۱۳۹۲ دی ۲۷, جمعه

یادداشت هایی پیرامون "امیل زولا" و نامه ی تاریخی او : من متهم می کنم


امیل زولا نویسنده ی نامدار فرانسوی، از پایه گذاران مكتب ادبی ناتورالیسم (طبیعت‌گرائی) و عامل مهم در توسعه ی تئاتر ناتورالیسم بود. او یکی از چهره‌های اصلی در آزادی سیاسی فرانسه است و در تبرئه ی افسر ارتش فرانسه آلفرد دریفوس نقش اساسی داشت . امیل زولا از برجسته ترین نویسندگان ناتورالیست دنیاست. امیل زولا در داستان‌هایش روابط جنسی و عطش شهوت را به تصویر ‌کشید. او بی پرده داستان کشیش زناکاری را بیان کرد که در عشق دخترکی غرق شده ‌بود.امیل زولا نویسندگی را در سبک عاشقانه آغاز کرد. مادر وی برای امیل رشتهٔ قانون را در نظر گرفته بود، اما او در امتحانات رد شد. قبل از دستیابی به موفقیت به عنوان نویسنده، زولا به عنوان کارمند در شرکت حمل و نقل کار ‌کرد، و سپس در کانون انتشارات هاشت مسئولیت توزیع را برعهده گرفت. وی همچنین برای روزنامه‌های سیاسی مطلب می‌نوشت. امیل زولا به عنوان یک خبرنگار سیاسی نفرتش را از ناپلئون سوم (که از موقعیتش سو استفاده می‌کرد) مخفی نکرد.
ماجرای زندگی امیل زولا
امیل زولا در ٢ آوریل ١٨٤٠ از پدری ایتالیایی به نام فرانسوا زولا (در اصل فرانچسکو زولا)و مادری فرانسوی به نام امیلی اوبرت در پاریس زاده شد و کودکی را در شهر اکس در جنوب فرانسه که پدر به مناسبت شغلش در آنجا اقامت داشت، گذراند. در هفت سالگی پدر را از دست داد و تا دوازده سالگی در شبانه روزی و سپس در دبیرستان شهر اکس به تحصیل پرداخت و در آنجا با راپل سزان نقاش آشنا شد. امیل زولا پس از مرگ پدر دچار تنگدستی شد و در ١٨٥٨ شهر اکس را ترک کرد و در پاریس اقامت گزید. وی پس از به پایان رساندن تحصیلات دبیرستانی در مدرسه سنلوئی، خود را برای امتحان در رشته علوم آماده کرد و بر اثر چندبار شکست در امتحانات، دنباله تحصیل را رها کرد.
ابتدا در اداره گمرک به کار پرداخت، پس از آن در فوریه ١٨٦٢ در کانون انتشارات هاشت مسئولیت توزیع را برعهده گرفت. شغل جدید، زولا را با بزرگان ادب مانند لامارتین و میشله و سنتبوو آشنا ساخت. زولا ابتدا طرفدار رمانتیسم بود و به آثار هوگو و موسه و لامارتین علاقه مند. آثار نخستین او نیز رنگ رمانتیسم داشت و از احساس شاعرانه برخوردار بود که به هیچ وجه با شیوه ی نگارش دوره میانسالی او مشابهت نداشت.
در ١٨٦٤ اولین کتاب زولا به نام "قصه هایی برای نینون" گوشه هایی از زندگی او را در دوره جوانی نشان می دهد و با عشق شدید به طبیعت همراه است. این کتاب توجه عدهای از منتقدان را به خود جلب کرد.
سال بعد کتاب "اعتراف کلود" انتشار یافت. در این هنگام زولا از رمانتیسم دست برداشت و به استادان جدیدی چون بالزاک و فلوبر و استاندال روی آورد، اما نوشتن رمان های مختلف که باهم ارتباط معنوی نداشت، زولا را قانع نمی کرد و انتشار کتاب «دیباچه ای بر مطالعه علم پزشکی تجربی» اثر کلود برنارد وی را به راهی کشاند که پیوسته در انتظارش بود. پس به فکر نوشتن رمان تجربی افتاد. به سبک رئالیسم عمق و شفافیت خاص بخشید و اساس مکتب ناتورالیسم را بنا نهاد. در ١٨٦٧ اولین رمانش در شیوه ی رمانهای تجربی به نام "ترز راکن" در تاریخ مکتب ناتورالیسم نقطه عطفی به شمار آمد از آن پس زولا روش رمان نویسی را با هدفی کاملاً علمی دنبال کرد. در نظر او همچنان که جراح جسم بیمار را می شکافد تا بر آن تغییرات لازم را انجام دهد، رمان نویس نیز تغییرات عمیق جسمی قهرمانان کتاب خود را باید مورد بررسی دقیق علمی قرار دهد، پس به فکر خلق یک سلسله طولانی رمان تجربی افتاد با عنوان تاریخ طبیعی و اجتماعی خانواده ای در زمان امپراتوری دوم که عنوان دیگرش "روگن ماکار" است، شامل ٢٠ رمان که به تدریج منتشر شد و از برجسته ترین آثار مکتب ناتورالیسم به شمار آمد.
زولا در نسب نامه دو خانواده که در پلاسان، شهر کوچکی در جنوب زندگی می کنند و میان اعضای آنها وصلت هایی صورت می گیرد، بسیار تعمق می کند و مسأله وراثت را در میان افراد این دو خانواده مورد بررسی قرار می دهد و نشان می دهد که چگونه اعتیاد به الکل یا ابتلای به بیماری سل در میان فرزندان این دو خانواده رایج می شود، چنانکه در نسل سوم خانواده که دارای یازده عضو است چهار بیمار و دو رنجور به وجود می آید. زولا چنین نتیجه می گیرد که مسئله ی وراثت که خارج از اختیار بشر و نوعی جبر علمی است، چگونه به فعل و انفعالاتی منجر می شود که افراد جامعه ای را دچار انحرافات بیشمار روحی می سازد؛ رشته اصلی که قهرمانان داستان زولا را که تعدادشان به هزار و دویست می رسد، به یکدیگر می پیوندد، همین عامل وراثت است.
زولا در دیباچه ی رمان دارایی خانوادهٔ روگن،  اصل ناتورالیسم را مطرح می کند و نشان می دهد که چگونه خانواده روگن در مدتی کوتاه صاحب ثروتی بیشمار گشته است. پس از آن تا ١٨٧٦ شش جلد از این سلسله داستان را منتشر کرد. داستان "غذای پس مانده" که در ١٨٨٧ به صورت نمایشنامه و باعنوان "رنه" برصحنه آمد، با موفقیت بسیار همراه شد. در این اثر زولا غارت اموال ملت را در زمان ناپلئون سوم نشان می دهد و جامعه ی فسادیافته زمان امپراتوری دوم را با توصیفی گویا و تصویری رنگین پیش چشم می گذارد.
داستان "شکم پاریس" زندگی فقیرانه و پر از رنج کاسب های کم سرمایه را با واقع بینی شدید و صادقانه شرح می دهد. بخش هایی از کتاب که در آن بازار سبزی و میوه توصیف می شود، از پرجاذبه ترین بخش های کتاب به شمار می آید.
"فتح پلاسان" در ١٨٧٤ انتشار یافت و پلاسان در این اثر همان اکس، شهر کودکی زولاست که با علاقه و دلبستگی فراوان آن را وصف می کند. پس از آن یکی از معروف ترین رمان های این سلسله به نام "گناه کشیش موره" در ١٨٧٥ منتشر شد که در آن تضاد حکومت طبیعی و حکومت مذهبی عرضه می شود. در این داستان زولا معایب و غرایز پست جامعه ی فاسد شده و سودجویی های مفرط را بی پروا فاش می سازد. مردی که زولا در محیط سیاست خلق کرده، اگرچه تصویری است مسخره آمیز، اما نمودار واقعیت محض است. این اثر با قلم شاعرانه زولا از برگزیده ترین آثار او به شمار می آید.
هنگامی که زولا سی و شش سال داشت، از قدرت کار عجیبی برخوردار بود و به ناشرش خبر داد که طرح رمان تازه ای را ریخته که هنوز نامی برایش در نظر نگرفته است، اما میتواند اهمیت آن را پیش بینی کند. در واقع نیز رمان که به نام "دکه ی می فروش" در ١٨٧٧ منتشر شد، از چنان شهرتی برخوردار گشت که زولا را نامدارترین نویسنده عصر خود ساخت و نخستین بار پس از نیم قرن ویکتورهوگو را در درجه دوم شهرت قرار داد و بر کتاب بینوایان او تفوق یافت. زولا با این اثر بر بالزاک نیز تفوق یافت. زولا در این دوره خانه ای در "مدان" در حومه ی پاریس خرید که گروهی از نویسندگان جوان در آن گرد می آمدند، از جمله موپاسان، هویسمان، هانری سئار، لئون هنیک و پل آلکسی که همه خود را پیرو مکتب ناتورالیسم خواندند، همین گروه در ١٨٨٠ مجموعه ی "حکایات شب های مدان" را منتشر کردند که شامل شش داستان کوتاه از این شش نویسنده بود، زولا در ١٨٧٩ نهمین داستان از سلسله رمان روگن ماکار را به نام "نانا" انتشار داد که به محض انتشار موفقیت بزرگی به دست آورد. داستان نانا بیشتر تصویر جامعه ای تباه شده است تا وصف عشق و دلدادگی. زولا، به قهرمانان کتاب برجستگی و واقعیت پرجاذبه ای می بخشد، چنانکه خواننده در پشت چهره های داستانی، اشخاص واقعی را به خوبی می بیند و همین امر در توفیق کتاب مؤثر بوده است. این کتاب به رغم پیروزی جاودانی و برجستگی خاص مورد حمله سخت نیز قرار گرفت. کسانی که "دکه ی می فروش" را به سبب نشان دادن معایب و فساد اخلاق محیط های کارگری ستوده بودند، "نانا" را که ضعف و انحطاط طبقه بالای جامعه را نشان می داد، مورد اعتراض قرار دادند، زولا به همه غوغاها و ایرادها پاسخ داد.
در ١٨٨٢ کتاب "دیزی" انتشار یافت. مقصود از دیزی دیگ ثروتمندان است. زولا برای هجو آداب و رسوم کاسب های پولدار، خانه ی ظاهراً مجللی را در یکی از کوچه ها برگزید و درون آن را در معرض تماشا گذاشت، دیوارها را شفاف ساخته و رازها را از پشت آن بیرون کشیده و هیاهوی خانواده ها و پخت و پز روزانه و آمد و رفت های فریبکارانه را نشان داده است. زولا به کسانی که در این کانون ها ادعای نیکبختی دارند، خطاب می کند و می گوید: «شما دروغ محض هستید و در دیگ شما چیزی جز کثافت و فساد پخته نمی شود». این داستان نیز اعتراض فراوان به همراه آورد. در طی دو سال پس از آن زولا دو کتاب از سلسله رمان های خود را منتشر کرد به نام "کامروایی زنان" و "شادی زیستن" (چه شیرین است زندگی) که موضوع هردو به مسائل روزانه ارتباط می یابد.
زولا با انتشار کتاب "ژرمینال" یکی از قوی ترین جنبه های نظریه خود را درباره سوسیالیسم عرضه کرد. در ژرمینال زندگی نکبت بار کارگران معدن پیش چشم گذارده شد، کارگرانی که در زیر بار استخراج معدن خرد شده اند و با مزد ناچیز و گرسنگی، در وضع پریشانی به سر می برند، فساد بر سراسر زندگیشان حکمفرما می شود و از شدت تیره روزی به الکل و زن پناه می برند و به سبب آنکه ارباب ها قصد دارند که از مزدشان کسر کنند، به اعتصاب روی می آورند، چندین ماه از کار دست می کشند و سرانجام بر اثر سرما و گرسنگی اعتصابشان به شکست منتهی می شود و به معدن بازمی گردند. "ژرمینال" انعکاس عظیمی داشت و از چنان قدرتی برخوردار بود که منتقدان جز در ستایش آن لب نگشودند.
در ١٨٨٦ "اثر" (کار یک نقاش) منتشر شد که موجب رنجش سزان نقاش گردید که وجود خود را در چهره ی قهرمان کتاب می دید، زولا در ١٨٨٧ در "زمین"، با لحنی خشونت بار از دهقانانی که برای علاقه به زمین از کشتار و خیانت رویگردان نیستند، سخن گفته است. وصف صحنه های ننگین و قبیح، توفانی از مخالفت برپا کرد، حتی از جانب طرفداران زولا بیانیه ای انتشار یافت که او را از استادی و پیشوایی خود خلع کردند. زولا در همین سال به جبران خشونت گذشته، به لطف و نرمی گرایید و کتاب "رؤیا" را انتشار داد. زولا کم کم از مجموعه رمان های "روگن-ماکار"، احساس خستگی کرد و سه رمان دیگر در این مجموعه انتشار داد و به آن پایان بخشید. هریک از رمان های این مجموعه مستند است و از ارزش مدارک کاملاً مستقلی برخوردار که در مجموع بینشی دقیق را درباره محیط اجتماعی نشان می دهد. زولا علاوه بر مجموعه رمان های روگن-ماکار چند مجموعه ی دیگر انتشار داد که یکی از آنها "مجموعه ی سه شهر" درباره ی لندن، رم و پاریس است. 
آخرین رمان زولا "اناجیل اربعه" است که آخرین داستان آن پس از مرگش در ١٩٠٣ انتشار یافت. زولا در بیستم سپتامبر ١٩٠٢ در پاریس مستقر گشت و در آپارتمان سردش بر اثر مسدود شدن لوله ی بخاری، به اختناق دچار شد که هیچگونه درمانی سودمند نیفتاد. مراسم تشییع جنازه ی وی در میان گروه عظیمی از مردم انجام گرفت و شش سال بعد جسدش طی مراسمی به آرامگاه ‏مشاهیر فرانسه « پانتئون» انتقال یافت. در آن روز، آلفرد دریفوس نیز در میان جمعیت حضور ‏داشت که دو گلوله به او شلیک شد ولی زخمی سطحی برداشت.
مکتب ادبی ناتورالیسم (طبیعت‌گرائی) و امیل زولا 
١- ناتورالیسم ، به مفهوم فلسفی همان‌طور كه از اسمش بر می‌آید به آن رشته از روش‌های فلسفی اطلاق می‌شود كه معتقد به قدرت محض طبیعت است و هرگز طبیعت را آلتی در دست نظم بالاتری نمی‌شناسد. ناتورالیسم به عنوان یك مكتب ادبی چهارچوب بسیار تنگ‌تری دارد و به مكتبی اطلاق می‌گردد كه امیل زولا و یارانش در فرانسه بنا نهادند و قریب ده سال از ١٨٨٠ تا ١٨٩٠ میلادی بر ادبیات اروپا حاكم بود و پس از آن نیز ، با اینكه به صورت مكتب ادبی متشكلی باقی نماند تاثیرش را بر آثار نویسندگان قرن بیستم آشكار ساخت.
٢ - آنچه زولا پیشنهاد می‌كند در درجه اول عبارت است از وارد كردن روش های علوم طبیعی به ادبیات و همچنین استفاده از اطلاعات تازه ای كه این علوم به دست داده است. كلود برنار ادعا می‌كرد روش علمی قاطعی كه در مورد اجسام بی جان به كار می‌رود، باید در مورد اجسام زنده نیز قابل تطبیق باشد و زولا ادعا كرد «این روش باید با زندگی عاطفی و ذهنی تطابق داده شود. هدف روش تجربی پیدا كردن روابطی است كه پدیده ای را به علت آن مربوط ‌سازد و شرایط لازم را برای تظاهر این پدیده پیدا كند و برای رسیدن به این نتیجه باید به مشاهده و كاوش جزئیات پرداخت، كسی كه از روی تجربه كار می كند بازپرس طبیعت است و رمان عبارت از گزارش‌نامه‌ی تجارب و آزمایش‌هاست».  امیل زولا معتقد بود « نویسنده باید تخیل را به كلی كنار بگذارد، سابقا می‌گفتند فلان نویسنده دارای تخیلی قوی است. من می‌خواهم از این پس بگویید دارای حس واقع ‌بینی خوبی است. چنین تعریفی در مورد نویسنده بزرگتر و درست‌تر خواهد بود. موهبت دیدن خیلی كم‌تر از موهبت آفریدن ،در اشخاص مختلف وجه مشترك دارد».
٣ - ناتورالیسم با همه‌‌ی خامی و نارسایی سیر رمان‌نویسی را در قرن بیستم تغییر داد و از این به بعد رمان ها به استناد مدارك و واقعیت نوشته شد. دیگر رمان‌نویس در عالم درون و گوشه‌ی عزلت به‌سر نمی‌برد و اگر هم چند گاهی به خلوت دل پناه می‌برد باز ناچار است ترك انزوا كند تا به تماشای زندگی روزمره برود و در زیر ظواهر امور ، غرائز و هوس‌هایی را كه سررشته‌ی حقیقی زندگی هر فردی را به دست دارند جستجو كند.
٤ - تارنمای آریا ادیب در نوشتار "مکتب های ادبی و هنری" ویژگی های مکتب ادبی ناتورالیسم  را به  نحو قابل ملاحظه ای توضیح و توجیه کرده است.
نامه ی تاریخی او : من متهم می کنم
در ژانویه ۱۸۹۸ نامه‌ی سرگشاده‌ی امیل زولا خطاب به رئیس جمهور وقت فرانسه در روزنامه‌ی "اورر" چاپ شد. عنوان نامه بود: «من متهم می‌کنم». این عنوان با حروف درشت تیتر اول روزنامه شد و به یک نماد تاریخی تبدیل گشت: نماد تعهد روشنفکرانه. در طول سالیانی که از انتشار این نامه می‌گذرد، مدام به آن استناد شده است، هر جا که در مورد وظایف روشنفکران سخن در میان است، هر جا که در مورد اهمیت رسانه‌ها و حوزه‌ی عمومی اندیشه گفت‌وگو می‌شود نام امیل زولا و نامه ی تاریخی او دوباره به میان می آید.
در پنجم اکتبر ١٨٩٤ بود که آلفرد دریفوس، افسر فرانسوی یهودی به اتهام خیانت توقیف و تبعید شد و فرانسویان، گروهی به موافقت و دسته دیگر به مخالفت با او برخاستند. موضوع رنگ سیاسی گرفت و به اختلاف میان سلطنت طلبان و طرفداران کلیسا و جمهوری خواهان کشیده شد که سرانجام به جدا شدن دین و سیاست از یکدیگر در کشور فرانسه منجر گشت. زولا کار ادبی را کنار گذاشت و در قضیه ی دریفوس شرکت کرد. در پنجم نوامبر ١٨٩٧ اولین مقاله را درباره کار دریفوس انتشارداد و در ژانویه ۱۸۹۸ نامه ای سرگشاده به رئیس دادگاه با عنوان "من متهم می کنم" فرستاد و توجه مردم را به این کار جلب کرد و با شهامت قابل تحسین و ارائه مدارک، بیگناهی دریفوس را اعلام کرد، همین نامه موجب شد که زولا به یک سال حبس و پرداخت جریمه محکوم شود، بلافاصله نامه ای با امضای حدود سیصد نفر از نویسندگان، هنرمندان و دانشمندان فرانسه منتشر شد که محاکمه ی دریفوس را غیرقانونی اعلام می کرد. این نوشته به "بیانیه ی روشنفکران" شهرت یافت.امیل زولا سپس به انگلستان رفت و برای اعاده ی دادرسی به فرانسه بازگشت، اما دریفوس از طرف دادگاه نظامی مقصر شناخته شد. زولا نفرت و تحقیر خود را در مقاله های گوناگون ابراز کرد، سرانجام دریفوس در ١٩٠٠ تبرئه گشت و اعاده ی حیثیت و به دست آوردن حقوق سابق وی تا ١٩٠٦ به طول انجامید. با عقب نشینی ارتش و دادگستری، نقش و نفوذ روشنفکران در جامعه اعتباری خاص یافت. زولا قهرمان اصلی این پیروزی بود و به مردم نشان داد که شهامتش از هنرش کمتر نیست.
برخی آثار ترجمه ‌شده ی او به زبان فارسی
ترز راکن، محسن هنریار، کتابهای جیبی، ۱۳۴۶ - دارایی خانوادهٔ روگن، محمدتقی غیاثی - سهم سگان شکاری (با عنوان اصلی ذبح)، محمدتقی غیاثی، نیلوفر، چاپ نخست، تهران، پاییز۱۳۶۲ - فتح پلاسان، هوشنگ امیرمکری، انتشارات نیلوفر - آسوموار، فرهاد غبرایی - نانا، محمد علی شیرازی - چه شیرین است زندگی، محمدعلی خندان - ژرمینال، سروش حبیبی، چاپ نیلوفر - ژرمینال، نونا هجری، فرزان، چاپ نخست، تهران، پاییز ۱۳۶۳ - شاهکار، علی‌اکبر معصوم‌بیگی، نگاه، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۶ - زمین، محمدتقی غیاثی، نیلوفر، چاپ نخست، تهران، بهار ۱۳۶۱ - رؤیا، مهران محبوبی، مرکز نشر ارغنون، چاپ نخست، ۱۳۷۱ - وحش انسانی - پول و زندگی، علی‌اکبر معصوم‌بیگی، نگاه، چاپ نخست، تهران، ۱۳۷۶ - شکست، فرهاد غبرایی، انتشارات نیلوفر - دکتر پاسکال، محمدعلی خندان، اکباتان، چاپ نخست، آبان ۱۳۶۲

نظریاتی درباره ی امیل زولا و آثار  او
تارنمای لغت نامه دهخدا به نقل از "تاریخ قرن نوزدهم و معاصر" می نویسد: "دوره ٔ جوانی امیل زولا  به فقر گذشت . سرانجام از نویسندگی توانگرشد. وی در آثار خود حیات بشر را بیشتر از جنبه ٔ شهوات و منافع مادی آن وصف کرده و پست ترین و ناپسندترین صورت های طبیعت آدمی را آشکار ساخته است . از آثار معروف او یکی سلسله ٔ داستان روگن ماکار است که در بیست مجلد نگاشته و در آن احوال اجتماعی و طبیعی خانواده ای را در دوره ٔ امپراتوری دوم فرانسه تشریح کرده است. دیگر کتاب ترز راکن است که از جمله ٔ شاهکارهای او محسوب می شود".
شکوه ميرزادگی در نوشتار "روشنفکری با قرائت حقوق بشر" می نویسد: "از اواخر قرن نوزدهم که امیل زولا، نویسنده ی بزرگ فرانسوی، همراه با سیصد تن از شعرا و نویسندگان و فلاسفه، نامه معروف خود «من متهم می کنم» را خطاب به رییس جمهور فرانسه نوشت، پدیده ای به نام  روشنفکر در فرهنگ اروپا و سپس همه ی جهان به عنوان نامی قابل احترام مطرح شد".
تارنمای باشگاه اندیشه می نویسد: "مکتب ناتورالیسم در اواخر زندگی زولا قدرت خود را از دست داد، اما سرنوشت آثار زولا به این مکتب بستگی کامل ندارد، زیرا وی در هنر رمان نویسی ابتکارهای جالب توجهی به کار برده و در تصویر اجتماع استعدادی بی نظیر و استثنایی نشان داده است. آثار زولا با آنکه بر جنبه های علمی زیست شناسی و مسأله توارث و جبر علمی متکی است، از جنبه های شاعرانه و تغزلی و صور ذهنی خارق العاده نیز سرشار است. نفوذ زولا و مکتب ناتورالیسم او در نویسندگان ملل مختلف قرن بیستم انکارناپذیر است".
مهدی یزدانی خرم در نوشتار "بازخوانى شکست راست گرایان افراطى" می نویسد: "زولا به عنوان نویسنده اى معترض به سیستم حکومتى فرانسه که تحت حمایت راستگرایان به اغماض هایى چند در باب عدالت دست زده بود، توانست منش نویسندگى را تغییر داده و آن را وارد عرصه اى فراگیر تر نماید".
تارنمای لغت نامه دهخدا به نقل از  "دایرة المعارف فارسی" می نویسد: "زولا تحت تأثیر بالزاک، ستندال و فلوبر قرار داشت و معتقد بود ابتکار واقعی هنری از این راه حاصل می شود که شخص سنت ها را به یک سو نهد و بکلی تابع زندگی زمان خود باشد و نیز اعتقاد راسخ داشت که روش علمی بهترین روش نزدیک شدن به حقیقت است ... برای ساختن تصویر دقیق زندگی عصر خود توصیف جزئیات را به سرحد کمال میرساند و در این راه هیچ چیز هر قدر هم کثیف باشد او را متوقف نمی کرد. زولا به اصلاحات اجتماعی علاقه ٔ تام داشت، با کاتولیکها سخت ضدیت می کرد".
شیرین دخت دقیقیان در نوشتار "بازخوانی امیل زولا" می نویسد: "امیل زولا برای همیشه، نماد مفهوم روشنفکر و وجدان بیدار شهروندی خواهد بود و باز ‏خوانی او، برای همۀ زمان ها، درس هایی خواهد داشت".‏
یادداشت پایانی
١ - برخی منابع مرگ امیل زولا را حادثه ای کاملا مشکوک قلمداد می کنند و آن را بهیچوجه طبیعی نمی دانند.
٢ - اناجیل اربعه ای که امیل زولا در سال های آخر عمر نوشت با آنچه تحت همین عنوان و مشتمل بر انجیل متی ، انجیل لوقا، انجیل یوحنا، انجیل مرقس است تفاوت دارد و مذهبی نیست بلکه فقط یک رمان ادبی است.
٣ - ژرژ بنجامین کلمانسو معروف به ببر فرانسه، که در سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۹ نخست وزیر فرانسه شد مدیر و سردبیر روزنامه ای بود که در ژانویه ۱۸۹۸ نامه ی سر گشاده ی امیل زولا یا مقاله ی تکان دهنده ی "من متهم می کنم" را منتشر کرد.
٤ - بنظر می رسد مکتب ادبی ناتورالیسم (طبیعت‌گرائی) که با تلاش امیل زولا و دوستان فیلسوف و اندیشمند او پایه گذاری شد امروزه نیز به شکل ناتورالیسم مستند و اجتماعی و طنزآمیز و انتقادی دامنه‌ی نفوذ خود را در عرصه ی ادب و هنر حفظ کرده است.
۵ - بی تردید بررسی زندگی و آثار امیل زولا تنها در یک نوشتار نمی گنجد و این امر نیازمند پژوهش ها ی گسترده تری است.
دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
امیل زولا : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
ماجرای زندگی امیل زولا : تارنمای نودهشتیا
نامه ی تاریخی او، من متهم می کنم : بسیاری از تارنماها
بازخوانى شکست راست گرایان افراطى، نوشتاری از مهدی یزدانی خرم  : تارنمای باشگاه اندیشه
برخی آثار ترجمه ‌شده ی او به زبان فارسی : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا و بسیاری از تارنماها
روشنفکری با قرائت حقوق بشر، نوشتاری از شکوه ميرزادگی : تارنمای ایرون
بازخوانی امیل زولا، نوشتاری از شیرین دخت دقیقیان : تارنمای ایران امروز
امیل زولا : تارنمای باشگاه اندیشه
تاریخ قرن نوزدهم و معاصر : تألیف آلبر ماله ترجمه ٔ نصراﷲ فلسفی
امیل زولا : ‌دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، انتشارات فرانکلین - ١٣٤۵ - تهران
مكتب ناتورالیسم : پورتال ایران تراک
مکتب های ادبی و هنری : تارنمای آریا ادیب

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/01/blog-post_3393.html