب را گم کرده ام
چون وطن یعنی که خاک و آب را گم کرده ام
گریه و نوحه ، فضا را یکسره تسخیر کرد
بلبل و بس گلشن_ شا د ا ب را گم کرده ام
 کار_ رقص و شادمانی زشت و ناهنجار شد
دلبر و جا م شراب_ نا ب را گم کرده ام 
یا چه شیوا گفت آن پیرایه بانو در غزل:
 "ماه را گم کرده ام ، مهتاب را گم کرده ام"   
حمله ی روبه مزاجان ، شیر پرچم را زدود
همزمان ، خورشید عالمتاب را گم کرده ام
بس مبارز قهرمان را ، اهرمن نابود ساخت
مازیار و با بک و سهراب را گم کرده ام
ناله ها یم از ستمگر ، در گلو فریاد شد
من توان_ حاکم_ نا با ب را گم کرده ام
آن اهورا سرزمین شد مرکز تزویر و ظلم
سرگریبان مانده ا م ، آداب را گم کرده ام
مازیار و بابک و سهراب را گم کرده ام
من یک انسانم که عمری خواب را گم کرده ام

دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
خواب : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
خواب : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
خواب : تارنمای لغت نامه دهخدا
اختلالات خواب : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای پاتوق و بسیاری از تارنماها
برخی دانستنی ها پیرامون "خواب" در طول تاریخ : تارنمای تک بانو - تارنمای آفتاب و تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
خواب در فرهنگ جغرافیائی ایران : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - فرهنگ جغرافیا ئی ایران
مقدار خواب ٢٤ ساعته ی برخی مردان بزرگ تاريخ : تارنمای سورن ۶۱ و بسیاری از تارنماها
خواب در ترکیب برخی از واژه ها : تارنمای لغت نامه دهخدا
خواب در ترانه ها و موسیقی : تارنمای یوتیوب
خواب در فیلم های سینمایی : تارنمای یوتیوب
خواب در برخی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ های فارسی : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای ویکی گفتاورد
کتب خواب نامه که در آن ها  داستان خواب ها نوشته شده است : تارنمای کتابناک - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای آرت (هنر) همدان
خواب و جایزه : تارنمای فارس نیوز (خبرگزاری فارس)
خواب در برخی سروده ها : تارنمای گلچینی از سروده ها - تارنمای ایرانیان

ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۲۴, شنبه

عشقبازی ها : در زنجیره ی برخی نوشته ها و سروده ها




عشقبازی : در فرهنگ واژه ها
عشقبازی : عمل عشقباز. عاشقی . غَزَل . عشق ورزی . معاشقه . مغازله . تصابی . مهرورزی : تارنمای لغت نامه دهخدا
عشقبازی (معاشقه) : همدیگر را نوازش کردن و دوست داشتن : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
عشقبازی یا معاشقه یا مغازله : به مجموعه‌ای از حرکات و رفتارهای روانی یا جسمی میان دو یا چند فرد گفته می‌شود که منجر به انگیزش جنسی آنان گشته و اغلب مقدمه‌ای برای آمیزش جنسی تلقی می‌شود. نوعی از عشق‌بازی که هدف از آن تنها تحریک و هیجان جنسی به منظور انجام آمیزش جنسی باشد، پیش‌نوازش نام دارد. عشق‌بازی می‌تواند بوسیدن، نوازش، در آغوش گرفتن و حتی تعریف و تمجید و کنایه‌های کلامی را نیز در بر گیرد. مقبولیت عشق‌بازی بستگی کامل به هنجارهای فرهنگی و مذهبی و سن طرفین دارد: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عشقبازی : در اصطلاحات ادبی
١ - تشبیب (یا همان نسیب و یا تغزل): تشبیب در لغت به معنای یاد ایام جوانی کردن است در اصطلاح، تشبیب مقدمه ای در مدح معشوق و توصیف زیبایی های طبیعت و وصف مجلس بزم و از این قبیل است : تارنمای آریا ادیب
٢ - تشبیب ، صفت جمال زن و حال خود با وی بگفتن است (تاج المصادر بیهقی ) - وصف جمال زن و حال خود با وی در شعر بگفتن (زوزنی ) - غزل گفتن یعنی صورت و جمال زنی و حال خود با وی در عشق گفتن - غزل خواندن به زنان و اظهار عشق کردن به ایشان - ذکر احوال ایام شباب کردن و صفت معشوق : تارنمای لغت نامه دهخدا
٣ - تشبیب ، نسیب یا تغزل بیتی است که در ابتدای قصیده ‌ها سروده می‌شود تا پس از آن به هدف اصلی قصیده پرداخته شود. این سه کلمه با یکدیگر مترادف و به معنی غزل گفتن، عشقبازی کردن و سخن عاشقانه سرودن است : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عشقبازی : در تحقیقات علمی
١ - با وجود باور رایج مبنی بر اینکه عشق‌بازی طولانی مطلوب زنان است و آنان نیاز به زمان بیشتری برای تحریک جنسی دارند، برخی تحقیقات علمی نشان داده‌اند که تفاوت قابل توجهی در زمان لازم برای برانگیختگی جنسی کامل بین زن و مرد وجود ندارد. محققان مرکز سلامت دانشگاه مک‌گیل در مونترآل، کانادا با استفاده از روش تصویر برداری متناوب برای ثبت تغییر درجه حرارت محدوده آلت تناسلی، زمان مورد نیاز برای انگیزش جنسی را تعیین کرده‌اند. نتیجه ی این تحقیقات نشان می‌دهد که مدت زمان لازم برای رسیدن به اوج انگیزش جنسی در هر دو جنس تقریباً برابر و میانگین آن حدود ده دقیقه‌ است.
٢ - نتایج تحقیقات پیرامون "نقش عشقبازی در روابط زناشوئی" نیز در نوشتار ی مشتمل بر بیست رهنمود ، توسط  دکتر مهرداد رضایی ارائه شده است
داستان های مشهور عشق و عشقبازی
١ - در فرهنگ ایران : زال و رودابه - رستم و تهمینه - بیژن و منیژه - سیاوش و سودابه - امیر ارسلان و فرخ لقا - بهرام و گل اندام - خسرو و شیرین- فرهاد و شیرین - وامق و عذرا - رابعه و بکتاش - ویس و رامین - لیلی و مجنون -  یوسف و زلیخا - سلامان و ابسال - ناظر و منظور - نور جهان و جهانگیر - زهره و منوچهر
٢ - در فرهنگ دیگران : سامسون و دلیله - سلیمان و ملکه سبا - کلئوپاترا و ژولیوس سزار- کلئوپاترا و آنتوان - اوتللو و دزدمونا - رومئو و ژولیت - ناپلئون و ژوزفین - ماری آنتوانت و کاردینال روهان -تریستان و ایزولت - هیتلر و اوا براون - موسولینی و کلارا پتاچی - مارگارت و تاونزند
کتب عشقبازی
١ - بسیاری از نویسندگان از دیرباز تاکنون موضوع عشقبازی را دستمایه آثار خود قرار داده‌اند. کتاب هندی ِ کاما سوترا که به اصول آمیزش جنسی می‌پردازد یکی از قدیمی‌ترین کتابهایی است که درباره عشقبازی نوشته شده است.
٢ - جونیچی واتانابه نویسنده ژاپنی است که عشقبازی خارج از ازدواج مردمان میان سال را به تصویر می‌کشد. رمان ۱۹۹۷ او یک بهشت گمشده پرفروش ترین در ژاپن و آسیا شد. این کتاب به فیلم در آمده‌است و یک سری تلوزیونی از آن ساخته شده‌است.
٣ - تیتوس لیویوس‏ یا تیت لیو ‏، مشهور به لیوی ، از تاریخ‌نگاران و سرایندگان سرشناس رومی بود. اشعار عاشقانه ی او بویژه آن بخش که در مورد کورینا معشوقه‌اش سروده خیلی بی‌پرده و پرتمنا و دیوانه‌وار است و در مجموعه ی اشعار این سراینده ، عشق بازی و فریب نقش عمده بعهده دارد و رسالاتی نیز در این زمینه ‌ها تألیف کرد از جمله هنر عشق، درمان عشق، داروهای آرایش زنان، کتاب زنان قهرمان، کتاب مسخ. او در اوج بدنامی قرار گرفت و از راه انتشار اشعار و رسالات در زمینه عشقبازی شهرتی فراوان کسب کرد و آثارش فراوان بفروش رسید.
٤ - کتاب عشقبازی ناپلئون :  تالیف لئون ویال دوریویر توسط  ف. بهروان ترجمه و منتشر شده است. کتاب دیگری نیز پیرامون عشقبازی های ناپلئون با معشوقه اش دزیره در دسترس است که به نام "رمان دزیره" (تالیف ماري سلينكو)  معروف است. آخرین ترجمه ی این کتاب از پرويز شهدي است.
۵ - کتاب عشقبازی های ناصرالدین شاه قاجار بقلم لطف الله ترقی  که شرح لذت ها و عشقبازی های این پادشاه  است.
عشقبازی های تاریخی
١ - عشقبازی های بهرام گور ساسانی : دم غنیمت شمردن و عشق‌بازی از مؤلفه ‌های بارز این پادشاه ساسانی بود. جهان از نظر او ناپایدار بود و بهره جستن از فرصت‌ها را ضروری می‌دانست. بنا بر سروده ی نظامی گنجوی :
دید کاین خیل خانة خاکی/ نارد الا غبار غمناکی
مُلک بی‌تکیه را شناخته بود/ تکیه بر ملک عشق ساخته بود
روزی از هفته کارسازی کرد/ ششِ دگر را به عشق‌بازی کرد : (هفت‌پیکر، نظامی گنجوی)
٢ - عشقبازی های ادوارد هشتم و خانم سیمپسون : ادوارد هشتم (۲۳ ژوئن ۱۸۹۴- ۲۸ مه ۱۹۷۲) پادشاه بریتانیا بود. وی از تاریخ ۲۰ ژانویه ۱۹۳۶ تا ۱۱ دسامبر ۱۹۳۶ و پس از جرج پنجم و پیش از جرج ششم پادشاه بود. او به خاطر عشقبازی ها و ازدواج با والیس سیمپسون، زن مطلقهٔ آمریکایی مجبور به استعفاء و ترک سلطنت شد.
ادوارد بزرگترین پسر شاه جرج پنجم و ملکه ماری بود. او عنوان پرنس ولز را در شانزدهمین سال تولدش گرفت. به عنوان یک مرد جوان در نیروهای مسلح بریتانیا در جنگ جهانی اول شرکت کرد. همچنین در چند سفر خارجی بجای پدر شرکت کرد. بعد از مرگ پدر در ١٩٣٦ و پادشاه شدنش خیلی زود ماجرای او و خانم سیمپسون سر زبان ها افتاد. نخست وزیر مخالف این ازدواج بود و اعلام کرد مردم هرگز یک خانم مطلقه با دو شوهر سابق زنده را به عنوان ملکه قبول نمی کنند. به اضافه اینکه چنین ازدواجی باعث شکاف بین دولت و کلیسای انگلستان که خود به عنوان پادشاه در راسش بود می شد. ادوارد می دانست که اگر ازدواج انجام شود دولت استنلی بالدوین استعفا خواهد داد که می توانست او را در خطر انتخابات عمومی قرار دهد و وجهه او را به عنوان پادشاه مشروطه نابود کند. بعد از اینکه تصمیم گرفت ارتباط خود را خانم سیمپسون قطع نکند از سلطنت کناره گیری کرد و جانشین او برادرش البرت شد که عنوان جرج ششم را برای خود برگزید. ادوارد هرگز تاجگذاری نکرد. و با ٣٢٦ روز یکی از کوتاه ترین دورانهای سلطنت را را بین پادشاهان انگلستان داشت. یعد از کناره گیری به او عنوان دوک ویندسور اعطا شد.
عشقبازی : در حیوانات و نباتات
١ -  شیخ الرئیس ابو علی سینا رساله ای دارد در بیان عشق به اسم (رساله ی عشق) و در آنجا اثبات کرده است که عشق اختصاص به نوع انسان ندارد بلکه در جمیع موجودات اعم از فلکیان و عنصریات و معدنیات و نباتات و حیوانات بصورت غریزی و سرشت، عشق در آنها قرار داده شده است. برای یک زیست شناس بسیار دشوار است که عشق را تعریف کند زیرا جانوران آنقدر متنوعند که مشکل است تعیین کنند که چگونه رفتاری عاشقانه و برخاسته از غریزه جنسی است. وجود اصلی غریزه جنسی در حیوانات امری ثابت است ولی کیفیت ظهورش مختلف است در همه جانوران وحشی معاشقه در زمان معینی از سال وقوع می یابد؛ تنها از جانوران اهلی شده و نزد انسان تولید مثل در هر زمانی از سال رخ می دهد. بدن یک جانور برای عشقبازی با عوامل بیرونی مجهز است که جنس ها را برای انجام وظایف حیاتی که گونه را حفظ می کند تطبیق می دهند. الگوهای رفتاری ویژه ای، تکامل یافته اند که نر و ماده را به شناختن یکدیگر توانا ساخته و از تلاش های زاید در جفتگیری با گونه های دیگر جلوگیری می کنند. نمایش اظهار عشق طاووس به عنوان نمونه ای از معاشقه تشریفاتی در میان حیوانات است. هدایا در بسیاری از تشریفات اظهار عشق نقش مهمی بازی می کنند مثلا پرستوی دریایی نر برای جفتش یک ماهی کوچک به رسم هدیه می آورد و کبوتر های الماسی استرالیا یک دسته علف آبی برای یکدیگر پیشکش می آورند.
٢ - عشقبازی در پنگوئن ها : "پنگوئن امپراطور" بزرگ‌ترین گونه پنگوئن است. این پرنده بر خلاف پرندگان دیگر، هرگز به زمین خشک پا نمی ‌گذارد. او تمام عمر خود را یا در دریا و یا روی یخ های قطب جنوب می‌ گذراند. پرنده ی ماده در فصل پاییز تخمگذاری می‌کند و در طول زمستان تاریک قطب جنوب پرنده نر روی تخم ها می‌خوابد. در طول این سه ماه پرندگان نر هیچ چیز نمی‌خورند و برای گرم شدن به همدیگر می ‌چسبند. در پاییز پنگوئن های بالای ۵ سال اقیانوس را که زیستگاه طبیعی آنهاست ترک می کنند و به زادگاه اجدادی خود بر می گردند تا در آن به عشقبازی بپردازند و اگر این عشقبازی نتیجه دهد یک تخم پنگوئن بوجود خواهد آمد. این سفر چند ماهه ی سخت و طولانی برای حفظ جان پنگوئن نوزاد صورت می گیرد.
٣ - عشقبازی گل و زنبور : برخی نویسندگان ارتباط بین زنبورها و به ویژه زنبور عسل را با گل و ریاحین ، یک نوع عشقبازی می دانند و می نویسند : "عشقبازی : خوشی زنبور در گردآوردن نوش گل هاست و خوشی گل در سپردن نوش خود به زنبور. برای زنبور ، گل چشمه ای از زندگی است و گل ، زنبور را به ديده ی پيام آور عشق می نگرد. داد و ستد شادکامی ، برای زنبور و گل ،‌ هر دو ، يک نياز و نشئه است". باید یاد آور شد که زنبور عسل گونه‌ای زنبور است که عسل می‌سازد. زنبور عسل این کار را با گردآوری شهد گل‌ها در کندو انجام می‌دهد.
٤ - عشقبازی گل و بلبل : با از راه رسیدن نوروز ، عشقبازی گل و بلبل یکی از مظاهر زیبای طبیعت می شود و به گفته ی حافظ " فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش/ گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش". چنانکه در سطور زیر خواهد آمد بسیاری از سرایندگان کهن ، در سروده های خود به موضوع عشقبازی گل و بلبل اشاره دارند.
عشقبازی : عنوان یکی از بازی‌های سنتی ایرانیان
کفتربازی یا کبوتربازی، که بدان عشقبازی نیز اطلاق شده است، یکی از بازی‌های سنتی ایرانیان به ‌شمار می‌رود. این بازی منحصراً به مردان اختصاص دارد ودراکثر شهرهای ایران هنوز هم رواج دارد. اصولاً کبوتر بازی در ایران به دو شکل مختلف انجام می‌شود: شکل اول رقابت بازیکنان بوسیله کبوتران در حین پرواز و شکل دیگر آن، شرط ‌بندی بین صاحبان کبوتر است. در این روش کبوتر باز می‌کوشد کبوتران حریف را در حین پرواز به بام خود بکشاند و آن‌ها را تصاحب کند.
عشقبازی : داستان ها ، حکایت ها
موضوع عشقبازی مورد استفاده ی بسیاری از سرایندگان و داستانسرایان در سروده ها و داستان ها قرار گرفته است.  سعدی شیرازی در باب پنجم گلستان ، حکایات فراوانی از عشقبازی ها را به میان می آورد. بعد ها در اواخر دوران مظفرالدین شاه قاجار ، محمد باقر میرزا خسروی کرمانشاهی یا محمد باقر میرزا دولتشاه، متخلص به خسروی ، داستان عشقبازی های " شمس و طغرا " را به رشته ی تحریر کشید و آن را در سه مجلد انتشار داد. برخی پژوهشگران، " شمس و طغرا " را نخستین رمان تاریخی در تاریخ ادبیات ایران می دانند.
در قرن اخیر ، محمد حجازی مطیع الدوله و علی دشتی و  حسینقلی مستعان از جمله ی داستانسرایانی بودند که در این زمینه ، آثاری ارزنده عرضه کردند. هما (۱۳۰۷) ، پریچهر (۱۳۰۸) ، زیبا (۱۳۰۹) و پروانه (۱۳۳۲) نوشته ی  محمد حجازی مطیع الدوله ، فتنه (۱۳۲۳) - جادو (۱۳۳۰) - هندو (۱۳۳۳) نوشته ی علی دشتی و شهرآشوب (دهه ۳۰) ، آفت (دههٔ ۴۰) نوشته ی حسینقلی مستعان نمونه های مشهوری از اینگونه داستان هاست.
عشقبازی : در فیلم های سینمایی
١ - عشقبازی به یادماندنی ‏(ماجرای بیادماندنی) : فیلمی درام و عاشقانه به کارگردانی لئو مکری بود. این فیلم در سال ۱۹۵۷ میلادی ساخته شد. بازیگر اصلی این فیلم کری گرانت بود. دبورا کر و ریچارد دنینگ نیز در این فیلم نقش داشتند.
٢ - گل هزار و یک شب : عنوان فیلمی به کارگردانی پیر پائولو پازولینی (ایتالیایی) در سال ۱۹۷۴ میلادی می ‌باشد. فیلم اقتباسی از داستان‌های عشقی هزار و یک شب ایران است. داستان اصلی فیلم درباره جوانی به نام نورالدین  است که اسیر عشق کنیزی به نام زمرد می‌شود که ارباب اوست. بخش های از این فیلم در ایران فیلم برداری شده است.
نمایشنامه های عشقبازی
۱ - نمایشنامه ی "حکایت عشقبازی آقا هاشم خلخالی" نوشته ی میرزا آقا تبریزی (نمایشنامه ‌نویس آغازگر ایرانی دوره ی قاجار) است. این نمایشنامه حکایت عاشق شدن آقا هاشم خلخالی به سارا، دختر حاجی پیرقلی و سرگذشت آن ایام را بیان می کند. نمایشنامه‌های میرزا آقا در دوران ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، امکان چاپ نیافت اما بعدها با عنوان "نمایشنامه ‌های میرزا آقا تبریزی" در تبریز و تهران منتشر شد.
٢ - نمایشنامه ی "عشقبازی سایه ها" به کارگردانی مهران جلیلوند از جمله نمایشنامه هایی بود که در آذرماه ١٣٩١ در ایران ، به عنوان نمایش برگزیده ی جشنواره مونولوگ پارین اعلام شد.
عشقبازی : در برخی سروده ها

چو بی‌گاه است و باران خانه خانه
صلای جمله یاران خانه خانه
چو جغدان چند این محروم بودن
به گرداگرد ویران خانه خانه
ایا اصحاب روشن دل شتابید
به کوری جمله کوران خانه خانه
ایا ای عاقل هشیار پرغم
دل ما را مشوران خانه خانه
به نقش دیو چند این عشقبازی
لقبشان کرده حوران خانه خانه
بدیدی دانه و خرمن ندیدی
بدین حالند موران خانه خانه
مکن چون و چرا بگذار یارا
چرا را با ستوران خانه خانه
در آن خانه سماع ختنه سور است
ولیکن با طهوران خانه خانه
بنا کرده ‌ست شمس الدین تبریز
برای جمع عوران خانه خانه : مولوی

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سرّ عشقبازی از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن ... : حافظ

دولت عشق تو آمد عالم جان تازه کرد
عقل، کافر بود آن رخ دید و ایمان تازه کرد
داغ دلها را به سحر آن جزع جادو تاب داد
باغ جان‌ها را به شرط آن لعل رخشان تازه کرد
تا ز عهد حسن تو آوازه شد در شرق و غرب
آسمان با عشق‌بازی عهد و پیمان تازه کرد
عشق نو گر دیر آمد در دل سودائیان
هر که را درد کهن‌تر یافت درمان تازه کرد
نور تو صحرا گرفت و اشک من دریا نمود
موسی آتش باز دید و نوح طوفان تازه کرد... : خاقانی

عشقبازی چیست ؟ سر ، در پای جانان باختن
با سر ، اندر کوی دلبر ، عشق نتوان باختن
آتشم در جان گرفت ، از عود_ خلوت سوختن
توبه کارم ، توبه کار از ، عشق_ پنهان باختن
اسب در میدان رسوایی جهانم مردوار
بیش ازین در خانه ، نتوان گوی و چوگان باختن
پاکبازان طریقت را صفت دانی که چیست
بر بساط_ نرد_ عشق ، اول ندَب ، جان باختن
زاهدی بر باد الا، مال و منصب دادن است
عاشقی در ششدر لا، کفر و ایمان باختن
بر کفی ، جام شریعت ،بر کفی ، سندان عشق
هر هوسناکی نداند ، جام و سندان باختن
سعدیا ، شطرنج ره ، مردان خلوت باختند
رو تماشا کن ، که نتوانی چو ایشان باختن : سعدی

عشقبازی کن و سیکی خور و برخند بر آن
که تو را گوید سیکی مخور و عشق مباز : فرخی

کنم واصل ، همه ذرّات اينجا/ نمايم جمله ، عين ذات اينجا
کنم واصل ، تمامت جزو و کل را/ نمايم تا نمايد ، عين ذل را
حقيقت ، ذات بيچونم نموده/ نمودم بيچه ، و چونم نموده
ندارد کس خبر ، زين عشقبازي/ که من با جمله ، کردم عشقبازي
ندارد کس خبر ، زين جوهرالذات/ که سرتاسر ،عيان تست ذرّات... : عطار

دل دوش هزار چاره سازی میکرد
با وعده ٔ دوست عشق بازی میکرد : عسجدی

چو مجنون سر مکش در عشقبازی
چو لیلی پاک شو در چاره سازی
چنین فصلی بدین عاشق نوازی
خطا باشد خطا، بی عشقبازی
جهان عشق است و دیگر زرق سازی
همه بازیست الاّ عشقبازی : نظامی گنجوی

هین مکش هر مشتری را تو به دست
عشقبازی با دو معشوقه بد است : مولوی

هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظراست
عشقبازی دگر ونفس پرستی دگر است...
که سعدی راه و رسم عشقبازی
چنان داند که در بغداد تازی... : سعدی

اگرچه حسن تو از عشق غیر مستغنی است
من آن نیَم که ازاین عشقبازی آیم باز...
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی ...: حافظ

چیست دانی عشقبازی، بی سخن گویا شدن/ چشم پوشیدن ز غیر حق، به حق بینا شدن
سر به جیب خود فرو بردن، برآوردن ز عرش/ پای در دامن کشیدن، آسمان پیما شدن
سنگ طفلان لوح خاک خویش کردن وقت شام/ صبحدم از زیر سنگ کودکان پیدا شدن
با دد و دام جهان مانند مجنون ساختن
صاف، با خلق جهان چون سینه ی صحرا شدن... : صائب تبریزی

خوشا آنان که با تو همنشینند
همیشه با دل_ خرم نشینند
همین بی رسم_ عشق وعشقبازی
که گستاخانه آیند و تو بینند : بابا طاهر عریان همدانی

دید مجنون را ، یکی صحرا نورد
در میان_ بادیه ، بنشسته فرد
ساخته بر ریگ ، ز انگشتان قلم
می‌زند حرفی ، به دست خود رقم
گفت ای مفتون_ شیدا ، چیست این
می‌نویسی نامه ، سوی_ کیست این؟
گفت شرح_ حسن لیلی می دهم
خاطر_ خود را ، تسلی  می دهم
نا چشیده ، جرعه‌ ای از جام_ او
عشقبازی می‌ کنم ، با نام_ او.. : نورالدین عبدالرحمن جامی

من به اوج لامکان بردم، وگرنه پیش ازین
عشقبازی ، پله‌ای از دار ، بالاتر نداشت : صائب تبریزی

چرا جز عشق ، چیزی پرورد دل/ اگر سوزی نباشد ، بفسرد دل 
مباد آندل که او ،سوزی ندارد/ هوای- مجلس افروزی ندارد 
برو در عشقبازی ، سر برافراز/ به کوی عشق ، نام و ننگ در باز 
کزین بهتر ، خرد را پیشه‌ای نیست/ وزین به در جهان ، اندیشه‌ای نیست... : عبید زاکانی

عشقبازی کار هر شیٌاد نیست
این شکار_ دام_ هر صیٌاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است
طالب حق را حقیقت لازم است
عشق از معشوق اول سر زند
تا به عاشق جلوه ای دیگر زند
تا به حدٌی که برد هستی از او
سرزندصد شورش ومستی از او ... : منسوب به  ناصرالدین شاه قاجار

تو زمن خسته و من از تو ، بسی خسته ترم
سر_ خود گیر و برو ، ما و تو را جنگ که نیست
من غزل خوان_ بهارم ،  تو بد آواز_ خزان
قول ما و تو در ین نغمه ، هماهنگ که نیست
عشقبازی ست نه بازی ، که مرا مات کنی
نازنینا دل من ، صفحه ی شطرنج که نیست
چشم گریان تو ، آتش فکند بر دل من
تاب این غصه ندارم ، دلم از سنگ که نیست
گل گلزار غزل ، جامه ی صد رنگ من است
چو منی را ، هوس_ جامه ی صد رنگ که نیست : مهدی سهیلی

وقتی که آب ، از حرکت می ماند
من ، در رسوب جوی تهی چنگ می زدم
تا آن گل خنک را ، در پنجه بفشرم
وان را ، به شکل آدم خاکی در آورم
گویی ، من وخدای بنی آدم ، سازندگان پیکره ها بودیم
من هم بسان او  ، بازیچه های خود را بر سنگ می زدم
من ، هرکسی که بودم : ابلیس یا خدا
دیوانه ی جمال_ جهان بودم  ، دلداده ی تمامی_ آفاق
مشتاق_ عشقبازی ، باخاک و باد و آب
آه ، ای چراغ دور ، ای ماه_ مهربان_ جوانی
بار دگر ، به خانه ی تاریک_ من_ به تاب : نادر نادرپور

گفتم که خانمانم ، در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خودباش ، تدبیر خانه با من
گفتم به جرم شادی ، جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش ، جور زمانه با من
گفتم ز عشقبازی ، در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم ، گفتا نشانه با من
گفتم دلم چو مرغی ست ، کز آشیانه دورست
دستی به زلف خود زد ، گفت آشیانه با من... : مهدی سهیلی

نقش او در دل چه زیبا می نشست
سنگدل آیینه ی ما را شکست
آینه صد پاره شد در پای دوست
باز در هر پاره ، عکس روی اوست
آینه درعشقبازی صادق است
آینه یک دل نه ، صد دل عاشق است... : اهورا - شاعر ناشناس

شعر من وقتی که با تو ، عشقبازی می کند
در تنور داغ آغوشت ، چـه نازی می کند
در تو می پیچد ، تمام واژه های پیکرش
در میـان بـوسه هایت ، یکه تازی می کند
می شود آن کس ، کـه باید باشد و باید شود
عاشقی را پیش چشمت ، صحنه سازی می کند
مثل مجنون می شود ، در پاره ای از لحظه ها
چـون کـه لیـلی ، دائما عاشق نوازی می کند
شعر من ، آری ، تو باشی . جور دیگر می شود
وصف غم ها ، را فقط با فعل ماضی می کند
بی خیال درد و غم های درونی  می شود
چون تو هستی ، ادعای  بی نیازی می کند : نیما - شاعر ناشناس

عشقبازی به همین آسانیست
که گلی با چشمی، بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی/ کار همواره ی باران با دشت
برف با قله ی کوه/ رود با ریشه ی بید/ باد با شاخه و برگ
ابر_ عابر با ماه/ چشمه ای با آهو/ برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف/ دو کبوتر با هم/ و شب و روز و طبیعت با ما
عشقبازی به همین آسانیست
شاعری با کلمات شیرین/ دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی/ و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دل آرام و تسلا/ و مسیحای کسی یا جمعی
عشقبازی به همین آسانیست... : مجتبی کاشانی

عشقبازی گل و بلبل

نوروز آمد و طرب و جشن ، شد پدید
توفان_ خشم_ زمستان ، به سر رسید

باد_ خوش_ بهار، به دشت و دمن دمید   
وز عشقبازی_ گل و بلبل ، خبر رسید

دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
عشقبازی (معاشقه) : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
عشقبازی : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عشقبازی : تارنمای لغت نامه دهخدا
آشنایی با اصطلاحات ادبی ، نوشتاری از آریا ادیب : تارنمای آریا ادیب
داستان های مشهور عشق و عشقبازی : بسیاری از کتب و تارنماها
بررسی شخصیت بهرام گور در هفت‌پیکر و شاهنامه ، نوشتاری از قاسم براری : تارنمای رشد
نقش عشقبازی در روابط زناشوئی : تارنمای دکتر مهرداد رضایی 
گفت و گو با پرويز شهدي مترجم "رمان دزیره" ، نوشتاری از ساير محمدي : تارنمای روزنامه ايران
فیلم عشقبازی به یادماندنی - فیلم گل هزار و یک شب : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عشقبازی در حیوانات : تارنمای بالاترین
عشقبازی در پنگوئن ها ، نوشتاری پیرامون فیلم مستند رژه پنگوئن‌ها : تارنمای ۳۰ روزه
عشقبازی ، خوشی زنبور در گردآوردن نوش گلهاست : بسیاری از تارنماها
کفتربازی یا کبوتربازی، که بدان عشقبازی نیز اطلاق شده است : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
چهار تیاتر میرزا آقا تبریزی ، نوشتاری از م. ب. مومنی : نشر ابن سینا - تبریز ۱۳۵۵
نمایشنامه ی "حکایت عشقبازی آقا هاشم خلخالی" : تارنمای ویکی پدیا
نمایشنامه ی "عشقبازی سایه ها" : تارنمای همشهری
نقش او در دل چه زیبا می نشست : تارنمای اهورا
سروده های عشقبازی : تارنمای گنجور و بسیاری تارنماها

ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۲۲, پنجشنبه

شیرین نامه : برخی نوشتارها و سروده ها پیرامون "شیرین"

شیرین : در فرهنگ واژه ها
١ - هر چیز که طعم شیر_ خوراکی و قند و شکر داشته باشد، هر چیز دلپذیر : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب.
٢ - صاحب طعمی چون طعم شکر - نقیض مر (مقابل تلخ) - نوشین (یادداشت علی اکبر دهخدا) : لغت نامه دهخدا
٣ - هر چیز مطبوع و لطیف و دلپذیر - از نام‌های زنان - نام دختر ایرانی : ویکی‌واژه ، دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
شیرین : در گیاه شناسی
١ - شیرین بیان : به فارسی مهَک گفته می‌شود ، به عربی به آن اصل السوس و یا سوس گویند، گیاهی خودرو از تیرهٔ سبزی‌آساها، بومی جنوب اروپا، شمال آفریقا و نواحی معتدل آسیا ست. در اکثر نقاط ایران خصوصاً در شهرستان اقلید و نواحی شرقی و شمال شرقی و همچنین آذربایجان به فراوانی می‌روید. برگهای آن مرکب است و از ۴ تا ۷ زوج برگ به اضافهٔ یک برگچهٔ انتهایی تشکیل یافته‌ که به سبب ترشح شیره، چسبنده‌اند. گل های آن مایل به آبی و میوه‌اش شامل ۵ تا ۶ دانهٔ مایل به قهوه‌ای است. ریشه و ساقهٔ زیرزمینی آن مصرف دارویی دارد. ریشه‌ها و ریزوم های این گیاه دارای پوستی قهوه‌ای ‌رنگ یا سیاه و مغز زردرنگ است. عصاره ی ریشه شیرین بیان دارای مقادیری گلوکز، ساکاروز، آسپاراژین، مواد آلبومیدی، رزین و اسانس است و در پزشکی، داروسازی و صنایع غذایی و بهداشتی مصارف متعدد دارد. عصاره ی شیرین بیان به مناسبت شیرینی طعم آن جهت مخفی کردن طعم ناپسند بعضی داروها نظیر گنه گنه مصرف می شود و بعلاوه چون موجب کم شدن انقباضات روده می گردد آنرا بامسهل های قوی مخلوط می کنند تا از پیچش جلوگیری شود. در طب سنتی از این گیاه برای درمان اسپاسم عضلات و تورم، برونشیت، روماتیسم و ورم مفاصل استفاده می‌شود. در آشپزی چینی شیرین بیان همچون چاشنی در پخت غذاهای مطبوع استفاده می‌شود و اغلب برای خوش ‌طعم کردن سوپها و غذاهایی که در سوس سویا جوشانده می‌شود، به کار می‌رود. شیرین بیان در سوریه نیز بسیار خواهان دارد و به صورت نوشیدنی در بازار عرضه می‌شود. این ماده همچنین عنصر اصلی نوشابه ی غیرالکلی بسیار معروف مصری موسوم به عرق سوس است.
٢ - شیرینک ها یا چشم بلبلی ها : تیره ای است از گیاهان دولپه ای بی گلبرگ که بطور انگل بر روی درختان بلوط و شاه بلوط می روید. این گیاهان فاقد ریشه هستند و به وسیله ٔ مکینه هایی مواد لازم و ضروری را از گیاه میزبان خود اخذ می نمایند. برگهای گیاهان مزبور متقابل و کامل و بدون گوشوارک است.
گل آنها نر و ماده و تعداد زیادی از گونه‌های مختلف چوبی مانند بادام ، زردآلو ، به ، گوجه ، گلابی و حتی افرا و نارون را مورد تهاجم قرار می‌دهند. این گیاه هرز انگل با استفاده از مواد غذایی میزبان موجب ضعف شدید آن می‌شود، ولی مرگ میزبان را موجب نمی‌شود، این گونه گیاهی از زمانی که اندام های آن دارای کلروفیل می‌شود به صورت نیمه انگل درمی‌آید و مواد کربوهیدرات را خود می‌سازد. اما آب و مواد معدنی و گاه بعضی کربوهیدرات ها را از میزبان می‌گیرد. دانه این گیاه بوسیله پرندگان انتشار می‌یابد. وقتی دانه این گیاه روی شاخه درخت میزبان قرار گرفت، ریشه از دانه خارج شده و با نمو ریشه‌های جوان وارد قسمت پوستی درخت می‌شود، و در آنجا صفحه‌ای پهن و سپس یک مکینه تولید می‌کند. این مکینه به شکل ریشه بوده و در ضمن نمو ، از طبقات پوستی عبور کرده و وارد کامبیوم آوندی می‌گردد. این مکینه پس از مدتی به ریشه شباهت پیدا کرده و به بافتهای چوبی نفوذ می‌کند، سپس برگ و جوانه‌ها از روی صفحه چسبنده بوجود می‌آید. گونه دیگری از این جنس که در ایران وجود دارد به نام موخور نامیده می‌شود که شاخه آن گوشتی ، طویل و گیاه دوپایه است و بر روی شاه بلوط های غرب ایران دیده می‌شود.
شیرین : در غذا و تغذیه
١ - شیرینی : به ماده غذایی اطلاق می‌گردد که ماده اصلی آن شکر یا پودر قند یا قندهای مصنوعی باشد و در تعریف چنان گسترده است که شکلات‌ها را هم در بر می‌ گیرد. شیرینی‌ها در شیرینی فروشی‌های ایران به دو دسته اصلی شیرینی خشک و تر تقسیم می شوند. شیرینی‌های خشک شیرینی هایی هستند که در تهیه آنها از خامه استفاده نشده باشد و قابلیت نگه داری برای مدت بالا را داشته باشند. از معروف‌ترین این شیرینی‌ ها می ‌توان به شیرینی زبانی، کشمشی، دانمارکی و مربایی اشاره کرد. شیرینی‌های تر شیرینی هایی هستند که در تهیه آنها از خامه استفاده شده باشد و برای نگه داری باید در محیط یخچال نگهداری شوند. از معروف‌ترین این شیرینی‌ها می‌توان به شیرینی خامه‌ای و رولت اشاره کرد. تنوع بسیار زیادی در شیرینی‌های ایرانی وجود دارد. با اینکه اصولاً عمر شیرینی های تر به خاطر شرایط نگهداری آنان و همچنین کم بودن تولید و مصرف محصولات لبنی در ایران درمقایسه با کشورهای اروپایی، نمی‌تواند زیاد بوده باشد، تنوع این نوع شیرینی ها به نوعی بیانگر خلاقیت و ظرافت طبع ایرانی می‌باشد. ایرانیان تاریخی طولانی در تولید شیرینی جات داشته اند. در ایران ، شیرینی‌های اصیل قدیمی مانند گز و سوهان وجود دارد.
٢ - شیرین پلو : یکی از انواع پلوها درغذاهای ایرانی و یکی از اجزای رنگین سفرهٔ در جشن‌ های عروسی یا مهمانی‌های بزرگ است. تهیه آن از پلوهای دیگر دشوارتر نیست اما برای تهیهٔ آن باید از مواد مرغوب استفاده شود. برای طعم و رنگ و عطر شیرین‌پلو از پوست پرتقال، بادام و پسته، زعفران، کره و نمک و فلفل سیاه بهره می‌جویند.
شیرین : در تاریخ
١ - شیرین (نام معشوقه ٔ فرهاد و نام زن پرویز) : که به صفت حسن موصوف بوده و فرهاد نیز بر وی شیفته و عاشق شد. بعضی از مورخان، شیرین را ارمنی و برخی، اهل خوزستان دانسته‌اند. داستان خسرو و شیرین از داستانهای معروف پیش از اسلام ایران بوده و در شاهنامه ٔ فردوسی و المحاسن و الاضداد جاحظ و غرر اخبار ثعالبی به آن اشارت رفته است ، ولی نظامی گنجوی ظاهراً برای نخستین بار این داستان را گرد آورده و به رشته ٔ نظم کشیده است و شاعران دیگری مانند امیرخسرو دهلوی ، هاتف ، جامی به تقلید از وی ، داستان معاشقه ٔخسرو پرویز را با شیرین به نظم آورده اند و نیز عده ای از شعرا چون وحشی بافقی ، عرفی شیرازی ، وصال شیرازی داستان عشق فرهاد را نسبت به شیرین منظوم کرده اند.
خسرو و شیرین منظومه‌ای از نظامی گنجوی است که در آن از لحن باربد سخن رفته‌است. نظامی این منظومه را در چهارچوب‌های زندگی خسرو در بزم شیرین، هنگام فرار از مقابل بهرام چوبینه و شب نشینی‌های آن دو با هم و غزل هر یک از کنیزان خسرو و شیرین و گفتگوی آن دو و سرود نکیسا و باربد، بیان می‌دارد. ساموئل ریچاردسون رمان پاملا را تالیف کرده است که داستان آن شباهت زیادی به داستان خسرو و شیرین دارد.
شیرین و فرهاد یا فرهاد و شیرین منظومهٔ عاشقانهٔ ناتمام ۱۰۷۰ بیتی در قالب مثنوی از وحشی بافقی به تقلید از خسرو و شیرین است. در این منظومه واقعه‌ای از داستان خسرو و شیرین یعنی عشق فرهاد کوهکن به شیرین به سبکی موثر و دلنشین به نظم کشیده شده‌است. عمر شاعر وفا نکرد تا منظومهٔ خود را به پایان ببرد. پس از وی وصال شیرازی در نیمهٔ دوم سدهٔ سیزدهم آن را پی گرفت و ۱۲۵۱ بیت بر آن افزود، ولی عمر او نیز کفاف نداد و سرانجام صابر شیرازی در نیمهٔ دوم سدهٔ سیزدهم با افزودن ۳۰۴ بیت دیگر آن را ختم کرد. نخستین‌بار در سال ۱۲۶۳ قمری به طبع رسید و نسخهٔ کامل آن با دنباله‌ای که وصال شیرازی و صابر شیرازی بر آن افزوده‌اند، ضمن دیوان وحشی بافقی در سال ۱۳۳۹ شمسی چاپ شد.
٢ -  شیرین (نام خواهر ماریه ٔ قبطی) : مقوقس مصری رئیس قوم قبط در زمان پیغمبر اکرم (ص ) بود. پیغمبر نامه ای برای وی نوشت. مقوقس هرچند اسلام نیاورد ولی نامه ٔپیغمبر را با احترام پذیرفت و هدایائی فرستاد از جمله دو کنیز قبطی یکی ماریه که پیغمبر خود با وی تزویج نمود دیگری شیرین که به حسان بن ثابت شاعر معروف عرب بخشید. ٣ - سیده ملک خاتون یا شیرین‌ دخت اسپهبد رستم طبری : معروف به ام‌الملوک از فرمانروایان آل بویه بود. او نخستین زن حکومتگر شیعی مذهب در تاریخ ایران و از خاندان باوندیان طبرستان بود. او همسر فخرالدوله دیلمی و همچنین مادر دو تن از شاهان آل بویه به نام‌های شمس‌الدوله دیلمی و مجدالدوله دیلمی بود. پس از مرگ همسرش در شعبان ۳۸۷ قمری، دو پسر او به پادشاهی ری و همدان رسیدند و به سبب اینکه هنوز در سنین خردسالی به سر می‌برند، ادارهٔ امور و نیابت سلطنت به ملکهٔ فخرالدوله واگذار شد. او از شعبان ۳۸۷ تا مرگ اش در ۴۰۷ هجری قمری در عمل حکومت را در دست داشت.

شیرین : در جغرافیا
١ - شیرین : دهی از بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون
٢ - شیرین آب : دهی است از بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد
٣ - شیرین سو ی زنجان : دهی است از بخش سیردان شهرستان زنجان
٤ - شیرین سو ی قوچان : دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان قوچان
۵ - شیرین سو ی همدان : دهی است از بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان
٦ - طوف شیرین : قصبه ای از دهستان حومه ٔ بخش هفتگل شهرستان اهواز
٧ - تخت شیرین : دهی است از دهستان چمچال در بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان
٨ - شیرین کند : دهی است از بخش مرکزی شهرستان مراغه
۹ - قصرشیرین : شهر قصرشیرین مرکز شهرستان قصرشیرین  و یکی از شهرستان‌های مرزی استان کرمانشاه است که در ۱۶۶ کیلومتری غرب شهر کرمانشاه واقع شده‌است
برخی شیرین بانوهای مشهور ایران 
١ - شیرین نشاط (زاده ی ۶ فروردین ۱۳۳۶ در قزوین) : هنرمند عکاس و فیلمساز ایرانی معاصر است. او برندهٔ تندیس شیر نقره‌ای جشنواره فیلم ونیز به عنوان بهترین کارگردان به‌خاطر فیلم زنان بدون مردان است. وی هم اکنون در نیویورک زندگی می‌کند.
٢ - شیرین بختیار : فرزند او، جهانشاه جاوید می نویسد : " مادرم شیرین فرزند دوم ابوالقاسم بختیار و هلن جفریز در ۱۹۳۰ در نیویورک به دنیا آمد. نقاش، روزنامه نگار، نویسنده و شاعر بود و مادری پر محبت برای شش فرزندش از سه شوهر. بعلاوه در ده پانزده سال آخر عمرش چند معشوق داشت. دو سال آخر را در اسپانیا زندگی کرد و در ۲۰۰۳ در ۷۳ سالگی از دنیا رفت و خاکسترش در دریای مدیترانه آرام گرفت".
٣ - شیرین عبادی (زاده ی ۳۱ خرداد ۱۳۲۶ همدان) : حقوقدان، قاضی سابق دادگاه، فعال حقوق بشر، نویسنده و مدرس ايرانی است. او از نخستین قاضیان زن در ایران و تنهاایرانی است که جایزه صلح نوبل را دریافت کرده است. کمیته جایزه صلح نوبل علت اتنخاب خود را، تلاش وی برای ترویج مردم‌سالاری و رعایت حقوق بشر در ایران به ویژه در مورد حقوق زنان و کودکان در سال ۲۰۰۳ ميلادی (١٣٨٢ خورشیدی) اعلام نمود. مأموران جمهوری اسلامی در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۸ مدال نوبل صلح شیرین عبادی را از صندوق امانات بانکی او در ایران برداشته و مصادره کردند. این برای اولین بار در تاریخ ۱۰۸ سالهٔ جایزه صلح نوبل بود که مدال نوبل توقیف شد. مأموران ، صندوق امانات شیرین عبادی راکه مدال و لوح صلح نوبل در آن بود توقیف کردند. در صندوق امانات چیزهای دیگری هم بود و وقتی شیرین عبادی اعتراض کرد مدال و دیپلم نوبل در آن صندوق بوده و به کشور نروژ اطلاع داد و دولت نروژ اعتراض کرد، دولت ایران مدال و دیپلم صلح نوبل را برگرداند ولی صندوق هنوز توقیف است.
٤ - شیرین بینا (زاده ی ۱۳۴۳، مرند) : نام اصلی وی شیرین صدق گویا می‌باشد و بینا نام خانوادگی همسر اوست که وی این نام را به عنوان نام هنری خود انتخاب نموده است، بازیگر زن ایرانی است که از سال ۱۳۷۲ با بازی در فیلم تیک تاک فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد. به علت آنکه خواهر وی نیز بازیگر است و از اسم صدق‌گویا (نگین صدق‌گویا) استفاده می‌کند، وی از نام فامیل "بینا" استفاده می‌کند. شیرین بینا دارای مدرک لیسانس علوم تربیتی از دانشگاه آزاد است. او برای بازی در فیلم تیک تاک، نامزد دریافت جایزهٔ بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین دورهٔ جشنواره فیلم فجر شد.
۵ - شیرین بانوی تارنمای ایرانیان: که با نام مستعار آهنگ ۱۰۰۱ ، آثار ارزنده ای در این تارنما ارائه کرده است.
شیرین در ترانه ها و موسیقی
١ - افسانه ی شیرین : با صدای هایده و شجریان - گلهای تازه ، برنامه شماره ۲۵ - با همکاری هایده ، سیاوش (شجریان) ، همایون خرم (نوازنده ویولن ) ، مجید نجاهی (نوازنده سنتور) ، فریدون حافظی (نوازنده تار). آهنگ ترانه : همایون خرم. شعر ترانه : بهادر یگانه. غزل آواز : فرخی یزدی. گوینده : فیروزه امیرمعز.
٢ - شیرین جان : با صدای فرید یوسفی ، کنسرت زنده
٣ - شیرین من : با صدای داریوش اقبالي
شیرین در فیلم های سینمایی
١ - شیرین : عنوان فیلمی ایرانی ساخته عباس کیارستمی است که در سال ۱۳۸۷ خورشیدی (۲۰۰۸ میلادی) تولید شد. فیلم تصویرگر نگاه ۱۱۳ بازیگر زن، بدون هیچ سخنی به دوربین فیلمبرداری است، در حالی که صداهایی از قرائت منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی به گوش می‌رسد. همه بازیگران فیلم به جز ژولیت بینوش، ایرانی و همگی از هنرپیشگان حرفه‌ای سینما هستند. در فیلم شیرین زنان هنرپیشه تک تک در برابر دوربین ظاهر شده و نگاه‌ها و واکنش‌های خود را به نمایش گذاشته‌اند. ژولیت بینوش درباره حضور خود در این فیلم با پوشش روسری گفت که این کار برای همدلی و همدردی با زنان ایران است که حجاب به آن‌ ها تحمیل شده‌است
٢ - ترش و شیرین : مجموعه ی طنز تلویزیونی که در نوروز سال ۱۳۸۶ از شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. کارگردان : رضا عطاران - بازیگران : حمید لولایی رضا عطاران مریم امیر جلالی رضا شفیعی جم

شیرین در برخی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ های فارسی
خربزه ی شیرین مال شغاله
جواب تلخ ز شیرین مقابل شکر آید : سعدی
دلبر شیرین اگر ترش ننشیند - مدعیانش طمع برند به حلوا : سعدی
شیرین دوید اما بیرق را برنداشت
ابروی ترش و شیرین : ابروی پرگره و گشاده - کنایه از حالت خشم و خشنودی - عبوسی و تبسم
حرکت ناشیرین : رفتار ناخوش آیند - حرکت ناشایست و نامناسب : عامه ٔ مردم وی را لعنت کردند بدین حرکت ناشیرین که کرد (تاریخ بیهقی )
جان شیرین : جان عزیز و گرامی و ارجمند
حکایت شیرین : داستان خوش و جانفزا و شنیدنی
خواب شیرین : خواب خوش (خواب شیرین بامداد رحیل - بازدارد پیاده را ز سبیل  : سعدی)
گر چه به شکل "خواب نوشین بامداد رحیل" نیز آمده است
زبان شیرین : زبان خوش - بیان شیرین و مطبوع
شیرین آمدن به چشم (در نظر) کسی : خوش آیند شدن در نظر کسی - مورد مهر و علاقه ٔ کسی قرار گرفتن
شیرین قلم ؛ آنکه خامه ٔ شیوا و سحر آفرین دارد - که سخت شیرین و دلنشین می نویسد - نویسنده ٔ توانا وشیرین گفتار
شیرین قلندر : خوش محضر و شوخ طبع و شیرین سخن
شیرین نمک : شیرین و ملیح (تا نمکش با شکر آمیخته - شکّر شیرین نمکان ریخته)
طبع سخن شیرین : قریحه ٔ گفتن شعر شیوا و دلنشین - طبع گفتارسخنان شیرین و دلاویز
شیرین : در برخی سروده های کهن
چنین گفت هومان که امروز کار
نباید که چون دی بود کارزار
همه جان شیرین بکف برنهید
چو من برخروشم دمید و دهید...
به پیش همه خوان زرین نهید
خورشها بر او چرب و شیرین نهید... :  فردوسی

تا خیال و فکر خوش بر وی زند
فکر شیرین مر ورا فربه کند... : مولوی

تفاوتی نکند گر ترش کنی ابرو
هزار تلخ بگویی هنوز شیرینی...
آواز خوش از کام و دهان و لب شیرین
گر نغمه کند ور نکند دل بفریبد...
بیا بیا که بجان آمدم ز تلخی هجر
بگوی از آن لب شیرین حکایتی شیرین...
سخن گرچه دلبند و شیرین بود
سزاوار تصدیق و تحسین بود...
یکی پاسخش داد شیرین و خوش
که گر خوبروی است نازش بکش... : سعدی

چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ
می نوش که بعد از من و تو ماه بسی
از سَلخ به غٌرّه آید از غره به سلخ :‌ حکیم عمر خیام

صلح با دشمن اگر خواهی هر گه که ترا
در قفا عیب کند در نظرش تحسین کن
سخن آخر به دهان می‌گذرد موذی را
سخنش تلخ نخواهی دهنش شیرین کن : سعدی

شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد
ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش
ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد
که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند
که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد
ز حسرت لب شیرین هنوز می‌بینم
که لاله می‌دمد از خون دیده ی فرهاد... : حافظ

تا نمکش با شکر آمیخته
شکّر شیرین نمکان ریخته... : نظامی

درختی که تلخش بود گوهرا
اگر چرب و شیرین دهی مر ورا
همان میوه ی تلخت آرد پدید
از او چرب و شیرین نخواهی مزید... : ابوشکور بلخی

گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن
مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی : سعدی

وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر
ذکر تسبیح ملک در حلقه ٔ زنار داشت... : حافظ

توخواهی بار شیرین باش بی خار
به فعل اکنون و خواهی خار بی بار... : ناصرخسرو

از سخای تو تمنا کنم آن چیز که هست
چون سخنهای تو شیرین و چو بخت تو سفید... : خاقانی

گرچه در شرم و حیا چهره ٔ مریم مثل است
هست رخسار تو صد پرده از او شیرین تر... : صائب تبریزی

چرب و شیرین خوانچه دنیا
به مگس راندنش نمی ‌ارزد : خاقانی
شیرین : در برخی سروده های این زمانه
شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم/ ماه اگر حلقه بدر کوفت جوابش کردم
دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا/ گرچه عمری بخطا دوست خطابش کردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانه ی چشم/ آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع/ آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد/ خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابه ی غم بود و جگرگوشه ی درد/ بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود/ آنچه جان کند تنم ، عمر حسابش کردم : محمد فرخی یزدی (تاج الشعرا)

آخر از جور_ تو ، عالم را خبر خواهیم کرد
خلق را از طره ‌ات ، آشفته‌تر خواهیم کرد...
چون بهار از جان شیرین ، دست برخواهیم داشت
پس سر کوی تو را ، پرشور و شر خواهیم کرد: ملک‌الشعرای بهار

با تو، رنگ تو هست تا هستی
زین مکان، خیره عزم راه مکن
سیه، ای بی‌خبر، سپید نشد
وقت شیرین خود تباه مکن : پروین اعتصامی

آن که سودا زده ی چشم تو بوده است منم
و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم
آن ز ره مانده ی سرگشته که ناسازی بخت
ره به سر منزل وصلش ننموده است منم
آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش
آفرین گفته و دشنام شنوده است منم
آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی
و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم
ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک
آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم : رهی معیری

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا...
شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا... : شهریار  
مرگ من روزی فرا خواهد رسید/ روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر/ سایه ی زامروزها، دیروزها... : فروغ فرخزاد

چه مي گوييد؟
كجا شهد است اين آبي كه در هر دانه ی شيرين انگور است؟
كجا شهد است؟
اين اشك است/ اشك باغبان پير و رنجور است... : نادر نادرپور

بزن باران ستمکاران به کارند/ نهان در ظلمت ، اما بی شمارند
بزن باران ، خدارا صبر بشکن/ که دیوان حاکم ِ مُلک و دیارند...
بزن باران و شادی بخش جان را/ بباران، شوق و شیرین کن زمان را
به بام ِ غرقه در خون ِ دیارم/ بپا کن پرچم ِ رنگین کمان را ... : محمد جلالی چیمه (م. سحر)

کمترین تحریری از یک آرزو این است/ آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی
در قناری ها نگه کنَ در قفسَ تا نیک دریابی
کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است... : دکتر شفیعی کدکنی

(همین نگارنده)
هرگاه که می کنم مروری/ بر دفتر خاطرات پیشین
در لوح ضمیر، تازه گردد/ ایام گذشته ، تلخ و" شیرین"
آن دوره ی کودکی ، صباوت/ آسا ن چه گذشت بی مرارت
بازیچه ی دست ، شد همه چیز/ اشیای بزرگ و کوچک و ریز
آن مهر و صفای نو جوانی/ بس نکته که افتد و تو دانی
آن عهد شباب و شور هستی/ سرخوش همه جا ، به عشق و مستی
آن قال و مقال درس خواندن/ گاهی ز سر کلاس ماندن
با یار به گفتگو نشستن/ یا دل به قرار و وعده بستن
آن رسم نکو که گشته بدعت/ یک چند زدن ره طبیعت
در حاشیه و کنار یک رود/ شادان شده زان طنین آهنگ
بنشسته و گاه فارغ البال/ پرتاب نموده ریزه ای سنگ

کی شود روزی ، د وبا ره ، عشق من
دفتر هجران ، به بندی ، تا کنی
کی شود ا ز د رد و غم ، یا بی رها
ز ند گی _ تا زه‌ ا ی ، بر ‌پا کنی
با فرا ز و با نشیب _ ا ین جها ن
‌گر توا نی ، با تحمل ، تا کنی
یا مبا د ا ، هر ز ما ن خواهم تو را
طفره‌ ها آ یی و بس ، حا شا کنی
کی شود از قهر و شر ، رخ بر کشی
راه _ مهر و جای ‌خود پیدا کنی
کی شود با شوق ، آ یی نزد _ من
غمزه ها ، با قا مت _ رعنا کنی
کی شود با صد فسون ، با ا شتیا ق
مجلس آرا گردی و غوغا کنی
کی شود در متن یک آهنگ خوش
جلوه‌ ای از رقص_ تن، شیوا کنی
کی شود ، خواهی ، حریرین بستری
تا که د رآغوش من ، ‌تو جا کنی
شا دما نه چون به موج _ بو سه‌ ا ی
غنچه ی لب های خود را وا کنی
چون سبکبا را ن ، کنا ر _ سا حلی
خواب آ سوده‌ در ا ین ما وا کنی
با تشعشع های_ بیدار ی _ خویش
یا د _ خوشکامی ازآن رویا کنی
وقت _ رفتن ، با دل _ پر حسرتی
‌کفش ها یت ، آ ورم تا ، پا کنی
بو سه‌ ا ی " شیرین " نشا نی ، یا د گا ر
وعده‌ ی د ید ا ر ما ، فردا کنی

دکتر منوچهر سعادت نوری 

منابع و مآخذ
شیرین : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
شیرین : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
شیرین : تارنمای لغت نامه دهخدا
گیاه شیرین‌ بیان : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
آشنایی با خواص درمانی گیاه شیرین‌ بیان : تارنمای همشهری آنلاین
خواص شیرین‌ بیان : بسیاری از تارنماها
شیرینک ها یا چشم بلبلی ها : تارنمای دانشنامهٔ رشد
شیرین در تاریخ : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا و بسیاری از تارنماها
شیرین در جغرافیا : تارنمای لغت نامه دهخدا
شیرین در غذا و تغذیه : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا و بسیاری از تارنماها
شیرین ‌پلو ، نوشتاری از گروه سبک زندگی : تارنمای پرشین پرشیا
شیرین در برخی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ های فارسی : تارنمای لغت نامه دهخدا -  تارنمای ویکی‌واژه ، دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
شیرین در ترانه ها و موسیقی : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای یوتیوب
شیرین در فیلم های سینمایی : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای کافه سینما و تارنمای مستانه
برخی شیرین بانوهای مشهور ایران : بسیاری از تارنماها
شیرین بختیار : نوشتاری از جهانشاه جاوید : تار نمای ایرون دات کام
شیرین بختیار : نوشتاری به زبان انگلیسی از همین نگارنده
شیرین بانوی تارنمای ایرانیان : تار نمای ایرانیان (١) و (٢)
شیرین در برخی سروده های کهن : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای ری‌را، کتاب‌خانه‌ی آزادِ فارسی و تارنمای گنجور
شیرین در برخی سروده های این زمانه : تارنمای گنجور - تارنمای آوای آزاد
شیرین از دیدگاه یک سراینده : تارنمای گلچینی از سروده ها

ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۱۹, دوشنبه

=== A Few Moments with Christopher Hitchens ========


INTRODUCTION: On September 23rd of 2008, the straight-talking political commentator Christopher Hitchens was in Montreal and he delivered a speech on the Future of Europe at the Club 357c Speakers Series. In this article, his short biography, his famous book on the God is not Great, his views on the future of Europe as related to the recent Russian military strike in Georgia and to the Islamic question, and his notes on a nuclear-armed Iran will be presented and reviewed.
HIS BIO:  Christopher Eric Hitchens, born on 13 April 1949, is an English-born American author and a literary critic. Currently living in Washington DC, he has been a columnist at Vanity Fair, The Atlantic, World Affairs, The Nation, Slate, and Free Inquiry. Hitchens is also a political observer, whose best-selling book, the latest being God is not Great, have made him a staple of talk shows and lecture circuits. The September 11, 2001 attacks strengthened his embrace of an interventionist foreign policy, and his vociferous criticism of what he calls "islamic fundamentalism". He is known for his ardent admiration of George Orwell, Thomas Paine and Thomas Jefferson, and for his excoriating critiques of Mother Teresa, Henry Kissinger, and Bill Clinton. He was recently made a media fellow at the Hoover Institution.

HIS FAMOUS BOOK: In the book of God is not Great, Hitchens contends that religion is "violent, irrational, intolerant, allied to racism, tribalism, and bigotry, invested in ignorance and hostile to free inquiry, contemptuous of women and coercive toward children". Hitchens' main arguments for his points include a combination of personal stories, documented historical anecdotes and critical analysis of religious texts. It should be also noted that his commentary focuses mainly on the Abraham religions, although he discusses other religions such as Hinduism and Buddhism as well.


HIS VIEWS ON THE FUTURE OF EUROPE AS RELATED TO RUSSIA: In his speech on the Future of Europe, Hitchens said that, "The recent Russian military strike in Georgia has suddenly shown Moscow to be as big a wild card in Europe's political future as the question of whether or not European countries will make a place for Shari law". In a wide-ranging interview with the Gazette writer, D. Johnston, and before his speech in Montreal on the Future of Europe, Hitchens said that, Preoccupation with the political implications of rising Muslim populations in Europe has been overshadowed in recent weeks by the apparent rebirth of Russian imperialism

HIS VIEWS ON THE FUTURE OF EUROPE AS RELATED TO THE ISLAMIC QUESTION: "This Islamic question has been eclipsed by the very sudden realization that the Russians were not just wasting or biding their time over the last 10 years, but under (leader Vladimir Putin) were waiting until they were strong enough to announce their intentions, which they have suddenly done in Georgia", said Hitchens. He added: We are now faced with Russian imperialism, not of the Bolshevist kind but of the much more traditional czarist, right-wing-chauvinist, and Russian Orthodox Christian kind. It could be more menacing because it might be less amenable to reason or deterrence and therefore it could be less stable, less rational

HIS NOTES ON IRAN: On February 19th of 2008 in his article on Do Not Forget Iran addressing the US President (G. W. Bush), Hitchens wrote that[Don't Forget Iran]

Dear Mr President: A few months ago, it became possible to hear members and supporters of your administration going around Washington and saying that the question of a nuclear-armed Iran "would not be left to the next administration". As a line of the day, this had the advantage of sounding both determined and slightly mysterious, as if to commit both to everything and to nothing in particular. That slight advantage has now, if you will permit me to say so, fallen victim to diminishing returns. The absurdly politicized finding of the National Intelligence Estimate, to the effect that Iran has actually halted rather than merely paused its weapons-acquisition program, has put the United States in a position where it is difficult even to continue pressing for sanctions, let alone to consider disabling the centrifuge and heavy-water sites at Natanz, Arak and elsewhere. Over the course of the next year, you will have to decide whether this question will indeed be left to become a problem for the succeeding administration. As matters now stand, the US is in the not-unfamiliar position of appearing to be more bellicose than it actually is. The picture is complicated by the fact that, unlike Iraq in the past or North Korea today, Iran can boast quite an impressive "civil society movement", which would like both to replace the current ramshackle theocracy and to adopt better and closer relations with the US

EPILOGUE:  It should be noted that quoting the political commentator Christopher Hitchens does not mean that this author necessarily agrees with  those quotes or he supports the views expressed by this commentator 

Manouchehr Saadat Noury, PhD

This article was originally published online on September 25, 2008
REFERENCES
Johnston, D. (2008): The World According to Hitchens, ed., The Montreal Gazette, The issue of September 24, 2008.
Hitchens, C. (2008): Do Not Forget Iran, ed., 2008 issue of World Affairs.
Wikipedia Encyclopedia (2008): Online Notes on Christopher Hitchens and the Book of God is not Great.

Footnote (1): Since July 2010, David Johnston has been the Governor General of
Canada
Footnote (2): Hitchens died on 15 December 2011, from complications arising from oesophageal cancer, a disease that he acknowledged was likely due to his lifelong predilection for heavy smoking and drinking
Read more about Few Moments with Famous People on Missing Moments