۱۳۹۵ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

یادداشت هایی پیرامون زندگی و آثار مارگارت مک ‌میلان پژوهشگر مشهور کانادا در رشته ی "تاریخ"

ماجرای زندگی او
"مارگارت مک ‌میلان" زاده ی ۲۳ دسامبر ۱۹۴۳ (۱۳۲۲ خورشیدی) یکی از مشهور ترین پژوهشگران کانادا در رشته ی "تاریخ"  و استاد و رئیس دانشکده ی سنت آنتونی دانشگاه اکسفورد انگلستان است.  پیش از اشتغال در دانشگاه اکسفورد وی استاد رشته ی "تاریخ" در دانشگاه تورنتوی کانادا بود. "مارگارت مک ‌میلان" نوه ی بزرگ "دیوید لوید جورج" نخست وزیر اسبق بریتانیا (از ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۲) می باشد. باید دانست "هارولد مک میلان" نیز یکی از نخست وزیران پیشین بریتانیا (از ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۳) بود. اما قرابت و نسبت خانوادگی او با "مارگارت مک میلان" در پرده ی ابهام است: ترجمه ی همین نگارنده از منابع انگلیسی/ تارنماهای گوناگون
دیوید لوید جورج (متولد ۱۷ ژانویه ۱۸۶۳ - درگذشته در ۲۶ مارس ۱۹۴۵) دولت مرد انگلیسی از حزب لیبرال بریتانیا که به مقام نخست وزیری رسید. او این مقام را در نیمه دوم جنگ جهانی اول داشت. لوید جورج ۶ سال در میان سال های ۱۹۱۶ و ۱۹۲۲ نخست وزیر بود. همچنین عنوان پدر مجلس را از ۱۹۲۹ تا آخر عمر در اختیار داشت.
زندگی و برخی از تالیفات مارگارت مک ‌میلان به زبان انگلیسی
بخشی از نامه ی مارگارت مک ‌میلان رئیس کالج سنت آنتونی دانشگاه اکسفورد انگلستان خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران: "به عنوان ریاست کالج سنت‌آنتونی دانشگاه اکسفورد و از سوی یکی از دانشجویان این کالج، محمدرضا جلایی‌پور که روز چهاردهم ژوئن دستگیر شد به جنابعالی می‌نویسم. او از زمان دستگیری تا کنون در مکانی نامعلوم نگهداری شده و خانواده‌ وی نتوانسته‌اند از محل نگهداری و علت بازداشت او اطلاعی حاصل کنند و معلوم نیست که چرا او مجددا بازداشت شده است... همه ما در کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد نگران رفتارهای صورت گرفته با محمدرضا و همسرش فاطمه هستیم. فاطمه نه تنها ماه‌ ها دوری و جدایی از همسرش را در تنهایی و غم تحمل کرده است بلکه هم‌اکنون دریافت پیام‌های تهدیدآمیز گروهی به نام ارتش سایبری ایران نیز بر رنج و نگرانی او افزوده است. اینجانب به شدت نگران سلامتی و امنیت او هستم و از شما می‌خواهم معلوم کنید چه کسی مسوول این حملات زشت است و آن را متوقف کنید. محمدرضا و فاطمه از دانشجویان خوب و جدی ما هستند و وجودشان مایه اعتبار برای نظام آموزشی ایران است...": تارنمای ندای سبز آزادی
بخشی از تالیفات او : جنگی که همه چیز را تغییر داد
صد سال پیش در سارایووی بالکان، یک ناسیونالیست صِرب، ولیعهد امپراتوری اتریش و همسرش را به ضرب گلوله از پای درآورد. اگر چه مردم از این واقعه تکان خوردند ولی چندان هم موجب نگرانی نشد. متأسفانه در آن سال‌ها ترور سیاسی رواج داشت: پادشاه ایتالیا، دو تن از نخست‌وزیران اسپانیا،‌ تزار روسیه، پرزیدنت ویلیام مک کینلی؛ هیج یک نیز به یک بحران عمده منجر نشد. با این‌حال همان‌گونه که فرو غلطیدن یک ریگ کوچک می‌تواند به یک رانش بزرگ تبدیل شود، قتل ولیعهد امپراتوری اتریش و همسرش باعث بروز رشته وقایعی شد که در عرض پنج هفته اروپا را درگیر یک جنگ سراسری کرد...:  تارنمای گفتگو 
بخشی از سخنرانی های او
"کانادایی ها شاید تنها مردم خوشبخت جهان باشند که بدون "انقلاب" و "جنگ داخلی" به استقلال دست یافته اند": مارگارت مک ‌میلان (ترجمه ی همین نگارنده از منابع انگلیسی)/ بیشتر: تارنمای سی بی سی
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۵ فروردین ۷, شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۵۲ - آریایی ها و هنر مجسمه سازی

پیدایش مجسمه سازی به عنوان یک هنر و فن، تقریباَ مقارن با تاریخ پیدایش بشر است. از متقین‌ترین ومحکم‌ترین شواهد و مدارک در بیان تاریخ پیدایش مجسمه و انگیزه پدید آورندگان آیات متعددی از جمله در سوره نوح می‌باشد که خداوند در قرآن به نام و مشخصات این تندیس‌ها و پیکرها که به عنوان خدایان مورد پرستش بودند اشاره می‌کند و از آنها نام می‌برد: ودٌ، سواع، یعوث و یعوق و نسر.... نخستین قومی که در ایران هویت تاریخی یافتند ایلامی‌ها بودند که از آنان تعدادی آثار تصویری از جمله نقش برجسته صخره‌ای باقی مانده است. این دست آفریده‌های کهن را با صفت کلی ایرانی مشخص و متمایز می‌کنند، حال آنکه در واقع در زمانی پیش از آغاز فرهنگ و تمدن آریایی در این سرزمین پدید آمده‌اند. پژوهندگان معمولاَ مبدا هنر ایرانی را به دوران نو سنگی (هزاره‌ی هفتم پیش از میلاد) ربط می‌دهند؛ ولی براساس کشفیات و اطلاعات دقیق‌تر شاید بتوان سر آغاز قدیمی‌تری بر این هنر قائل شد.
http://www.bashgah.net/fa/content/show/93391
مجسمه در فرهنگ واژه ها
مجسمه به معنی بت (آنندراج) - مأخوذ از تازی پیکر و پیکر بیروح (ناظم الاطباء) - بت - صنم - وثن - فغواره (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) - لعبتی که از سنگ و آهن و دیگر فلزات سازند و مجسمه ٔ نیم تنه یعنی لعبت که تا نصف بدن باشد - مجسمه ٔ چدنی ؛ لعبتی که آهن و مس و مانند آن گداخته در قالب ریزند (آنندراج) - پیکری که از فلز و سنگ گچ و جز آن به شکل انسان و حیوان سازند (ناظم الاطباء) - هیکل - تندیسه - تمثال (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) - مثل مجسمه بر جای خشک شدن؛ بی جنبش و حرکتی ماندن (امثال و حکم): تارنمای لغت نامه دهخدا/ واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-2f69052465bf47599f4ba55f9b50b08d-fa.html
پیشینه ی مجسمه سازی و پیکر تراشی
شايد بتوان قديمي ترين مجسمه يافته شده در ايران را پيكره ی آدمكي گلي دانست كه در تپه ی سراب حصار سفيد كرمانشاه و از داخل يك قبر متعلق به حدود هفت هزار سال پيش پيدا شده است. باستان شناسان ساخت اين گونه آدمك هاي گلي را كه تحت عنوان كلي "بت" نامگذاري كرده اند ناشي از عقايد اقوام باستاني پيرامون ادامه ی حيات انسان در دنياي ديگر مي دانند. سنگ نگاره هاي ايلامي موجود در خوزستان و نواحي اطراف از جمله مهمترين آثار پيكره سازي متعلق به ايران قبل از ورود آريايي هاست. مجسمه مرمرين گاوي كه از زيگوارت چغازنبيل شوش به دست آمده نيز از جمله عالي ترين آثار تجسمي است كه از ايلام باستان برجاي مانده است. همچنين بايد به مجسمه هايي مفرغي به دست آمده از لرستان و ساير نقاط ايران اشاره كرد كه نمونه هايي جالب توجه از هنرهاي تجسمي ايران در دورانهاي پيش از ورود اقوام آريايي محسوب مي شوند. اما از جمله قديمي ترين سنگ نگاره هايي كه از ايرانيان آريايي موجود است، سنگ نگاره هايي است كه در كنار آرامگاه هاي صخره اي بازمانده از دوران "ماد" در غرب ايران يافت مي شود. از جمله مي توان به حجاری هاي گوردخمه هاي اسحاق وند، دكان داود، صحنه (همه در كرمانشاه) اشاره كرد. پيكره هاي حجاري شده در پاسارگاد، تخت جمشيد، نقش رستم (همه درفارس)، در شوش(خوزستان) و بيستون(كرمانشاه) همه و همه نمايانگر اعتلاي هنر پيكره سازي در ايران دوره ي هخامنشي است. از دوران سلوكي غير از نقوش موجود بر روي سكه هاي اين دوران و برخي آثار تجسمي بايد به "مجسمه ي هركول" در بيستون كرمانشاه اشاره كرد كه شاهدي برجسته از فنون مجسمه سازي سبك يونان باستان است. در دوران اشكاني و هم زمان با تسلط سلسله اي بر ايران، كه در اصل پيشينه شبانكاره اي داشتند هنر مجسمه سازي ايران نزول فاحشي پيدا كرد. كافي است كه نقوش هخامنشي بيستون را با نمونه هاي نقوش اشكاني در همان محل مقايسه كنيم تا صحت اين نظر تأييد شود. اما در دوران ساساني هنر پيكره سازي ايران باز به دوراني از اعتلا بازگشت. نشانه ي اين تحول غير از حكاكي هاي موجود بر روي ظروف و اشياي فلزي، سنگ نگاره هايي است كه از اين عهد در نقش رستم، نقش رجب، فيروزآباد و ساير نقاط فارس، و بخصوص در طاق بستان كرمانشاه، باقي مانده است
http://ganjezarrin.bydoctor.ir/page-479050.html
مجسمه ي شاپور ساساني
شاپور اول فرزند ارشد اردشير اول بابكان در سال ۲۴۰ ميلادي پس از مرگ پدر بر تخت سلطنت نشست. مجسمه سنگي شاپور اول  واقع درتنگه چوگان بيشاهپور كه توسط پيكر تراشان رومي ساخته شده است به گونه اي كه عرض شانه ها سه متر و طول اين مجسمه نه متر و به وزن هفت تن ميباشد. اين مرد بلند قامت، درشت اندام، ورزيده ،با چشمان سياه و درشت با نفوذ، موي بلندآراسته، ريش و سبيلي فردار كه جذابيت خاص مردان پارسي را به دنبال داشت وبا شانه هاي ورزيده اي كه اقتدار او را دو چندان مي كرد در ميان بزرگان و سرداران دربار ساساني با تاج پادشاهي كه بر سر داشت چشمان همگان را خيره مي كرد.
http://darian.blogfa.com/post-52.aspx
نظریاتی پیرامون هنر مجسمه سازی در ایران باستان
۱ - امروزه صدها مجسمه سنگین و برنزی در یونان قدیم و تقریباً برابر آن در مصر قدیم به یادگار مانده و تعداد مجسمه‌های سنگی یا برنزی ایران انگشت شمار است.كم بودن مجسمه در ایران بی دلیل نیست. یونانیان، خدایان متعدد خود را بصورت مجسمه در معابد قرار می‌دادند و مجسمه‌های سنگی و برنزی بیشماری نیز از قهرمانان خود در میدان ها و معابر عمومی‌ می‌گذاشتند. مصریان عقیده داشتند كه روح انسان پس از مرگ به این جهان بر می‌گردد و برای اینكه آن روح سرگردان نشود مجسمه‌هایی از سنگ یا برنز یا چوب یا گچ می‌ساختند و در مكان های امنی قرار می دادند. بعلاوه مصریان نیز خدایان خود را بصورت موجوداتی در سنگ یا برنز مجسم می‌كردند و در معابد قرار می‌دادند. هرودت كه ایرانیان عهد هخامنشی را به هم میهنان خود در كتابی تحت عنوان «تاریخ» معرفی نموده تعجب می‌كند از اینكه ایرانیان برای خدایان خود معبد و مجسمه ای نمی‌سازند و می‌گوید آنها برای انجام مراسم مذهبی روی بلندی ها می‌روند و خداوند را به این طریق پرستش می‌نمایند. در عهد ما هیچ مجسمه‌ای كه خدای ایرانیان قدیم یعنی "اهورامزدا" را به ما نشان بدهد نمی‌شناسیم. انسان بالداری كه در پیشانی آرامگاه بعضی از پادشاهان هخامنشی نقش شده اهورامزدا نیست و فقط تقلید از نقوشی است كه در همان زمان در آرامگاه های پادشاهان مصر نقش می‌شده و چون شاهان هخامنشی بر كشور مصر تسلط یافته بودند از بسیاری رسوم مصریان تقلید نمودند. هیچ مدرك منطقی به ما نشان نمی‌دهد كه این نقش اهورامزدا باشد. با این حال وقتی اشكانیان خواستند "رب النوع ناهید" یا "آناهیتا" را نشان دهند آنرا بصورت زنی روی سنگ نقش كردند و به همین طریق اهورامزدا در عهد ساسانیان بصورت انسانی نقش شده و مهر یا میترا نیز بارها بر روی نقوش برجسته در دامنه ی كوه ها بصورت انسانی نشان داده شده كه اشعه، اطراف صورت او را احاطه كرده ولی هیچ یك از خدایان بصورت مجسمه‌ای كه بتواند روی پایه ای قرار گیرد و اطراف آن آزاد باشد در دوران پیش از اسلام در ایران ساخته نشده است... چند سال پیش علی سامی‌ در تخت جمشید سر مجسمه كوچكی را پیدا كرد از جنس سنگ لاجورد و تنها مجسمه ی قابل توجهی است كه تاكنون در تخت جمشید پیدا شده صورت جوانی است حدود ۲۲ سال موهای او مانند تمام موهائی كه در دوران هخامنشی نقش شده مجعد است و بر سر او كلاه كنگره داری است كه مخصوص پادشاهان یا وارثان بلا فصل آنهاست... چون كتیبه ای همراه این سر مجسمه نبوده نمی‌توان بطور قطع آن را به شاهنشاه معینی نسبت داد ولی چون خشایارشا بیش از سایر شاهان هخامنشی در تخت جمشید اقامت داشته، احتمال دارد این سر او باشد. جز این سر مجسمه، پیكر دیگری كه در سنگ یا گچ تراشیده شده باشد یا در برنز ریخته شده باشد از دوره هخامنشیان در دست نیست. با این حال در مجموعه‌ های خصوصی خارج از ایران چند مجسمه گلی كوچك وجود دارد كه به دوره ی هخامنشی نسبت داده می‌شود ولی از نظر هنری به پای سر مجسمه ی نامبرده نمی‌رسد. از دوره اشكانیان مجسمه‌های برنزی و گلی بسیار كوچك بدست آمده كه بعضی از آنها به سبک یونانی ساخته شده و بعضی دیگر به سبك ایران است. ولی از همه آنها مهمتر دو مجسمه است كه هر دو در موزه ایران باستان قرار دارد و قابل مطالعه می‌باشد. یكی از آنها سر مجسمه مرمری است كه حدود سی سال پیش در شوش بوسیله ی هیئت فرانسوی پیدا شد و باستان شناسان فرانسوی پس از مطالعه و تحقیق درباره ی آن اظهار كرده اند كه مجسمه ی ملكه «موزا» زن فرهاد چهارم است... در روی پیشانی مجسمه نام سنگ تراش به خط یونانی نوشته شده (آنتینوكوس پسر درایانتوس). بنابراین تنها مجسمه مرمر كه از عهد اشكانیان باقی مانده بدست سنگ تراش یونانی ساخته شده و این فرض تأیید می‌شود كه شاید هنرمندان ایرانی علاقه زیاد به ساختن مجسمه نداشته‌ اند. مجسمه سوم متعلق بدوره ی اشكانی و از جنس برنز است. این مجسمه تمام قد است حتی كمی ‌از قد معمولی انسان بزرگتر است. میان سر و بدن كه مجزا از هم ساخته شده تناسب صحیحی موجود نیست و باز می‌بینیم كه ساختن مجسمه‌ های دو قطعه یعنی بدن مجزا از سر در ایران مورد توجه بوده ‌است و اینطور به نظر می‌رسد كه سازنده ی این مجسمه آشنایی به یك مجسمه سازی برنزی یونانی داشته. با این حال گذشته از فن برنز ریزی، سایر جزئیات پیكر سازی مربوط به این مجسمه كاملاً ایرانی است. شاید می‌توان چنین نتیجه گرفت ایرانیان كه در تمام رشته‌های هنری تزئینی مانند نقاشی، سنگ تراشی، منبت‌ كاری و غیره مهارت فوق‌العاده بخرج داده‌اند در فن مجسمه سازی علاقه زیاد از خود نشان نداده اند و این عدم علاقه به ایجاد مجسمه، در تمام ادوار تاریخی پیش از اسلام و در دوران اسلامی ‌همچنان ادامه داشته است: دكتر عیسی بهنام 
http://seemorgh.com/culture/visual-arts/45751-45751/
۲ - مجسمه شاپور ساساني و امپراطوران روم: شاپور وقتی بر سه امپراطور روم پیروز شد دستور داد تا از کشته شدن امپراطور روم "گردیانوس" و اسیر گشتن امپراطور دیگر "والرین" به دست شاپور و باج دادن امپراطور سوم "فیلیپ" سنگ نگاره بسازند تا این شکست رومی ها جاویدان شود... بعد از آمدن اسلام بود که این سنت فرخنده و هنر والای مجسمه سازی به دلیل هنرستیزی منع شد: تارنمای ایرون
http://www.iroon.com/irtn/blog/8212/
۳ - بررسی آثار باستانی ایران نشان دهنده ی تصاویر بسیاری از تقش "شیر" است. شیر پادشاه درندگان و حیوان پر قدرتی است که از دیرباز مورد توجه و هماورد دلاوران نامی ایران بوده است. قدمت نقش شیر در آثار باستانی دست کم به هزار سال پیش می رسد. تصویر این حیوان در هنر هخامنشی و نقش برجسته های تخت جمشید و شوش حک شده است...  در زمان شاپور اول پادشاه ساسانی سه امپراطور روم به ایران حمله ور شدند. یکی "گردیانوس" جوان بود که کشته شد . دیگری "فیلیپ" بود که در برابر شاپور ناچار به تسلیم شد و قبول کرد که سالیانه به ایران برای حملاتی مکرری که به آنجا نموده بود و خساراتی که وارد کرده بود باج بدهد. سوم "والرین" بود که با ۷۰ هزار سرباز و امیر و سناتور رومی اسیر ایرانیان شد. شاپور این پیروزی بزرگ را در چندین مکان حجاری نمود تا درس عبرتی برای آیندگان گردد: تارنمای مهرمیهن
http://www.mehremihan.ir/
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/03/blog-post_26.html
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html

۱۳۹۴ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

یادداشت هایی پیرامون زندگی و آثار سانتا ترزا (تریسای مقدس) : نویسنده، سراینده و راهبه ی مشهور اسپانیایی

ماجرای زندگی او
۱ - سانتا ترزا یا "سانتا تریسا" یا "تریسای مقدس" (زاده ی ۱۵۱۵ میلادی/ ۸۹۴ خورشیدی - درگذشته ی ۱۵۸۲ میلادی/۹۶۱ خورشیدی) قدیس مسیحی، نویسنده و دین‌ شناس، از خانواده‌ای اشرافی بود. وی در "آویلا" یا "آبیلا" (مرکز استان آبیلای اسپانیا ) به دنیا آمد و همان جا در سن ۶۷ سالگی درگذشت. "تریسای مقدس"، راهبه ی اسپانیایی و بنیانگذار یکی از جریان های رهبانیت و خدمات خیرخواهانه بود: تارنماهای گوناگون
https://www.google.com
۲ - "تریسای مقدس' یکی از "مقدس های تباهی ناپذیر" بود. "تباهی ناپذیری" باوری است در کلیسای کاتولیک رومی و ارتدوکس شرقی که مداخله الهی اجازه می دهد کالبد برخی افراد (مخصوصا نیکان و قدیسان) از فرایند طبیعی تجزیه پس از مرگشان جلوگیری شود و این نشانه ای از تقدس آنهاست.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C
۳- ماجرای زندگی او به زبان انگلیسی
http://www.poetseers.org/spiritual-and-devotional-poets/christian/teresa-of-avila/index.html
۴ - زندگی و برخی از تالیفات او به زبان انگلیسی
https://en.wikipedia.org/wiki/Teresa_of_%C3%81vila
۵ - او معاصر دو تن از سرایندگان مشهور ایران بهاء الدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی (زادهٔ ۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی در بعلبک، درگذشتهٔ ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان) و وحشی بافقی (زاده ی ۹۱۱ خورشیدی - درگذشته ی ۹۶۱ خورشیدی) بود
https://www.google.com
۶ - او همچنین معاصر چهار تن از شاهان دودمان صفوی بود. شاهان نامبرده عبارتند از: شاه اسماعیل یکم (پایه‌گذار سلسله ی پادشاهی صفوی) - شاه تهماسب یکم - شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد خدابنده

برخی از کتاب ها و تالیفات او به زبان انگلیسی
کتاب زندگانی خود (خودزندگی‌نامه) : ۱۵۶۷
خلوتگه قلعهٔ درون : ۱۵۷۱
راه تعالی : ۱۵۸۲
کتاب بنیادها : ۱۵۸۲
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7_%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D8%A7

برخی از سروده های او به زبان انگلیسی
http://www.ccel.org/ccel/therese/poems.toc.html
نمونه ای از سروده های او:
 به زبان انگلیسی
ترجمه ی آزاد سروده ی او در زمینه ی "با خدا بودن" توسط همین نگارنده:
مگذار دنیا تو را پریشان خاطر کند و بیازارد
فراموش نکن که گفته اند  “این نیز بگذرد"
تنها "خدا"ست که جاودانه است
با "بردباری" به همه چیز می توان دست یافت
آنکه "خدا" را دارد هیچ چیز کم ندارد
با "خدا بودن" تنها چیزی ست* که کافی ست: تریسای مقدس
* سال ها بعد محمدباقر مجلسی (۱۰۰۶ - ۱۰۷۷ خورشیدی) معروف به "علامه ی مجلسی" نیز شاید با الهام از سروده ی "تریسا ی مقدس" چنین سرود: با خدا باش و پادشاهي كن/ بي خدا باش و هر چه خواهي كن. باید یادآور شد برخی بر این باورند که این سروده از "علامه ی مجلسی" نیست بلکه منسوب به اوست.

ارتباط نام "سانتا ترزا" با نام "مادر ترزا"
۱ - “اگنس گونکسا بوجاکسیو” معروف به “مادر ترزا” در شهر اسکوپیه یوگسلاوی زاده شد... ترزا پدرش را که درگیر مسائل سیاسی در آلبانی بود در ۹ سالگی از دست داد. در سن نوجوانی به گروه خواهران لورتو ملحق گردید و در ابتدا به لورتو ابی در ایرلند برای یادگیری زبان انگلیسی (زبانی که خوهران لورتو از آن برای آموزش به کودکان در هند استفاده می کردند) رفت. وی در سال ۱۹۲۹ وارد کشور هند شد و مراحل کارآموزی خود را در دارجلینگ آغاز نمود. ترزا در روز ۲۴ می‌۱۹۳۱ به عنوان یک راهبه قسم یاد کرد و لقب ترزا را از “ترزا اهل آویلا، راهبه ی اسپانیایی" برای خود انتخاب نمود: تارنمای اس ام اس
۲ - اگنس گونجا بویاجیو معروف به مادر ترزا (زاده ۲۶ اوت ۱۹۱۰ در اسکوپیه امپراطوری عثمانی - درگذشته ۵ سپتامبر ۱۹۹۷) راهبهٔ کاتولیک آلبانیایی و تأسیس کنندهٔ ماموران امور خیریه در هند بود. وی در سال ۱۹۲۸ به هندوستان رفت... به‌خاطر ارادتی که به "تِرِزا اهل آویلا"، راهبهٔ اسپانیایی و بنیانگذار یکی از جریانهای رهبانیتد و خدمات خیرخواهانه بود، نام ترزا را برای خود برگزید. در سال ۱۹۴۸ صومعه را ترک گفت تا پرستاری بیاموزد. مادر ترزا به خاطر خدمات انسان‌دوستانه‌اش سال ۱۹۷۹، جایزه نوبل صلح را به خود اختصاص داد و در سال ۲۰۰۳ از طرف پاپ ژان‌پل دوم آمرزیده شناخته شد: تارنمای ویکی پدیا

یادداشت پایانی
اگر بین "راهبگی" و "طاهرگی" رابطه و یا تشابهی وجود داشته باشد شاید می توان گفت که در تاریخ و فرهنگ شعر و ادب پارسی، "طاهره قُرَّةُالعَین" و "طاهره صفارزاده" دو شاعره ای هستند که با "تریسای مقدس" راهبه و شاعره ی اسپانیایی تشابه دارند. برای آگاهی در مورد این دو طاهره، می توان به پیوند های زیر مراجعه کرد:
فاطمه زرین ‌تاج برغانی قزوینی ملقب به زَکیّه یا اُمّ سَلَمَه و مشهور به طاهره قُرَّةُالعَین: تارنمای ویکی پدیا
برخی از سروده های طاهره قُرَّةُالعَین: تارنمای ویکی پدیا
طاهره صفارزاده: شاعر، پژوهشگر و مترجم ایرانی قرآن: تارنمای ویکی پدیا
برخی از سروده های طاهره صفارزاده: تارنمای سروده ها
دکتر منوچهر سعادت نوری

بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

۱۳۹۴ اسفند ۱۶, یکشنبه

یادداشت هایی پیرامون زندگی و آثار گری اسنایدر سراینده و نویسنده ی آمریکایی و استاد دانشگاه کالیفرنیا

ماجرای زندگی او
گری اسنایدر‏ شاعر آمریکایی در سال ۱۹۳۰ در سان‌فرانسیسکو متولد شد. او در حال حاضر از اساتید دانشگاه کالیفرنیاست. از مجموعه اشعار او می توان به "خطر در بالا بالاها" و " ییلاق آن طرف" اشاره کرد. او سال ۱۹۷۵ جایزه پولیتزر را با مجموعه "سرزمین لاک پشتها" از آن خود کرد.وی در کالج رید در اورگن تحصیل کرد. کتاب های او عبارتند از: جزیره لاک پشت ها (۱۹۷۴)، اسطوره ها و متن ها (۱۹۷۸) ، دسته ی تبرها (۱۹۸۳)، زیر باران گذاشت (۱۹۸۶)، او همچنین دو اثر منثور «نگهداری خانه زمینی» (۱۹۶۹) و کارواقعی: مصاحبه ها و مقالات ۷۹-۱۹۶۴ (۱۹۸۰) هم دارد. وی در سال ۲۰۰۸ برنده ی جایزه ی ۱۰۰ هزار دلاری "شعر راث لیلی" شد.این جایزه هر سال از سوی بنیاد شعر آمریکا اعطا می شود و یکی از گران ترین جوایز ادبی آمریکا به شمار می رود.
ماجرای زندگی او/ به زبان انگلیسی
و
اعطاي جايزه یکصد هزار دلاري شعر به گري اسنايدر
پیرامون برخی از آثار او
الف - هایکوهای نسل بیت: آلن گینزبرگ، جک کرواک، گری اسنایدر - ترجمه ی علیرضا بهنام
ب - سه شعر از گری اسنایدر: ترجمه ی علی ثباتی
١ . آنگونه که شعر نزد ِ من می آید
از روی سنگ های آب سود/ ناشیانه شبانه می آید
ترس خورده/ بیرون از آتش رَس ِ سنگچین ام می ماند
به ملاقاتش می روم/ من بر لب ِ نور
٢ . برای همه
وَه زنده بودن/ در یک بامداد ِ نیمه ی سپتامبر/ گذشتن از گدار ِ جویباری
برهنه پا، پاچه های تاخورده ی شلوار/ پوتین به دست، کوله به دوش،
یخاب ِ پایاب ها، آفتاب/ سنگلاخ های شمالی
خش و خش و درخشش  ِ خُنُکای همچون یخ ِ آبهای نهر
سنگریزه ها به زیر پا غلتان، سخت و خرد مثل انگشتان ِ پا
بینی ِ سرمازده چکه کنان/ با درونه ای آوازخوان/ موسیقی نهر، موسیقی ِ دل
بر شن نشسته عطر خورشید/ سوگند ِ وفاداری یاد می کنم
از برای خاک ِ "جزیره ی سنگ پشت"/ و موجوداتی که بر آن می زیند
زیست سامانی/ گونه گون زیر آفتاب/ با تعبیری شوق آمیز برای همه.
٣ . سنگفرش
مانند سنگ ها/ این واژه ها را بیانبار در برابر ِ ذهن/ برجای محکم نشسته به یاری ِ دست
در انتخاب ِ محل/ در فضا و زمان/ پیشاروی ِ تن ِ ذهن قرار دِه:
سختی پوسته ی درخت، برگ، یا که دیواری بناکن از سنگفرش ِ اشیاء:
پاره سنگ های ِ راه شیری/ سیاره های سرگردان
این شعرها، مردم، تاتوهای گمگشته با
زین هایی در جنبش کاهلانه/ و کوره راه های سنگی/ با جاپاهایی استوار
جهان ها گویی بازی چهاربُعدی و بی پایان ِ "گو" ریگ ها و مورها
درخاکبرگی تُنُک، واژه ای است هر سنگ/ سنگی نهرسُفته
سنگ خارا: که به خوردش رنج ِ گرانی رفته است و آتش دُرد و بلور در پیوندی گدازان
جمله دیگر می شوند، در اندیشه ها/ هم بدان سان که در اشیاء.
فهرست کتاب های او/ به زبان انگلیسی
مقاله ی او پیرامون آیین بودایی/ به زبان انگلیسی
http://www.bopsecrets.org/CF/garysnyder.htm
شعر و شاعری: سروده ای از گری اسنایدر / به زبان انگلیسی
http://iranian.com/posts/chain-of-poems-on-poetry-and-poets-66576
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/03/blog-post.html
The Life and Works of Gary Snyder, the American Poet and University Professor

Abstract: His Life Story and his Works/ His Article on “Buddhism”/ A List of his Books/ Some of his Poems
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

The link will be posted
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها