ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۳۰, دوشنبه

قاراشمیش نامه


در فرهنگ واژه ها
قاراشمیش = در محاوره بسیار کاربرددارد و برای درهم ریختگی استفاده می شود - از ریشه ی آذری/ارمنی (قاریشمیش) به معنی به هم ریخته و درهم - بلبشو - درهم و برهم - هیاهو - پیچ در پیچ - نامنظم: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
قاراشمیش = وضعیت جنگی ، خرابی اوضاع ، اوضاع خیْط ، هرج و مرج: تارنمای ویکی ‌واژه   
قاْراشْمیْش در گویش گنابادی = وضعیت جنگی، خرابی اوضاع، اوضاع خیْط، هرج و مرج، گرگ و میش: تارنمای واژه یاب 
قاْراشْ میْش: داغان/خراب/قمر در عقرب/مثلا اوضاع قاراش میش است (واژه نامه ی آزاد): تارنمای واژه یاب
قاراشمیش = مخلوط درهم: واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
برخی از مترادف های قاراشمیش
شلم شوربا = (اوضاع قاراشمیش): تارنمای کنایه ها و ضرب المثل های فارسی
شلم شوروا = شلغم شوربا = معنی اصلی آن آش شلغم است (فرهنگ لغات عامیانه) - شوربا که شلغم در آن کنند - کار یا نوشته ٔ سخت درهم ریخته و بی ترتیب و نظم (یادداشت دهخدا) - چیز درهم ریخته - نامنظم - شلوغ و بی معنی - بی ربط (فرهنگ لغات عامیانه): لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
هردمبیل و هردنبیل (هردن بیر) = بدون نظم - نه بترتیب نیکو - نه بنظم شایسته - بی رویه - بی معنی - نابجای - چرند: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
خرتوخر = هرج و مرج - اغتشاش - درهم و برهم - بهم خورده - مغشوش: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
در برخی از نوشتارها و کتاب ها
قاراشمیش، گاهی همه چیز خراب مویشه قاطی میشه: از خودم شروع کنم! ترم پنجم و استادامون سگن و امتحانم دارم..عملی این ترم زیاد دارم..دقیقا اخر هر هفته با ارین دعوام شده بوده.. حوصله هیشکی رو ندارم..حوصله نصیحت رو ندارم..تنها چیزی که ارومم میکنه اینه ک بخوابم!!اونم به خاطر حجم زیادد درسام خیلی به ندرت پیش میاد که دل سیر بخوابم..از خودم راضی نیستم....نمیخوام اینجور دکتری بشم  باید کنار خانوادم باشم... چرا باید توی یه اتاق چهار نفری زندگی کنم با اخلاقای متفاوت... چرا باید همش حرص فلان رفتار فلانی رو بخوری... مشکل مالی دارم..نمیتونم رفاه داشته باشم خیلی جاها..این اذیتم میکنه... (زندگی یک دانشجوی پزشکی/ دختری که به زندگی می اندیشد): تارنمای گلی
اتاقک شلوغ و قاراشمیش: پله های کج و معوج را باید بالا می رفتی و وارد اتاقک شلوغ و قاراشمیش او با میز خیاطی کهنه و تق و لق و دهان کج کرده، و انواع پارچه و لباس ریخته آشفته و پاشیده مواجه می شدی ان لباس را برای شوریده دوخته بود (نوشته ی ‎رسول ارونقی کرمانی): تارنمای کتاب تخته بازان واشنگتن
کتاب «اوضاع قاراشمیش می‌شود» (نوشته ی طاهره ایبد با تصویرگری میثم موسوی): به گزارش خبرنگار مهر، در داستان این کتاب، چیزها جا به جا و اصطلاحا قاراشمیش شده‌اند. مثلا عمونوروز تقاضای بازنشستگی کرده یا آقای مدیر کل در گوشی تلفن به پسرش می‌گوید که آبرویش را از سر چوب‌لباسی خانه بردارد و به اداره بیاید. منظور او از آبرویش، شلوارش است چون به خاطر حواس‌پرتی با زیرشلواری‌اش به اداره آمده است: تارنمای خبرگزاری مهر
در برخی از ویدیوها
ترانه ی قاراشمیش - اجرا: هاتف
https://www.youtube.com/watch?v=QE_rdp0NOqg
ترانه ی قاراشمیش - اجرا: مهران
https://www.youtube.com/watch?v=97s2fIazELY
رباعی قاراشمیش
اوضاع آن دیار قاراشمیش است/ دل پر غم است و به تشویش است
ظلم و فساد، ز حد بیش است/ رزم_ رهایی است که در پیش است
دکتر منوچهر سعادت نوری
همین نوشتار در تارنمای ایرانیان ایرون:
http://www.iroon.com/irtn/blog/10523/
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/03/blog-post_20.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها